تبليغاتX
تلاوتها و متنهای قرآنی

آهای نظر نداده نری ..!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Image and video hosting by TinyPic گفتم نرو پرپر میشم
 
گفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدم
 
گفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلم
 
گفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوز
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روز
 
گفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذره
 
گفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخره
 
گفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتی
 
گفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتی
 
گفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
گفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدم
 
گفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنم
 
گفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنو
 
گفتی: فراموش کن منو Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 کلمه دوستت دارم پایان همه جدایی هاست 

 اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستین من به 

 

  توست 

 پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

***مژده ***

کسی که کاریکاتور حضرت محمد رو کشیده بود تو یه آتش سوزی خانوادش و خودش مردن.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نظر یادتون نره ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

هر چند حال و روز زمين و زمان بد است

 

یك تكه از بهشت در آغوش مشهد است

 

حتي اگر به آخــــــــــر خط هم رسيده اي

 

آنـــــجا براي عشق شروعي مجدد است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

                                          من و تــــو

من و تو با هميم اما دلامون خيــلي دوره        هميشـــه بين ما ديوار زرد رنگ غروره

نداريم هيچكدوم حرفي كه بازم تازه باشه      چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت وكوره

          من و تــــــــــــــــو ,من و تـــــــــــــــــو,من و تـــــــــــــــــــــو

          هم صداي بي صدايي با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما    يه عمره وعده هامان افتاده از امشب به فردا

تموم وعده ها رو داديم و حرفارو گفتيم     ديگـــــه هيچي نمي مونــــــه براي گفتن ما

          من و تــــــــــــــــو ,من و تـــــــــــــــــو,من و تـــــــــــــــــــــو

          هم صداي بي صدايي با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه     ديگه افتاده از كار ساعت پير رو تاغچـــه

گلاي قالي رنگ زرد پـــــــاييزي گرفتن     اونام خسته شدن از بحث هر روز تو و من

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

آهای ، نظر نداده نری ها...!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد از زخم تيشه خسته نشو که وجودت شايسته تنديسي زيباست

 

 به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد، به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

امروز شنیدم که رفته ای

و دلم باز شکست ...

و تنم باز گریست ...

و نگاهم پی یاری گم شد ...

من چه تلخم امروز  ! ! !

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

اون پرنده تو بودی ...

پیرهن ابرو درید

رفت و گم شد تو غرور

رفت و از همه برید

او ن که روی عاشقی طرح دلتنگی کشید

جفت پر شکستشو  ...

توی تنهایی ندید

من اون پرندام ،  گنگ و خسته

هر پر پاکم روی یه سنگ

هر یه پری که رخت تو بود

حالا واسه خاک رختی قسنگ  ...

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

اگه تن پس می زنیم ، حرمت عشقو نشکنیم

اگه چاوش نشدیم ، به شب شبیخون نزنیم

اگه من جفت تو نیست ، ترانه اندازه توست

تو شبای بی کسی ، ما همه دنبال منیم !!!

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که توی دنیا

جز برای او و جز با  او نمی خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد  ...

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

به پايان فکر نکن , انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي کند ... بگذار پايان تو را غافلگير کند , درست مانند آغاز

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند... به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها... توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد... مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي... جاي خالي او... با هيچ رنگي پر نشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو،

 يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو،

همين يک لحظه باقي است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

                               خنده واسه هميشه از لبـام رفت

                          رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

                               خنده واسه هميشه از لبـام رفت

                          رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

امام علی علیه سلام می فرمایند:

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود.

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود.

مراقب رفتارت باش که عادتت می شود.

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود.

                                          مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

تورا ای خدایی ترین آرزو به دست

خدا می سپارد دلم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عمریه خيلي دلم گرفته بود

ديدم اينجوري نميشه پا می شم خودمو حسابي خالي کنم

ازش می خوام يه راهي پيش پامون بذاره؛ خودش گره کارمونو باز کنه

خدايا درماندگي و دودليم رو خود ديدي

ديدي که غير تو کسي را ندارم

ديدي که تنها اميدم تويي

پس خودت يه نگاهي بنداز

الهي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

تو را به جاي همه زناني که نمي شناختم دوست مي دارم
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم
براي خاطر عطر گستره ي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم
براي خاطر برفي که آب مي شود، براي نخستين گل
براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي رماندشان
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه زناني که دوست نمي دارم دوست مي دارم
جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خويشتن را بس اندک می بینم.
بي تو جز گستره يي بي کرانه نمي بينم
ميان گذشته و امروز.
از جدار آيينه ي خويش گذشتن نتوانستم
مي بايست تا زندگي را لغت به لغت فراگيرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از يادش مي برند.

 

تو را دوست مي دارم براي خاطر فرزانه گي ات که از آن من نيست
تو را به خاطر سلامت
به رغم همه آن چيزها که جز وهمي نيست دوست دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني که بازش نمي دارم
تو مي پنداري که شکي، به حال آن به جز دليلي نيست
تو همان آفتاب بزرگي که در سر من بالا مي رود
بدان هنگام که از خويشتن در اطمينانم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

گفتم: سفر عشق تو دشوارترين است

              

گفتا: چه توان كرد ره عشق همين است

 

گفتم : خطر مرگ به هر گوشه نهان است

                

گفتا: آنچه كه عيان است چه حاجت به بيان است

 

گفتم : كه ندانسته دراين چاه فتادم    

           

گفتا كه : من اين بند به پايت ننهادم

 

گفتم : گنه كار دل بي سر و پا بود  

              

گفتا كه : نگو ! بهر تب ، عشق دوا بود

 

گفتم : چكنم تا كه ببينم دگرت باز ؟    

         

گفتا: ز چه اين فكر نكردي تو از آغاز

 

گفتم : نرود در همه شب چشم مرا خواب

               

  گفتا : به از اين چيست ؟ ببين صورت مهتاب

 

گفتم : ره آزاديم از عشق ، كدام است؟     

              

گفت : اين ره  مرگ است كه پايان كلام است

 

گفتم : چو بميرم به ره عشق چه سود است ؟  

            

گفتا كه : نه ، اين مرحله گفت و شنود است

 

برخيز كه نه ننگ به جا ماند و نه نام        عاشق شو و از ياد ببر سختي ايام

 

                         اینم از وبلاگ خوشگل اعتماد زدم . حالشو ببرین

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،

ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی غنج می رود.

ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید.

من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود

من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!''

تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....! خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!''

من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه !!

جالب بید   ؟big grin

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |