تبليغاتX
تلاوتها و متنهای قرآنی
کجاست لحظه دیدار
 
میان بغض، سکوتی از جنس فریاد است
 
بیا، که دیده، تو را آرزوی دیدار است
 
تو از قبله نوری، من از تبار صبوری
 
تو از سلاله عشقی، من از دیار نیاز
 
من از نگاه مانده به در خسته ام، عزیز رویایی
 
تویی نشسته به فردایم، بگو که می آیی
 
اگر نگاه منتظرم را گواه می خواهی
 
اگر شکسته دلی را بهانه میدانی
 
اگر سکوت غریبانه آیت عشق است
 
اگر صبر، صبر، صبر، بهای دیدار است
 
به جان غنچه نرگس تو را خریدارم
 
نشان ده مهر تو بر دل، به شوق دیدارم
 
من عاشقانه تو را در نماز از خدا می خواهم
 
شکوه نام تو را خوانده ، باز می خوانم
 
هزار پنجره از این نگاه لبریز است
 
بگو بگو که وقت طلوع ستاره نزدیک است
تقدیم به عزیز ترین گل
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

یه روز بهم گفت: می خوام باهات دوست بشم.اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....

 

بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه . منم خیلی تنهام....

 

یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم. اخه میدونی من اینجا

 

خیلی تنهام....

 

بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه. منم خیلی تنهام....

 

یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور.جایی که هیچ مزاحمی

 

نباشه. وقتی همه چیز حل شد 

 

تو هم بیا اونجا. اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....

 

بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم. فکر خوبیه. منم خیلی تنهام....

 

یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم. اخه میدونی من

 

اینجا خیلی تنهام....

 

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم.فکر خوبیه. منم خیلی

 

تنهام....

 

یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم.

 

اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام....

 

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: اره میدونم .فکر خوبیه . منم خیلی

 

تنهام....

 

حالا دیگه اون تنها نیست و از این بابت خوشحالم و چیزی که بیشتر از اون

 

خوشحالم میکنه اینه که هنوز

 

 نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام....

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اگر دل دليل است:


سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولى دل به پائيز نسپرده ايم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده ايم
گواهى بخواهيد، اينک گواه
همين زخم هايى که نشمرده ايم!
دلى سر بلند و سرى سر به زير
از اين دست عمرى به سر برده ايم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

من عشقمو همیشه داد میزنم تا همه بدونند چقدر عاشقتم

شب باران مي آمد.يك آدم كلافه زير لب تن اجدادراننده هاي بي احتياط را روي ويبره گذاشته بود.
پسركي كه فردا امتحان داشت حالش از "باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه"...به هم مي خورد.
بابا كنار پنجره تندتند سيگار مي كشيد.سوز مي امد.مادر خوابيده بود.گداهاي شهر زير سقف تئاتر شهر جمع شده بودند.
دكه داري كه يادش رفته بود روي روزنامه هايش پتو بكشد حالا مي لرزيد.دو نفر كه تازه نامزد كرده بودند كنار اتوبان پياده مي رفتند و اصلا حاليشان نبود كه موش آب كشيده شده اند.مهم نبود.

پيرمردي كه دكتر به بچه اش گفته بود آلزايمر گرفته نشسته بود روي نيمكت هاي سرد پارك و داشت به اين فكر مي كرد كه چرا بچه ها ديگر حوصله بازي ندارند.
دو تا دزد قرار گذاشتند كه امشب را استراحت كنند.مادر بزرگ كنار راديوي دوموج عتيقه ...سجاده اش را پهن كرد.بوي نم هوا را برداشته بود.
يك نفر داشت گريه مي كرد.چشم هايش خيس شده بود.دستهايش خيس شده بود.با خودش حرف مي زد:"چه خوب !باران كه مي ايد كسي نمي فهمد دارم گريه مي كنم" ....


*******
صبح كه بيدار شدم باران نمي امد.خدا تازه به فكر كودكي افتاد كه فردا امتحان داشت و كفش هايش سوراخ بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

گل رز من کجایی

عشق هدیه ای نمی دهد مگراز گوهر ذات خویش

وهدیه ای نمی پذیرد مگراز گوهر ذات خویش

عشق نه مالک است ونه مملوک،

زیرا عشق برای عشق کافی ست..

نه..!!؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بی توخیلی تنهام عزیزم

در انتهاي ذهن مُشَوّش خود

کلمات را تحت تعقيب قرار مي دم

نه واژه ايي ميآبم که شرح حالي باشد

نه جمله ايي که تسکين اين دلِ پاره پاره ...

تو همه عشق منی عزیزم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

شده آتشكده اي در هيجان هاي رها

از سر كوه سرازير شد اين آتش مست

خورد بر مروه و برگشت . . . صدا توي صدا

و صدا گريه يك حنجره اسماعيل

و صدا هروله بغض ترين هاجرها !

و صدا در فوران . . . زمزم اشكي جوشيد

مثل جوشيدن يك شعله كه از يك دريا . . .

موج آتش به تنش داشت ، هياهو مي كرد

آتش انگار كه سوزانده تن دريا را

عزیزم تو همه قلب منی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

موج هي دايره زد ، دور تو گرديد و سپس

دايره دايره در دايره چرخيد و سپس . . .

به طواف آمده اين ساحل رو در رو را

موج محرم شد و طوفان شد و پيچيد و سپس . . .

موج پوشيد به خود پيرهني از هيجان

هفت بار اين هيجان دور تو رقصيد و سپس . . .

هفت بار اين هيجان دستخوش مد شد و بعد

جزر و مدي شد و درياچه خروشيد و سپس . . .

نه ! ملامت نكنيد اين همه سر ريز شده

آتش است و دل انگور كه جوشيد، و سپس . . .

می پرستمت تنها رنگ زندگیم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اینم چندتا عکس باحال . لطفا یادگاری یادتون نره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ولنتاین مبارک..

امیدوارم کادوهای خوبی گرفته باشین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیداریاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوارایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دوریا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیراهن چرکین

هوا بس نا جوانمردانه سرد است .....آی.......

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور

منم دشنام پست آفرینش نغمهء نا جور

 

نه ازرومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا میزبانا میهمان سال وماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرماودندان است

 

من امشب آمدستم وام بگزارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد؟

فریبت می دهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

بوسيدن قول ماندن نيست.....

122.jpg

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |