تبليغاتX
تلاوتها و متنهای قرآنی
تلاوتها و متنهای قرآنی
استاد عبداللهی

سیه چشمی به کار عشق استاد
 درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد

اینم شعری از استاد عزیزم ، آقای عبداللهی که هنوز هم دست خطش رو تو صفحه آخر کتاب ادبیات پیش دانشگاهیم نگه داشتم

استاد عبداللهی دوستون دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بگذار

بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز
 بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
خورشید از آن دور از آن قله پر برف
آغوش کند باز همه مهر همه ناز
سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
از لانه برون آمده دارد سر پرواز
پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست
پرواز به آنجا که سرود است و سرور است
آنجا که سراپای تو در روشنی صبح
رویای شرابی است که در جام بلور است
آنجا که سحر گونه گلگون تو در خواب
از بوسه خورشید چون برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در ایینه جادویی خورشید
 چون می نگرم او همه من من همه اویم
او روشنی و گرمی بازار وجود است
 درسینه من نیز دلی گرم تر از اوست
او یک سر آسوده به بالین ننهادست
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست
ما هر دو در این صبح طربنک بهاری
از خلوت و خاموشی شب پا به فراریم
ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیده جان محو تماشای بهاریم
ما آتش افتاده به نیزار ملالیم
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم
بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مولانا
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده
آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما
مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را
دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه
ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها
هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو

یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی
یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو

ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر
نطق زبان را ترک کن بی‌چانه شو بی‌چانه شو

مولانا
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

خویشاوندی انسان و محیط

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمی دیدم گناهکاربودم. هوای تاریک و روشن مرااهل مراقبه بار آورد، تماشای مجهول را به من آموخت.من سالها نماز خوانده ام.
بزرگترها می خواندند، من هم می خواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد می بردند. روزی در مسجد بسته بود، بقّال سر گذر گفت: «نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متری به خدا نزدیکتر باشید»
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم،بی آنکه خدایی داشته باشم.

... نمی دانم تابستان چه سالی،ملخ به شهر ما هجوم آورد، زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادی ها شدم. راستش را بخواهید، حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه می رفتم، سعی می کردم پا روی ملخ ها نگذارم. اگر محصول را می خوردند پیدا بود که گرسنه اند. منطق من ساده و هموار بود. روزها در آبادی زیر یک درخت دراز می کشیدم و پرواز ملخ ها رادر آسمان دنبال می کردم. اداره ی کشاورزی مُزد contemplation مرا می پرداخت.

... روی زمین میلیونها گرسنه است. کاش نبود. ولی وجود گرسنگی، شقایق را شدیدتر می‌کند. و تماشای من ابعاد تازه ای به خود می گیرد. یادم هست در بنارس میان مرده ها و بیمارها و گداها از تماشای یک بنای قدیمی دچار ستایش ارگانیک شده بودم. پایم در فاجعه بود و سرم در استتیک. وقتی که پدرم مُرد، نوشتم: پاسبانها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود. وگرنه من می دانستم و می دانم که پاسبانها شاعر نیستند. در تاریکی آنقدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم. چیزی در ما نفی نمی‌گردد. دنیا در ما ذخیره می‌شود. و نگاه ما به فراخور این ذخیره است. و از همه جای آن آب می خورد. وقتی که به این کُنار بلند نگاه می‌کنم، حتی آگاهی من از سیستم هیدرولیکی یک هواپیما در نگاهم جریان دارد. ولی نخواهید که این آگاهی خودش را عریان نشان دهد. دنیا در ما دچار استحاله مداوم است.

من هزاران گرسنه در خاک هند دیده ام. و هیچ‌وقت از گرسنگی حرف نزده ام. نه، هیچ وقت. ولی هر وقت رفته ام از گلی حرف بزنم دهانم گس شده است. گرسنگی هندی سبک دهانم را عوض کرده است. و من دین خود را ادا کرده‌ام.

سهراب سپهری-از کتاب «...هنوز در سفرم»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

قصه

در افسانه‏ها آمده، روزی كه خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند

و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یكی از فرشتگان به پروردگار

گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون كن. فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده.

 و سومی گفت: راز زندگی را در كوه‏ها قرار بده.


ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته‏های شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر

خواهند بود آنرا بیابند، در حالی كه من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد.

در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب

 بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمی‏افتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون

 خودش نگاه كند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پت و مت

اینم لینک خرید کارتون باحال پت و مت

لذت ببرین

http://www.takshop.com/direct_product.php?ID=303

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مهربانم
مهربانم، ای خوب!
 
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است....
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش اینست؛
زیر این سقف بلند،  هر کجایی هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی  و تبسم باشد...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که دنیایش را،
همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده
و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....
مهربانم، ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی…

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

با كساني كه به تو عشق ميورزند مهربان باش*

  Click to view full size image

مردي با اسب و سگش در جادهاي راه مي رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي ،
صاعقه اي فرود امد و انها را كشت . اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده و
همچنان با دو جانورش پيش رفت . مدتي طول كشيد تا مرده ها به شرايط جديد
خودشان پي ببرند .
پياده روي درازي بود، افتاب تندي بود به شدت تشنه بودند. در پيچ يك جاده، دروازه
تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا بازمي شد و در وسط ان
چشمه اي بود كه اب زلالي از ان جاري بود .
رهگذر رو به مرد دروازه بان كرد و گفت: ( روز بخير، اينجا كجاست كه اينقدر زيباست؟)
دروازه بان:(اينجا بهشت است ) ـ ( چه خوب كه به بهشت رسيديم ، خيلي تشنه ايم)
دروازه بان به چشمه اشاره كرد و گفت:( مي توانيد وارد شويد و بنوشيد)
مرد: اسب و سگم هم تشنه اند . نگهبان:( واقعا متاسفم ورود حيوانات به بهشت ممنوع
است). مرد نا اميد شد ، خيلي تشنه بود اما حاظر نشد به تنهايي اب بنوشد.
به راهش ادامه داد. به مزرعه اي رسيدند راه ورود به اين مزرعه ؛ دروازه اي قديمي بود
مردي در زير سايه درختها
 
دراز كشيده بود . مسافر گفت:( روز به خير) مرد با سر جواب
داد. ـ ( ما خيلي تشنه ايم ؛ من، اسب و سگم) مرد گفت:( ميان ان سنگها چشمه اي
 

است. ) مرد با حيواناتش تشنگيشان را فرو نشاندند.
مسافر پرسيد: ( فقط مي خواهم بدانم نام اينجا چيست؟) مرد گفت: ( بهشت)
مرد گفت:( بهشت؟!) اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت : ( انجا بهشت است !)
ـ ( انجا بهشت نيست، دوزخ است )
مسافر حيران ماند و گفت:( بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند !
اين اطلاعات غلط باعث سر در گمي زيادي ميشود !)
ـ( كاملا بر عكس ؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي كنند . چون تمام انهايي كه حاظرند
بهترين دوستانشان را ترك كنند ، همانجا مي مانند )
از كتاب ((شيطان و دوشيزه پريم ))

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عشق

...عشق تعبیر نگاه چه کسی است؟
ان که از جان گذرد؟و به پای معشوق پر و بالی

بزند؟
یا که از بیشه دور
سبدی از
گل یاس
به تو تقدیم کند،
که سراسر
شوری
و پر از عاطفه ای
...
باز هم می پرسم
عشق تعبیر نگاه چه کسی است؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

باور کن

دوستت دارم

صدایت را کنم هر شب بهانه

در این بیگانه اوضاع و زمانه

فغان گویم ز این دوران و لیکن

شوم هر دم سر زلفت روانه

گل و مشک و شرابست جرعه جرعه

زعشقت می خورم من عاشقانه

فراوان دیده ام جانا ز عشرت

کنند پیراهن و جان پاره پاره

جوانا ناز بی آواز هرگز

که دیده بی هوس هم تاره تاره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دانلود قرائت قرآن استاد شحات محمد انور

     دوستای عزیزم ، چندتا تلاوت از استاد شحات محمدانور برای دانلود براتون میذارم انشالله از اين بعد با پیشنهاد شما تلاوت خواهم گذاشت    

                   سوره توبه                 سوره قمر و الرحمن

                     سوره بلد                    سوره حجرات و قاف

                  سوره شوري              سوره حج

  براي دانلود روي اسم سوره ها كليك كنين

               يادگاري يادت نره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

لحظه هاى كاغذى

لحظه هاى كاغذى

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى كاغذى را، روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانى، زندگى هاى ادارى
آفتاب زرد و غمگين، پله هاى روبه پايين
سقف هاى سرد و سنگين، آسمان هاى اجارى
با نگاهى سرشكسته، چشم هايى پينه بسته
خسته از درهاى بسته، خسته از چشم انتظارى
صندلى هاى خميده، ميزهاى صف كشيده
خنده هاى لب پريده، گريه هاى اختيارى
عصر جدول هاى خالى، پارك هاى اين حوالى
پرسه هاى بى خيالى، نيمكت هاى خمارى
رونوشت روزها را، روى هم سنجاق كردم:
شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى
عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى
روى ميز خالى من، صفحه باز حوادث
در ستون تسليت ها، نامى از ما يادگارى
مرحوم قیصر امین پور(ره)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دانلود قرائت

        سلام 

 دوستای عزیزم ، امروز چندتا تلاوت از استاد مصطفی اسماعیل برای دانلود براتون میذارم انشالله تو پستهای بعدی از استادهای دیگه ( با پیشنهاد شما ) تلاوت خواهم گذاشت    

                           سوره هود                                  سوره قصص

                           سوره ابراهیم                           سوره ابراهیم (2)

                           سوره بلد                                     سوره شمس

                           سوره تحریم                               سوره فاطر و حاقه 

                           سوره نجم و قمر                       سوره حاقه

                           سوره بقره                                   سوره حجر و الرحمن    

                          سوره یوسف                              سوره رعد

                          سوره حجرات و قاف                سوره لقمان

                          سوره قاف و ذاریات                  سوره نازعات و علق

                          سوره نمل                                    سوره فاطر و حاقه

                          سوره حج                                    سوره نسا’

                     

 برای دانلود روی اسم سوره ها کلیک کنین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

اینم عکس خودمه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عکس

بدون شرح...!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

صدف

مرامت را بنازم اي صدف
هرگاه دلت از آسمان آبي و
درياي پر امواج مي گيرد
دهانت بسته مي گردد
دلت پر غصه مي گردد
و عشق تو
به آن دريا
چنان پاك و چنان خالص
كه همچون دُر
سفيد و ناب مي گردد
و دريا
همچنان كف بر لبِ
اين آسمان آبي و ساحل
به دنبال افق گردد..
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

تنهایم

I'm so tired of being here
فرسوده ام از ماندن
Suppressed by all my childish fears
محصور در تمام ترسهاي کودکي ايم
And if you have to leave
و اگر اراده اي بر اين قرار گرفته که مرا ترک کني
I wish that you would just leave
آرزو دارم به تمامي مي رفتي
'Cause your presence still lingers here
زيرا سايه سنگين حضورت هنوز اينجاست
And it won't leave me alone
و مرا تنها نمي گذارد
 These wounds won't seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There's just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
You used to captivate me
عادت داشتي فريبم دهي
By your resonating life
با نور درخشانت
Now I'm bound by the life you've left behind
اما اکنون من اسير زندگي به جاي مانده از تو هستم
Your face it haunts
اين چهره توست که شکار ميکند 
My once pleasant dreams
هر شب روياهاي شيرينم را
Your voice it chased away
اين صداي توست که از من مي گريزاند
All the sanity in me
تمامي عقلانيتم را
These wounds won't seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There's just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
 I've tried so hard to tell myself that you're gone
بسيار سخت تلاش کرده ام تا به خود بفهمانم که تو ديگر نيستي
But though you're still with me
اما تو هنوز ترکم نمي کني
I've been alone all along
و من که براي بازمانده زندگي تنهايم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

طنزانه

اگر مردی زن نگیرد عاقل است ولی اگر زنی شوهر نکند،«بیخ ریش پدرش مانده«است

اگر مرد شب ها تا صبح بیرون از منزل بماند،مهمانی بوده است ولی اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بیاد ددر رفته بوده و رفیق دارد
اگر مرد ضعیف النفس و سهل انگار باشد جوانمرد است ولی اگر زن بردبار وبا گذشت باشد بی عرضه و شلخته است
اگر مرد ساعت ها با کسی درگوشی صحبت کند کسب اخبار است و اگر زن قدری حرف بزند وراج است
اگر مرد در حضور دیگران به زنش محبت کند و او را ببوسد مهربان و وفادار است ولی اگر زن این کار را بکند بی حیا است
اگر مرد پرخور باشد خوش اشتها است ولی اگر زن پرخور باشد شکمو است
اگر مرد چهل سال داشته باشد جوان است و اول چلچلیش ولی اگر زنی سی وپنج سال بیشتر داشته باشد مادر فولاد زره است
اگر مرد خراج باشد دست و دل باز است و اگر زنی ولخرج از آب در بیاید خانه خراب کن است
اگر مرد خسیس باشد مقتصد و صرفه جو است و اگر زن بخیل باشد گدا است
اگر مرد موهاش سفید شده باشد پخته و موقر است ولی اگر زن موهایش قدری خاکستری باشد عجوزه و پیر کفتاراست
اگر مرد کم حرف باشد متین و سنگین است ولی اگر زن کم حرف بزند از خود راضی و اخمو است
اگر مرد سبیل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره علامت مردانگی و زینت است و لی اگر زنی مویی در صورت داشته باشد وای خدا به دور نگو نگو
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دوستاي عزيزم مدتيه كه مي خوام راجع به قرآن هم تو وبلاگم مطلب بنويسم . هرچي باشه من يكي از چند تا قاري خوب شهر هستم . راستش نمي دونم اولين كارم چي خواهد بود ولي سعي مي كنم از اين به بعد مطالبي رو درباره قرائت و قاريان ايراني و مصري بنويسم و اگه شد چندتا از قرائت هاي مجلسي خودم رو واسه ي دانلود قرار بدم . چاكر همگي

حامد    

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

از کالی بیا...برسیم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

به که باید دل داد؟

 

 به که باید دل داد؟            

    به که باید پیوست؟

 و به چشمان که باید خندید؟

  به نسیم گذرا

         به گل اطلسی و یاس سپید

 به کبوتر حرم

         یا به مهتاب خدا؟

              به که باید پیوست؟

         به عبور گل سرخ

        یا به تکرار نگاه

              یا صدای نفس چلچله ها

                          یا به یک برگ خزان دیده سرد؟

        به که باید دل داد؟

            به یکی مرد بزرگ

                                یا به یک کودک شیطان و شرور

     یا به یک نغمه شاد؟

             به که باید پیوست؟

    به یکی رود زلال

        یا به یک رشته پیچیده کوه

                          یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ؟

    به که باید خندید؟

       به نگاه تر یک پروانه

            یا به یک شعله مستانه شمع

      یا به یک روشنی تار دل دیوانه؟

           به که باید خندید؟

          به که باید پیوست؟

   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دلم می خواهد...

دلم می خواهد صدای خنده هایت در خانه ی دلم طنین اندازد

دلم می خواهد تو چاچراغ زندگی خاموش و تاریک من باشی

دلم می خواهد مانند یک نیلوفر به دور تو بپیچم

دلم می خواهد تو مال من و تنها مال من باشی

بگذار رودخانه ی کوچک قلبم به دریای پر خروش قلب تو بریزد

بگذار در وجودت حل شوم ٬نابود شوم ٬نیست شوم

بگذار همه ی تو باشم ..... بگذار! بگذار!

    

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

4

هميشه برا کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه * واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي واست اشک ميريزه * واسه کسي غمگين باش که در غمت شريکه * عاشق کسي باش که دوستت داره

4

بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره!

 

بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي!

 

بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه!

 

بدترين درد اينه كه عاشق يكي باشي و اون ندونه!

فقط برای تو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دلتنگم ...

 دلتنگم! دلتنگ لحظه هاي ناب خود يا لبخند هاي ناز تو؟!! نمي دانم!!!

راستش را بگويم! دلتنگ هماني ام که نه تو مي داني و نه من!!! نه! نه!

 بگذار فلسفه بافي را بگذارم براي وقتي که حوصلهء دروغ گفتن داشتم!

 راست ترش را بگويم! نه دلتنگ لحظه هاي نابم و نه لبخندهاي نازت ...

دلتنگم! دلتنگ خود خود تو!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

پیوندهای روزانه
عكسهاي عاشقانه و حرفهاي دل
مرکز دانلود ایران
وبلاگ فرزاد حسنی
سایت دانلود تلاوت
کارت شارژ رایگان ایرانسل
وبلاگ رندان قلندر
تلاوت تصویری از استاد مصطفی اسماعیل
درباره مصطفی اسماعیل
سایت استاد مصطفی اسماعیل
پوریا
سایت استاد محمد رفعت
عجیب ترین وبلاگ
زنان و مردان را بی پرده ببینید
سايت استاد هنداوي
علیرضا شحنه پور
ثبت دامنه رایگان
حمید جان
فقط کارتون...
تک ستاره
زیست شناسی متوسطه و پیش
سه تفنگدار
وبلاگ منبع مقالات رشته ی برق
آریای ایران
فرشید
عاشقانه ها
حرفهای دل
سايت استاد حنيفي
حسین رفیعی عزیز ( گیلان)
دل نوشته های کودک خیابانی ...
مذهبی
سالهای سوخته
وبلاگ مهدی
فرشاد عزیز
گریزان از عشق
اعتماد
میثم
آزیتای عزیز
nobody
حسنا
شادمهر عقیلی
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
هفته اوّل آذر 1388
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386

آرشیو موضوعی
sms
دانشكده
نرم افزار موبایل
بازی موبایل
اطلاعات موبایل
دانلود قرائت
درباره قرائت خودم
عکس های دیدنی
موسیقی مقامی عرب
عبدالفتاح شعشاعی
محمد رفعت
مصطفی اسماعیل
محمد صدیق منشاوی
محمد احمد شبیب
علی محمود
محمد احمد شبیب
راغب مصطفی غلوش
شحات محمد انور
کامل یوسف البهتیمی
احمد احمد نعینع
محمد عبدالعزیز حصان
شعبان عبدالعزیز صیاد
ابوالعینین شعیشع
سایر قاریان
سيد نقشبندي
عبدالمنعم طوخي
طه الفشني
محمود رمضان
اخبار مسابقات قرآنی در ارومیه و استان
محمد عبدالوهاب
آموزش مقام نهاوند
آموزش مقام بيات
آموزش مقام رست
آموزش مقام سه گاه
آموزش مقام عجم
آموزش مقام حجاز
آموزش مقام صبا
آموزش مقام چهارگاه
آموزش مقام عجم
محمود علی البنا,
عبدالباسط محمد عبدالصمد
طه الفشنی
احمد ابوالقاسمي
حامد ولیزاده
بابک ولیزاده
محمد اللیثی
احمد الرزیقی
سید متولی عبدالعال
ابتهال
خلیل الحصری
احمد الرزیقی
محمد طبلاوی
محمد طنطاوی
محمد بسیونی
منصور الدمنهوري
حمدي محمود الزامل
سعيد عبد الصمد الزناتي
أنور الشحات محمد أنور
عبد العزيز علي فرج
طارق عبد الباسط عبد الصمد
عبد العظيم زاهر
عبد الفتاح الطاروطي
محمد السيد ضيف
محمد بدر حسين
محمد عطية حسب
محمد فريد السنديوني
محمد عمران
محمود عبد الحكم
دانلود قرائت تصويري
نرم افزارهاي قرآني
مقالات قرآنی
شیخ احمد سلامه
قطعات زیبا از تلاوتها
عکس قاریان
دل نوشته هایم
سعید مسلم
حامد شاکرنژاد
اذان
ص . ج
ماجرای تلاوت قرآن با موسیقی

پیوندها
دلتنگيها
تنهايي از ان خداست
آتش عشق
آموزش مقام رست
آموزش مقام حجاز
آموزش مقام نهاوند
حامد وليزاده
آموزش مقام عجم
آموزش مقام چهارگاه
آموزش مقام صبا
دانلود 221 تلاوت از استاد مصطفي اسماعيل
دانلود تلاوتهاي ناب
مقاله تقوا
دانلود مجموعه 70 تلاوت مجلسی
قرآن با ترجمه
سایت استاد محمد رفعت
تمام تلاوتهای استاد رفعت
سایت استاد طنطاوی
دانلود تصاویر استاد مصطفی اسماعیل
وبلاگ جشنواره
عكسهاي عاشقانه
حرفهاي دل
آهنگ هاي محمد عبدالوهاب
آموزش مقام بيات
آموزش مقام سيكا

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً