تبليغاتX
تلاوتها و متنهای قرآنی
من و تو جر‌ات پرواز همه پرنده هاييم / واسه تا ابد رهايي ما دو بال آشناييم
.
.
.
.
دوست داشته باش و زندگي کن!زمان براي هميشه از آن تو نيست
.
.
.
.
چقدر سخت است منتظر کسي باشي که هيچ وقت فکر آمدن نيست!
.
.
.
.
روحي که يک بار سايه خدا را ديده باشد ، هرگز از اشباح ابليسان نخواهد ترسيد
.
.
.
.
زماني که متولد شدم يکي تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خنديدم و گفتم:تو کي هستي؟ گفت: غم و تنهايي
.
.
.
.
اگه مثل اشک تو چشمام بودي براي نگه داشتنت تا آخر عمر گريه نميکردم
.
.
.
.
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
.
.
.
.
هر گاه ديدي در اوج قدرت هستي به حباب فکر کن!
.
.
.
.

نازم به ناز آن کي که ننازد به ناز خويش / ما را به ناز فروشان نياز نيست / تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است
.
.
.
.
اگر تمام شب را در حسرت از دست خورشيد سر کني لذت ديدن ستاره ها رو هم از دست مي دهي!
.
.
.
.
Zendegi mesle alakolang baziye,yek nafare nemishe bazi kard. pas biya alakolang bazi
.
.
.
.
Ey kash mishod eshgh ra bavar koni, lahzeha ra gharghe niloofar koni, kash mikhak booye tanhai nadasht,lahzeye vesale eshgh payani nadasht
.
.
.
.
Baron nemisham ta begi ba che menati khodesho be shishe mikobe,abr misham ta az negaranie ye roze baroni har roz az panjare be man negah koni.
.
.
.
.

Labkhand hich rabti be marg nadare vali to bekhand ta man barat bemiram.
.
.
.
.
Ey do se ta kuche ze ma durtar _  Naghmeye to az hame mahjurtar - Kash ke in fasele ra kam koni _  Mehnate in ghafele ra kam koni - Kash ke hamsaye ma mishodi _ Mayeye asayeye ma mishodi - Harke be didare to nayel shavad - Yekshabe hallale masael shavad

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

http://mosi-sms.blogfa.com/

غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد
 
يا دل شيشه ايت از لب پنجره ي عشق زمين خورد و شكست ...

با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن و بگو با دل خود

كه خدا هست ... ! خدا هست ... !

غم و اندوه اگر هست بگو تا باشد

معني خوشبختي ، بودن اندوه است . . .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ديروز با خبر شدم استاد احمد ابوالقاسمي ۲۲ ارديبهشت ماه ميان اروميه .از خوشحالي نمي دونم چيكار كنم . ۷ ، ۸ ماه از آخرين باري كه ديدمشون ميگذره . متاسفانه تو اين مدت فرصتش رو نداشتم برم تهران واسه همين بي طاقت هستم كه هرچه زودتر ببينمشون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

همه روز روزه بودن ،‌ همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن

ز مدينه تا به کعبه ، ‌سر و پا برهنه رفتن

دولب از براي لبيک ، به وظيفه باز کردن

به مساجد و معابر ، همه اعتکاف جستن

ز ملاهي و مناهي همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن ،‌ به خداي راز گفتن

ز وجود بي نيازش ، طلب نياز کردن

به خدا که هيچ کس را ، ‌ثمر آنقدر نباشد

که به روي نا اميدي در بسته باز کردن

علامه شيخ بهايي

                            

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

درختی که رکوع رفته وبه شکل انسان است و رکوع رفته

 

گوشتی که رشته های چربیآن به شکل الله درآمده

 

کاکتوی که به شکل نام مبارک الله درآمده

 

کاکتوس دیگر که به شکل نام مقدس الله درآمده

صخره به سجده افتاده

والله علی کل شئ شهید

ابر به شکل الله

من هیچ کدوم از این عجایب رو تایید تا تکذیب نمی کنم . فقط ازتون دعوت می کنم به این نکته یه کم فکر کنین که تو قرآن اومده :حتی اشیاء دور و بر هم ذکر خدا میگن ...

وای بر ما انسانها ..

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چاکر همگی

یادگاری یادتون نره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

يگانه قرائتى كه داراى سندى صحيح و با پشتوانه جمهور مسلمين استحكام‏يافته،قرائت‏حفص است.اين قرائت در طى قرون پى در پى تا امروز هم‏واره ميان‏مسلمانان متداول بوده و هست و تداول آن به چند سبب بر مى‏گردد:

1- سبب اول،همان است كه قبلا به آن اشاره شد.در واقع،قرائت‏حفص همان‏قرائت عامه مسلمانان است،زيرا حفص و استاد او عاصم شديدا به آن چه كه باقرائت عامه و روايت صحيح و متواتر ميان مسلمانان موافق بود،پاى بند بودند.اين‏قرائت را عاصم از شيخ خود ابو عبد الرحمان سلمى و او از امام‏<امير المؤمنين‏»اخذكرده است و على عليه السلام به هيچ قرائتى جز آن چه با نص اصلى وحى كه ميان مسلمانان‏از پيامبر صلى الله عليه و آله متواتر بوده،قرائت نمى‏كرده است.اين قرائت را عاصم به شاگرد خودحفص آموخته است.از اين‏رو در تمامى ادوار تاريخ مورد اعتماد مسلمانان قرارگرفت و اين اعتماد عمومى صرفا از اين جهت‏بوده است كه با نص اصلى و قرائت‏متداول توافق و تطابق داشته است.نسبت اين قرائت نيز به حفص،به اين معنانيست كه اين قرائت مبتنى بر اجتهاد حفص است،بلكه اين يك نسبت رمزى است‏براى تشخيص اين قرائت و قبول قرائت‏حفص،به معنا قبول قرائتى است كه حفص‏اختيار كرده و پذيرفته است،زيرا اين قرائت از روز نخست‏بين مسلمانان متواتر ومتداول بوده است.

2- عاصم در بين قراء،معروف به خصوصيات و خصلت‏هايى ممتاز بوده كه‏شخصيتى قابل توجه به او بخشيده است.وى ضابطى بى‏نهايت استوار و در اخذ قرآن از ديگران بسيار محتاط بوده است،لذا قرائت را از كسى غير از ابو عبد الرحمان‏سلمى كه از على عليه السلام فرا گرفته بود،اخذ نمى‏كرد و آن را بر زر بن حبيش كه قرائت را ازابن مسعود آموخته بود،عرضه مى‏كرد.

ابن عياش مى‏گويد:<عاصم به من گفت:هيچ كس جز ابو عبد الرحمان،حرفى ازقرآن را براى من قرائت نكرد و من هر وقت كه از پيش وى باز مى‏گشتم،مسموعات‏خود را درباره قرآن به زر بن حبيش عرضه مى‏كردم.ابو عبد الرحمان نيز قرائت را ازعلى عليه السلام و زربن حبيش از عبد الله بن مسعود،اخذ كرده بودند» (1) .از اين جهت است كه‏به تعبير ابن خلكان:<عاصم در قرائت،يگانه مورد عنايت و توجه بوده است‏» (2) .به‏اين ترتيب،در تمام دوره‏هاى تاريخ،قرائت عاصم قرائتى بوده كه بر همه قرائت‏هاترجيح داشته و بين عامه مسلمانان رواج داشته و همگان بدان توجه داشته‏اند.

قاسم بن احمد خياط(متوفاى 292)كه از افراد حاذق و مورد وثوق بود،در قرائت‏عاصم،امام به شمار مى‏آيد و از اين جهت مردم اتفاق بر آن داشتند تا قرائت او را برديگر قرائت‏ها ترجيح دهند (3) .

در ابتداى قرن چهارم،در جلسه قرائت ابن مجاهد قارى بغداد،پانزده تن‏متخصص قرائت عاصم وجود داشته است و ابن مجاهد تنها قرائت عاصم را به آنان‏تعليم مى‏داد (4) .نفطويه،ابراهيم بن محمد(متوفاى 323)كه پنجاه سال آموزش‏قرائت را به عهده داشت، هر وقت كه جلسه خود را آغاز مى‏كرد،قرآن را به قرائت‏عاصم مى‏خواند و پس از آن به قرائت‏هاى ديگر مى‏پرداخت (5) .

امام احمد بن حنبل نيز قرائت عاصم را بر ديگر قرائت‏ها ترجيح مى‏داد،زيرامردم كوفه كه اهل علم و فضيلت‏بودند،قرائت عاصم را پذيرفته بودند (6) .همان طوركه ذهبى نقل كرده است:<احمد بن حنبل گفته است:عاصم مورد وثوق بود و من قرائت او را اختيار كرده‏ام‏» (7) .

لذا تمام ائمه قرائت كوشش كرده‏اند تا اسناد قرائت‏خود را به عاصم به روايت‏حفص به خصوص متصل كنند.امام شمس الدين ذهبى مى‏گويد:<بالاترين چيزى‏كه براى ما به وقوع پيوست‏به دست آوردن قرائت قرآن عظيم از طريق عاصم است‏».

او سپس اسناد خود را متصلا تا حفص نقل مى‏كند كه او از عاصم و عاصم ازابو عبد الرحمان سلمى و وى از على عليه السلام و از زربن حبيش و او از ابن مسعود گرفته واين دو(على و ابن مسعود)آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله اخذ كرده و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز به واسطه‏جبرئيل از خداوند گرفته است (8) .

از اين‏رو،هم واره بزرگان و شاخص‏هاى فقهاى اماميه،قرائت عاصم به روايت‏حفص را ترجيح داده و برگزيده‏اند،زيرا آن را يگانه قرائت‏برتر و مطابق با لهجه‏فصيح قريش كه قرآن بر وفق آن نازل گشته مى‏دانستند كه عرب و مسلمانان بر آن‏توافق دارند.

دانش‏مند بزرگ و مجاهد ابو الحسن ثابت‏بن اسلم حلبى،از شاگردان برجسته‏تقى الدين ابو الصلاح حلبى و جانشين او در آن ديار، كه حدود سال(460)به درجه‏رفيع شهادت نائل گشت،كتابى ارزنده در ترجيح و توجيه قرائت عاصم نگاشته وروشن ساخته كه قرائت او همان قرائت قريش است (9) .

نيز ابو جعفر رشيد الدين محمد بن على بن شهر آشوب(متوفاى 588)در كتاب‏پر ارج خود<المناقب‏»گويد:<عاصم قرائت را از ابو عبد الرحمان سلمى فرا گرفته،كه‏او نيز قرائت تمامى قرآن را از على امير مؤمنان عليه السلام دريافت نموده و اضافه مى‏كندفصيح‏ترين قرائات،قرائت عاصم است،زيرا از ريشه آن فرا گرفته و هر آن چه‏ديگران كج رفته‏اند،او راه استوار را انتخاب نموده است‏» (10) .

هم چنين فقيه گران مايه ابو منصور جمال الدين حسن بن يوسف،ابن مطهر علامه حلى(متوفاى 762)در كتاب‏<المنتهى‏»گويد: <بهترين قرائت‏ها نزد من قرائت‏عاصم است‏» (11) .

قارى بزرگ قدر عماد الدين استر آبادى-از علماى قرن نهم-كتابى در خصوص‏قرائت عاصم نوشته و سند خود را به او بيان داشته است.اين رساله در اين باب‏يگانه است و براى دختر شاه طهماسب صفوى نگاشته و در خاتمه آن،آن چه را كه‏از شاطبى در قصيده شاطبيه‏اش فوت شده،ياد آور شده و استدراك نموده است (12) .

معلم و قارى بزرگ مصطفى فرزند محمد ابراهيم تبريزى،مقيم مشهد مقدس كه‏در قرن يازده مى‏زيسته(ولادت وى به سال 1007 بوده)رساله‏اى ارزنده در اسنادقرائت عاصم تاليف نموده است (13) .خلاصه،كتب فراوان و متعددى بر دست‏بزرگان‏علما درباره ارزش قرائت عاصم به رشته تحرير در آمده و هم‏واره دانش مندان باجمهور مسلمين در بها دادن به قرائت عاصم هم دوش و هم صدا بوده‏اند،كه براهميت‏شان اين قرائت دلالت دارد.علاوه بر مزاياى ديگر كه شرح آن رفت.

3- از طرف ديگر،حفص كه قرائت عاصم را در مناطق مختلف رواج داده به‏انضباط و استوارى شايسته‏اى معروف بود و از اين جهت همه مسلمانان علاقه‏مندبودند تا قرائت عاصم را به خصوص از وى اخذ كنند.علاوه بر آن كه حفص،اعلم‏اصحاب عاصم نسبت‏به قرائت او بوده و در حفظ و ضبط قرائت عاصم برابوبكر بن عياش،هم رديف خود،پيشى گرفته بود (14) .

ابو عمرو دانى گويد:<حفص كسى است كه قرائت عاصم را براى مردم تلاوت‏مى‏كرد و در ترويج آن مى‏كوشيد.او در بغداد و در مكه به آموزش قرائت عاصم‏همت گماشت‏» (15) .

ابن المنادى گفته است:<پيشينيان حفص را در حفظ و ضبط قرآن برتر ازابن عياش مى‏دانستند و او را به ضبط كامل قرائتى كه از عاصم آموخته بود،توصيف كرده‏اند» (16) .

شاطبى درباره وى مى‏گويد:<و حفص و بالاتقان كان مفضلا (17) ،حفص به جهت‏دقت و اتقان در قرائت،برتر از ديگران شمرده مى‏شد».

ارباب نقد و تحقيق روايت‏حفص را از عاصم روايتى صحيح مى‏دانند.ابن معين‏گويد:<روايت صحيحى كه از قرائت عاصم باقى است، روايت‏حفص بن سليمان است‏» (18) .

با اين كيفيت،قرائتى كه بين همه مسلمانان رواج يافت،قرائت عاصم از طريق‏حفص است.

4- علاوه بر آن اسناد حفص در نقل قرائت عاصم از على امير المؤمنين عليه السلام،اسنادى صحيح و عالى است كه در ديگر قرائت‏ها نظير ندارد،زيرا:

اولا عاصم قرائت را به طور كامل از احدى غير از شيخ و استاد خودابو عبد الرحمان سلمى اخذ نكرده كه شخصيتى بزرگ و موجه به شمار مى‏آمد و اگرعاصم اين قرائت را بر ديگرى عرضه كرده است،صرفا براى حصول اطمينان‏بوده است.

ابن عياش مى‏گويد:<عاصم بن من گفت:احدى حرفى از قرآن را براى من قرائت‏نكرد،مگر ابو عبد الرحمان سلمى كه قرآن را از على عليه السلام اخذ كرده است.من موقعى‏كه از نزد ابو عبد الرحمان باز مى‏گشتم،آن چه را كه فرا گرفته بودم بر زربن حبيش كه‏قرائت را از عبد الله بن مسعود اخذ كرده بود،عرضه مى‏كردم‏» (19) .

ثانيا هيچ گاه عاصم با استاد و شيخ خود ابو عبد الرحمان سلمى مخالفت‏نورزيد،زيرا يقين داشت آن چه را از او فرا گرفته،دقيقا همان است كه او از على عليه السلام‏فرا گرفته است.عاصم در اين باره گويد:<من در قرائت هيچ اختلافى باابو عبد الرحمان سلمى نداشتم و در هيچ مورد با قرائت او مخالفت نورزيدم،زيرابه يقين مى‏دانستم كه ابو عبد الرحمان سلمى نيز در هيچ موردى با قرائت على عليه السلام‏مخالفت نورزيده است‏» (20) .

ثالثا عاصم،اختصاصا اسناد طلايى و عالى قرائت‏خود را به ربيب خود حفص (21) منتقل كرده و نه به هيچ كس ديگر!و اين ضيلت‏بزرگى است كه تنها حفص در بين‏ديگر قراء،بدان ممتاز است.اين همان شايستگى ويژه است كه براى حفص فراهم‏آمد تا مسلمانان به او روى آورند و تنها قرائت او را بپذيرند.حفص مى‏گويد:<عاصم‏به من گفت:قرائتى را كه به تو آموختم،همان قرائتى است كه از ابو عبد الرحمان‏سلمى اخذ كرده‏ام و او عينا از على عليه السلام فرا گرفته است و قرائتى را كه به‏ابوبكر بن عياش آموختم،قرائتى است كه بر زربن حبيش عرضه كرده‏ام و او ازابن مسعود اخذ كرده بود» (22) .

--------------------------------------------------------------------------------

1- ذهبى،معرفة القراء الكبار،ج 1،ص 75.

2- وفيات الاعيان،ج 3،ص 9،شماره 315.

3- ابن الجزرى،الطبقات،ج 2،ص 11.

4- ذهبى،معرفة القراء الكبار،ج 1،ص 217.

5- ابن حجر،لسان الميزان،ج 1،ص 109.

6- ابن حجر،تهذيب التهذيب،ج 5،ص 39.

7- ذهبى،ميزان الاعتدال،ج 2،ص 358.

8- معرفة القراء الكبار،ج 1،ص 77.

9- به نقل از<صفدى‏».ر.ك:ذهبى،سير اعلام النبلاء،ج 18،ص 176،شماره 92 پاورقى شماره 1 و نيز مقدمه‏كتاب‏<الكافى‏»ص 18 عاملى،و اعيان الشيعه،ج 4،ص 7،ستون 2.سيد عاملى نسبت كتاب ياد شده را به وى ازذهبى نقل مى‏كند.

10- مناقب آل ابى طالب،ج 2،ص 43.

11- منتهى المطلب،چاپ سنگى،ج 1،ص 273،فرع ششم.

12- ر.ك:تهرانى،الذريعه،ج 17،ص 55،شماره 304.

13- همان،ج 12،ص 236،شماره 1542.

14- ابن الجزرى،طبقات القراء،ج 1،ص 254.

15- همان.

16- النشر فى القراءات،ج 1،ص 156.

17- شرح الشاطبية(سراج القاري‏ء)،ص 14.

18- النشر فى القراءات،ج 1،ص 156.

19- معرفة القراء الكبار،از ذهبى،ج 1،ص 75.

20- همان و الطبقات،ج 1،ص 348.

21- حفص،فرزند همسر عاصم و در دامن وى پرورش يافته بود.

22- ابن الجزرى،طبقات القراء،ج 1،ص 348.

علوم قرآنى صفحه 235

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

جلسات قرآني -> صوت و لحن و تجويد -> آذربايجان غربي
رديف
نام استاد
روز
ساعت
آدرس دقيق محل برگزاري جلسه
1
حسن حسين‌زاده
دوشنبه
16 ـ 19
اروميه – خيابان مدني – مسجد سید جواد
2
مجيد عياري
جمعه
10 ـ 12
اروميه – خيابان امام – مسجد جوانمرد قصاب
3
سيدمحمد ميرقلنج
دوشنبه و پنج‌شنبه
16 ـ 18
اروميه – خيابان امام – تالار مهريه
4
مرتضي سليماني
جمعه
9 ـ 11
اروميه – خيابان وليعصر – مسجد ياوران مهدي(عج)
5
رضا آق‌گنبدي
يكشنبه
بعد از نماز مغرب و عشاء
اروميه – شهرك وگاده – مسجد خاتم‌الانبياء
6
اكبر رضازاده
جمعه و شنبه
بعد از نماز مغرب و عشاء
اروميه – ميدان انقلاب – كوي لشكر – حسينيه شهيد حسني
7
زيبا فيض‌زاد
چهارشنبه
16 ـ 18
اروميه – خ سرداران – مسجد لطفعلي‌خان
8
سارا منتظري
روزهاي زوج
10 ـ 12
اروميه – فلكه مدرس – بلوار استاد شهريار – كوي وحدت
9
صمد محمدپور
جمعه
16 ـ 30/17
ارومیه - خیابان امام - مسجد جوانمرد قصاب
10
عليرضا عيوضي
شنبه – چهارشنبه
قبل از نماز مغرب
اروميه – خيابان شهيد مطهري – مسجد خطيب
11
حسين حسين زاده
دوشنبه
20- 18
شاهين دژـ خ امام ـ مسجد حضرت رسول اکرم(ص)
12
سيد هادي ابراهيمي
دوشنبه
30/10- 8
نقده ـ کميته امداد
13
صولت نبي آرم
چهارشنبه
18- 16
دانشگاه آزاد اسلامي نقده
16
جعفر نجف پور
جمعه
18- 16
اروميه ـ خ امام ـ مسجد جوانمرد قصاب

البته جلسه استاد صولتی از این جدول سازمان دارالقرآن الکریم از قلم افتاده است

این جلسه در ارومیه و مسجد آل اشرف ، هر چهار شنبه بعد از نماز مغرب و عشا برگزار می شود .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

زمان برگزاري جلسه

آدرس جلسه

مسئول جلسه

سه شنبه شبها 

مولوي،مقابل مسجد بزرگ قنات آباد،ك دهقان،دارالقرآن 

علي سياح گرجي 

سه شنبه شبها 

م هفت حوض،مسجد النبي 

مهدي صياف زاده 

جمعه شبها 

خزانه بخاراييفلكه سوم مسجد فاطميه 

اسماعيل عاكفي 

سه شنبه شبها 

خ آيت الله كاشاني بعد از سه راه جنت آباد مسجد نظام 

محمد عباسي 

جمعه شبها 

اتوبان شهيد همت خ سردارجنگل،جهارراه عدل،مسجدالنبي 

سيد مهدي هاشمي 

سه شبها 

محدوده دوراهي قپان،خ قزوين_به طور سيار 

نصرت فولاديان پور 

جمعه ها دو هفته يكبار 

شهر قدس بلوار مصلي دارالقرآن الكريم 

مهدي قره شيخلو 

پنجشنبه شبها 

خ 17شهريور،اتوبان شهيد محلاتي،مسجد شهداء 

منصور قصري زاده 

جمعه صبحها 

اتوبان بعثت،شهرك سعيديه،حسينيه شهرك 

علي اكبر ملكشاهي 

جمعه شبها 

م بهارستان،خ ايران،دارالتحفيظ القرآن الكريم 

سيدمحسن موسوي بلده 

سه شنبه شبها 

انتهاي خ خورشيد نرسيده به م ابن سينا ك مهران پ 378 

بهروز ياري گل 

يكشنبه شبها 

خ قزوين،نرسيده به سه راه آذري،فرهنگسراي قرآن 

احمد ابوالقاسمي 

دوشنبه ها 3 بعد از ظهر 

حرم مطهر حضرت عبدالعظيم (ع)،تالار شيخ كليني 

احمد ابوالقاسمي 

شنبه شبها 

صحن اصلي حرم مطهر حضرت عبدالعظيم(ع)،مسجد جامع 

محمدتقي ندايي 

زمان برگزاري جلسه

آدرس جلسه

مسئول جلسه

شنبه شبها 

خ قزوين دوراهي قپان خ رضوان خ 8 متري شهيد بهبودي 

محمدرضا ابوالقاسمي- مسجد امام جعفر صادق(ع) 

جمعه شبها 

انتهاي شهر زيبا مسجد حجة ابن الحسن(عج) 

منصور ايوبي 

شنبه شبها 

م رسالت نرسيده به 4راه سرسبز مسجدحجتيه 

حسين اخوان اقدم 

يكشنبه شبها 

خ آزادي نبش خ بهبودي مسجد صاحب الزمان(عج) 

غلامرضا احمدي 

چهارشنبه ها 

لويزان حسين آباد امامزاده پنج تن 

علي اربابي  رحمه الله عليه 

چهارشنبه ها 

خ اشرفي اصفهاني خ شهيد عرب حسيني پ 5 حسينيه 

آقاي يوسف افراش 

يكشنبه شبها 

خ ابوذر م مقدم-خ شهسوارحقيقي مسجد زينب(س 

ولي الله پوراحمدي 

سه شنبه ها 

م بهارستان،خ ايران،دارالتحفيظ قرآن كريم 

محمدرضا پورزرگري 

دوشنبه شبها 

اتوبان شهيد همت خ سردار جنگل خ35متري مسجد النبي(ص 

مسعود وادي پور 

سه شنبه شبها 

چهارراه رودكي تقاطع نواب 10متري گلكار،حسينيه خامس 

علي اكبر حنيفي 

چهارشنبه شبها 

خ قلعه مرغي خ ابوذر،م ابوذر،مسجد ابوذر 

سيدمحسن خدام حسيني 

يكشنبه شبها 

پايين تر از م شهدا،خ شهيد قادري،ك شهيد لشگري پ9، 

محمد خواجوي 

پنجشنبه شبها 

خ سهروردي شمالي،م شهيد قندي،مسجد حجةابن الحسن(عج 

عباس ميردامادي 

جمعه صبحها 

خ قزوين،دوراهي قپان،خ تهمتن،مسجد المهدي 

خلي دلپاك 

شنبه شبها 

خ 30متري جي،مسجد قمر بني هاشم(ع 

مجيد زكي لو 

دوشنبه شبها 

خ شهيد مصطفي خميني،روبروي امامزاده،حسينيه رامشه اي 

داوود تك فلاح 

جمعه شبها 

خ هاشمي نرسيده به م هاشمي،مسجد علي اكبر 

علي سبز علي 

دوشنبه شبها 

فلكه دوم صادقيه،بلوار فردوس،خ ابراهيمي،مسجدالزهرا 

علي سبزعلي 

سه شنبه شبها 

خ سهروردي شمالي،بعدازپمپ بنزين،مسجد امام علي(ع 

حسن رضائيان 

دوشنبه شبها 

خ پيروزي چهارراه كوكاكولا،خ23/1،دارالقرآن 

حسين سبزعلي 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

احمد ابوالقاسمی:
گرايش به پرورش نخبه در آموزش‌های قرآنی ضروری است

گروه فعاليت‌های قرآنی: مسئول مركز آموزش قرآن آستان حضرت عبد‌العظيم (ع)، گرايش به پرورش نخبه در آموزش‌های قرآنی را ضروری دانست و گفت: تربيت يك نخبه، امكان بالقوه تأسيس يك دارالقرآن است.

حمد ابوالقاسمی قاری بين‌المللی قرآن كريم و مسئول مركز آموزش قرآن آستان حضرت عبدالعظيم (ع)

احمد ابوالقاسمی قاری بين‌المللی قرآن كريم و مسئول مركز آموزش قرآن آستان حضرت عبدالعظيم (ع) در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحديث، ضمن تشريح تلاش‌های اعضای اين مركز، نقدهايی را نيز به كلّيت فضای كشور در يادگيری قرآن وارد كرد.

وی با ابراز گله‌مندی از كاستی‌های مختلف در برنامه‌ريزی‌های رسانه‌ای كشور و اين كه برای اشتياق عموم مردم و همگان به آموختن قرآن‌خوانی، انگيزه‌سازی نمی‌شود گفت: هر چقدر روش‌های آموزش را قوی كنيم، تا زمانی كه انگيزه آموزش وجود نداشته باشد، راه به جايی نمی‌بريم..

وی اذعان كرد: توقع انگيزه‌سازی از چنين مركزی كه بخش خصوصی است، روا نيست؛ زيرا امكانات گسترده و تأثيرگذار رسانه‌های ملی را ندارد.

اين استاد قرائت قرآن در ادامه افزود: اگر انگيزه‌های درونی مردم برای آموختن قرآن، قوی باشد، هيچ نيازی به كلاس‌های آموزش قرآن نيست و افراد، خود، استادان را حتی در خيابان پيدا می‌كنند و به سادگی برای يادگيری قرآن از آن‌ها می‌پرسند؛ پس انگيزه بسيار لازم است.

 احمد ابوالقاسمی:
اگر انگيزه‌های درونی مردم برای آموختن قرآن، قوی باشد، هيچ نيازی به كلاس‌های آموزش قرآن نيست و افراد، خود، استادان را حتی در خيابان پيدا می‌كنند و به سادگی برای يادگيری قرآن از آنها می‌پرسند

ابوالقاسمی كه استاد مسلّم و دارای رتبۀ اول در مسابقات بين‌المللی قرائت قرآن در مالزی است، به قرائت معنا‌محور اشاره كرد و دامن زدن به موضوع قاری حرفه‌ای را ناصواب دانست.

وی در خصوص رويكرد مركز آموزش قرآن آستان، نسبت به مفاهيم قرآن، گفت: اين كار مدتی است كه در اين مركز آغاز شده و ان شاء الله در آينده گسترش پيدا خواهد كرد.

ابوالقاسمی با تأكيد بر اين‌كه در رشته حفظ قرآن، حافظ ناگزير است معانی آيه‌ها را بداند تا بتواند در كار حفظ، موفق باشد، افزود: در رشته قرائت نيز انتخاب الحان، اصوات و دستگاه‌های موسيقايی وابسته به دانستن معانی آيات است.

مدير مركز آموزش قرآن آستان حضرت عبد‌الظيم، وجود بارگاه حضرت عبدالعظيم(ع)، حضور استادان تراز اول و بهترين معلمان قرآن در اين مركز و قرائت‌هايی كه در صحن‌های آستان برگزار می‌شود را اولين ويژگی و عامل توفيقات بسيار و اسقبال گسترده مردم دانست.

وی ضمن بيان تأكيد توليت آستان حضرت عبد العظيم(ع) در بازديد از مركز قرآن مبنی بر ضرورت تخصصی شدن و نخبه‌پروری در آموزش‌های قرآنی گفت: اين مكان شايستگی دارد كه كلاس‌های تخصصی آموزش قرآن را برپا كند، به گونه‌ای كه امسال با گزينش انجام شده، حدود هشتصد نفر را ثبت‌نام نكرديم؛ زيرا در امتحان قبول نشدند و با اين اوصاف، 2004 نفر ثبت‌نام داشتيم كه بيش از 1500 نفر هم به دليل كمبود جا رد شدند. ما معتقديم كه كه اگر بتوانيم يك نخبه تربيت كنيم، او می‌تواند هر جای دنيا برود، يك دار‌القرآن ايجاد كند.»

ابوالقاسمی، برنامه‌های مركز آموزش قرآن را در سه محور آموزش، تبليغات و پژوهش بيان كرد و ترتيب اهميت امور مركز را با همين ترتيب برشمرد..

وی گفت: در طول سال، در سه دوره و با دو گرايش قرائت و حفظ، كلاس‌های قرآن برگزار می‌شود كلاس‌های مفاهيم نيز وجود دارد كه البته در حد آن دو گرايش نيست. در حفظ، مخاطبان ما خردسالان تا بزرگسالان هستند و از يك جزء تا كلّ قرآن را حفظ می‌كنند. قرائت نيز شامل روخوانی، روانخوانی، تجويد و صوت و لحن پيشرفته است. طوری برنامه‌های كلاس‌ها را تنظيم می‌كنيم كه هر كس در هر گروه سنی و با هر آمادگی بتواند قرآن بياموزد.

بخش ديگر برنامه‌ها، محفل اُنس با قرآن است كه با حضور قاريان بين‌المللی و گروه‌های تواشيح، به مدت يك ساعت و سی دقيقه، از سال 69 اجرا می‌شود، جمعه شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشا و تاكنون در بيش از صد نوبت از حضور قاريان مصری نيز بهره‌مند بوده‌ايم. راديو قرآن و سيمای قرآن نيز تقريباً تمام اين تلاوت‌ها را ضبط و پخش كرده‌اند.

 مسئول‌مركز‌آموزش‌قرآن‌آستان‌حضرت‌عبد‌العظيم:
در رشته حفظ قرآن، حافظ ناگزير است كه معانی آيه‌ها را بداند تا بتواند موفق باشد و حتی در رشته قرائت هم انتخاب الحان و اصوات و دستگاه‌های موسيقايی وابسته دانستن معانی است

وی افزود: در قسمت پژوهش، كميته‌های علمی داريم كه برای كلاس‌داری، طرح درس‌ها، زمان و چگونگی امتحانات و در بالا بردن كيفيت آموزش از وجود آنان استفاده می‌كنيم. برنامه ديگر، مسابقه‌های سالانه است كه پيشتر، به مناسبت تولد حضرت عبد العظيم(ع) برگزار می‌شد و اكنون اين مسابقه به طور ثابت در تيرماه برپا شود. تا به حال ده دوره از اين مسابقات برگزار شده است. در اين دوره بيش از 750 نفر ثبت‌نام كرده‌اند و برای بانوان، بدون شرط سنی در رشته‌های قرائت، حفظ كل، حفظ بيست و ده جزء و برای دختران مقاطع ابتدايی پنج جزء، مسابقه برگزار می‌شود. در قسمت آقايان، قرائت بزرگسالان و زير شانزده سال و در حفظ، كل و بيست و ده جزء، بدون شرط سنی و برای مقاطع ابتدايی پسران، حفظ پنج جزء، در نظر گرفته شده است. از قم، يزد، زنجان، اصفهان، كردستان و كاشان هم شركت‌كننده داشتيم و به دليل اعتماد مردم به كيفيت مسابقه‌ها، مردم از شهرهای دور هم برای شركت در اين مسابقات می‌آيند.

ابوالقاسمی در خصوص كيفيت مسابقه‌های سالانه قرآنی آستان، گفت: غالب كسانی كه در مسابقات مقام می‌آورند، در مسابقه‌های كشوری اوقاف هم به همين سختی مقام آورده‌اند؛ مثلاً نفر اول مسابقه‌های امسال اوقاف، پارسال در اينجا دوم شده بود، چرا كه در داوری مسابقات نيز از بهترين‌ داوران را دعوت می‌كنيم.

وی ادامه داد: بسياری از برندگان مسابقات سالانه اوقاف، برندگان مسابقات قرآنی آستان حضرت عبد‌العظيم(ع) هستند، به اين دلايل كه مسئول آموزش قرآن مركز، حافظ كلّ قرآن است، كارشناس قسمت برادران، نفر اول بخش حفظ كل در مسابقات بين‌المللی سال گذشته است. كارشناس آموزش خواهران، فوق ليسانس علوم قرآنی است و ساير معلمان هم، داوران مسابقات كشوری سازمان اوقافند و بهترين كادر آموزش انتخاب شده‌اند.

ابوالقاسمی درباره طرح‌های جديد مركز گفت: طرح جديد ديگر، اجرای زنده قرآن و اذان در ظهر و مغرب و صبح‌های جمعه‌است و از برنامه‌های سنگين و البته جاذب ماست. اين برنامه بسيار موفق بوده و حتی مردم، متقاضی دريافت نوار اين تلاوت‌ها هستند. از برنامه‌های ديگر هم، مشاركت اين مركز با راديو قرآن در برگزاری طرح هزار ختم قرآن برای سلامتی امام زمان(عج) است. همچنين اين مركز در پاره‌ای موارد، در خصوص ارائه مشاوره در معرفی قاری، استاد، داور و هنرهای آموزشی به ديگر مراكز فعال است. در ماه رمضان نيز مسابقه اينترنتی قرآنی داريم و اكنون اين مسابقه در ساير روزهای سال هم برقرار شده است.

اعطای وسائل كمك آموزشی از قبيل نوار و كتاب، صدور كارنامه برای قرآن‌آموزان در پايان دوره، اهدای جوايز بين كلاسی به قرآن‌آموزان در پايان دوره، برگزاری مسابقات پايان‌دوره و اهدای جوايز به افراد ممتاز، اعطای گواهينامه به قرآن‌آموزان متقاضی و
تشويق حفاظ برخی ويژگی‌های يك دوره آموزش قرآن از منظر استادابولقاسمی است

وی خاطرنشان كرد: تأكيد مركز آموزش بر حفظ است، اما تقاضا در بخش روخوانی و روان‌خوانی بيشتر است.

ابوالقاسمی درباره موضوع تبليغات و شيوه‌های جذب جوانان به اين مركز گفت: ما بدون تبليغات، بيشتر از سقف موجود، ثبت‌نام داريم. اما امسال با عنوان آموزش تخصصی، از طريق چاپ پوستر و بنر، حدود چهار هزار نفر به اينجا آمدند و حدود دو هزار نفر گزينش شدند. اگر بخواهيم به سمت آموزش تخصصی پيش برويم، بايد تبليغات بيشتری داشته باشيم و اين كار برای جذب نخبه‌ها لازم است.

وی در معرفی قرآن‌آموزان موفق، از «محمدمهدی حقگويان» نام می‌برد كه ده ساله است، در اينجا حافظ كلّ قرآن شده و چند سال است برای تبليغ به خارج از كشور دعوت می‌شود و شبيه او، خردسالان ديگری هم در همين مركز، قرآن آموخته‌اند.

وی خاطرنشان كرد: از سال 73 تاكنون 30 هزار و 300 نفر در اين كلاس‌ها شركت داشته و 120 استاد با اين مركز همكاری داشته‌اند و تاكنون 4200 جزء، معادل 140 حفظ كلّ قرآن داشته‌ايم.

در ادامه ابوالقاسمی، برخی ويژگی‌های يك دورۀ آموزش قرآن را بيان كرد و گفت: اعطای وسائل كمك آموزشی از قبيل نوار و كتاب، صدور كارنامه برای قرآن‌آموزان در پايان دوره، اهدای جوايز بين كلاسی به قرآن‌آموزان در پايان دوره، برگزاری مسابقات پايان‌دوره و اهدای جوايز به افراد ممتاز، اعطای گواهی‌نامه به قرآن‌آموزان متقاضی و تشويق حفاظ مهم‌ترين ويژگی‌های يك دورۀ آموزش قرآن در اين مركز است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

احمد ابوالقاسمى

آقاى احمد ابوالقاسمى در 10 خرداد ماه سال 1347 هـ.ش در شهر تهران و در خانواده اى مذهبى به دنيا آمد. جوّ مذهبى خانواده و همت پدر و مادر ايشان باعث شد كه او از همان آغاز كودكى به قرآن و تالوت آن علاقه خاصى پيدا كند. احمد ابوالقاسمى در سن 8 سالگى در مسجد امام جعفر صادق (ع) شهر تهران با شنيدن تلاوت قرآن از يك نوجوان ايرانى كه به تقليد از استاد عبدالباسط سوره هاى آخر قرآن را تلاوت مى كرد مجذوب قرائت قرآن شد و پس از شنيدن نوارهاى تلاوت عبدالباسط عشق و علاقه اش به امر تلاوت قرآن دو چندان شد.
آقاى احمد ابوالقاسمى در سال 1362 مشغول تحصيل در مقطع متوسطه شد. او تحصيل در رشته الكترونيك در هنرستان راهيان قدس تهران برگزيد اما حضور در جبهه هاى جنگ حق عليه باطل را بر تحصيل ارجعيت دارد و پس از احمد ابوالقاسمى افراد و عوامل مؤثر در امر تربيت و آموزش قرآن خود را پدر و مادرش و استادان محمد غفارى، محمد رضا ابوالقاسمى و سيد محسن خدام حسينى معرفى مى كند و معتقد است مهمترين عامل پيشرفت من انگيزه قوى و پشتكار بوده است حقيقتاً مى خواستم بهترين قارى در سطح جهان بشوم.
آثاس احمد ابوالقاسمى آموزش جدى صوت و لحن و علوم مختلف قرآنى را بطور رسمى از سال 1361 آغاز كرد و قبل از آن با شنيدن تلاوتهاى زيباى اساتيد مصرى، مقدمات اين آموزش را براى خودش فراهم كرده بود اما با توجه به علاقه اش به علوم قرآنى در سال 1378 از دانشكده الهيات دانشگاه تهران موفق به اخذ ليانس علوم قرآنى شد. ابوالقاسمى در ابتدا بيشتر از اساتيد مصرى بخصوص مرحوم شعبان عبدالعزيز صياد تقليد مى كرد و معتقد است از نوارهاى قاريان بايد در حوزه مسائل لحن باشد حاج احمد ابوالقاسمى در سال 1372 ازدواج كرد و يك فرزند دختر دارد. همسر ايشان نيز به قرآن و تلاوت ان علاقه مند است و حافظ 2 جزء قرآن كريم مى باشد. احمد ابوالقاسمى از ميان رشته هاى هنرى به خط و از رشته هاى علمى به فيزيك و از رشته هاى ورزشى به شنا علاقه مند است.
احمد ابوالقاسمى كه به تازه گى حفظ قرآن را شروع كرده است توانسته است در مدت 18 ماه 7 جزء قرآن را حفظ نمايد. او در سال 1365 در مسابقات مربوط به جلسات قرآنى شهر تهران رتبه دوم را كسب كرد و در سال 1369 در مسابقات نيروهاى بسيجى كشور رتبه اول را كسب كرد و در سال 1371 موفق به كسب عنوان اول مسابقات قرآن جانبازان كشور شد و در همين سال در مسابقات سراسرى حفظ اوقاف توانست رتبه سوم را كسب كرد و به مسابقات بين المللى مالزى در همان سال اعزام شد و توانست با افتخار تمام مقام اول مسابقات را كسب كند. و براى نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران افتخار بيافريند.
احمد ابوالقاسمى در مناسبات و مراسم بسيارى به اجراى تلاوت پرداخته و شنوندگان را از صداى دلنشين زيباى خود بهره مند ساخته است.
او به مدت 4 سال در سازمان تبليغات در قسمت دارالقرآن و چند سال نيز در امور فرهنگى قرآنى حرم حضرت عبدالعظيم (ع) مشغول فعاليت بوده است. و از سال 1379 مسئوليت مؤسّسه قرآن را در كشور آلبانى عهده دار شده است و هم اكنون نيز فعاليتهاى قرآنى را بداين كشور سازماندهى مى كند. وى مؤلف جزوه آموزش قرآن كريم است كه به زبان آلبانيايى ترجمه شده و به همراه 4 نوار در دسترس مسلمانان آلبانيايى است.
آقاى احمد ابوالقاسمى در جلسات قرآنى بسيارى بعنوان مربى مشغول آموزش صوت و لحن بوده است اما از جلساتش در حرم حضرت عبدالعظيم بعنوان مؤثرترين جلسات ياد مى كند.
او همچنين در چند دوره متوالى به عنوان مربى دانشجويان تربيت معلم به تدريس اشتغال داشته است.
آقاى احمد ابوالقاسمى در مسابقات فراوانى به عنوان داور رشته صوت و لحن حضور داشته است كه بهترين آنها داور مسابقات قرآن ارتشهاى جهان در سال 78 در تهران است. او به ابتهال و تواشيح علاقه مند است و معتقد است كه اگر ابتهال با صداى استاد سيد محمد نقش بندى يا استاد محمد عمران باشد بسيار شنيدنى است او از اساتيد؛ عبدالفتاح شعشاعى، محمد صديق منشاوى و عبدالباسط به عنوان سه قارى برتر كشور مصر از ابتدا تا كنون ياد مى كند و معتقد است كه استاد شحات محمد انور و استاد راغب مصطفى غلوش دو قارى برتر كشور مصر ياد مى كند.

تلاوت سوره حديد يا صداي استاد

تلاوت سوره ابراهيم

تلاوت سوره بقره

تلاوت سوره بينه


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دوست دارم از این به بعد از کارهای قرآنی که می کنم بیشتر براتون بنویسم

مدتی است که تحقیق هایی رو در زمینه مقام شناسی عرب شروع کردم و طی این ۶ ، ۷ ماه خیلی اطلاعات به دست آوردم . فکر می کنم اگه اینطوری پیش برم که خیلی بعیده ، چند مدت دیگه بتونم خوندنم رو یک درجه ی واقعی بالا ببرم

ایشالله بعدا راجع به این موارد مطالب زیادذی خواهم نوشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پی نوشت فوری

چه دفاعی دارم از خودم بکنم آقای قاضی، من بی دفاعم

من شریف تربیت شدم.من شریف بزرگ شدم.نه کسی منو می شناخت نه کسی بنده را می دید.نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگه.همه سهم من از زندگی کارکردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها.من ساده بودم.من همه چیز را باور می کردم.من با هیچ چیز مخالفت نمی کردم.سرم به کار خودم بود و شریف بودم.من نمی خواستم به بانک برم.من نمی توانستم طبابت کنم.من نمی خواستم سرهنگ باشم.من نمی توانستم شعر بگم.من مقاومت کردم تا حد توانم.اما من توانم کم بود.بنده ضعیف بودم.هم برای خودم هم برای دیگران.و من به همه احترام می گذاشتم. و من شروع کردم به بازی کردن و من شروع کردم به سرگرم شدن.بعضی وقتها یادم رفت که کجام. و همه اینها مال من نیست.حق من نیست.و من اشتباهی ام.من از اولش اشتباهی بودم..بله من یادم رفت اینها مال من نیست.تقصیر من بود.تقصیر دیگران هم بود.اما خدایا تو شاهدی که هیچ چیز را برای خودم برنداشتم.من هیچ چیزی توی جیبم نگذاشتم.من از سهم کسی نخوردم.من فقط اشتباهی بودم.خدایا تو شاهدی من چیزی را خراب نکردم.خدایا تو شاهدی من کسی رو اذیت نکردم.من چه دفاعی دارم از خودم بکنم.من بی دفاعم.حالا من ماندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم.جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم.خدایا تو منو ببخش

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چشمانت چه نازنین دنیا را به نظاره  می نشیند و چه گرم و پر حرارت به سردی سنگ ها می نگرد ، آن گونه که سنگ چو برف جریان می یابد پیش نگاه آرام آتشین تو ! و این آب ها نه سیرابم می کند و نه رویم را تر می کند ، و تنها به شرمم می افزاید و بس .

 

چشمانت چه نازنین به دنیا می نگرد  ، آن زمان که زبانت را به نهان خانه ی دل راهی نیست و در بزم زبانت دلت را تیمار می کنی تا حتی اگر با مدعوینست و در محفل حاضر، غبار مجلس معصومیتش را به یغما نبرد .

چشمانت چه نازنین به دنیا می نگرد....

حتی وقتی رنگ همه ی آدمهاست هم ،تو از پشت آن چشمان خاکی رنگ آنچه را می بینی که افلاکیان ندیدند و از اوصافش هم نشنیدند.

آبی که رنگ می زنند چشمانت را ، می شود شفق را از گرگ و میش چشمان تو چید ، وقتی دریا تنها در حقیقت چشمان تو ، به وصال آسمان می رسد .

روز را با آسمان آبی هستی و شب با آسمان آفتابی، مثل همه ی شبهای آفتای خدا ، چرا آفتابی ؟ من هم از ماه پرسیدم ، گفت مامورم و معذور !

و چه مهربان که نور می پاشد هر شب ماهتاب بر سرم و من شب به شب باز گله دارم  که چه سیه چرده ای تو ، و من سپید رو را باش که خیری نمی رسانم به دیگران چون وی .

چشم های تو میعاد گاه اشک های خداست ، آنگه که از خودش در خودم دمید و سخت نور بارید از گوشه ی چشمش و در دلش آرام گفت حتی  ازوسعت من هم تو را سودی نیست ،

چون تو آنقدر کوچک و ضعیفی که این بزرگی تنها جهل تو را دردناک تر و دلتنگی ات را فراخ تر می سازد  و من آن زمان که حتی روحی از خدا در روحم نبود هم مثل حالا در دلش بودم و شنیدم !

می دانم تو وقتی این برگ را بخوانی تبسم رنگ چشمانت را شیرین تر از عسل می کند ، اما به سخره نمی نگری مرا چون موسی ، موسی شبان را ندانست که مقرب خداست و خدا را ندانست که معطل مهر شبانست !

موسی کفشهایش را کند در دم قربت اما تو از آغاز بی پاپوش ره وار شدی ، خوب می دانم خدای تو از خدایی که من و شبان قصد شانه زدن بر گیسوان بلندبالایش را داریم بزرگتر است اما تو چشمانی داری که تجلی گاه خداست ، چشمانی که من در هیچ زمان نتوانستم به دیدارشان نائل آیم .

چشمانت را به بزرگی پروردگارت می سپارم آنگاه که شبنم عشق تو را از دل گرفت و به گل باز پس داد .

کمتر دقایقی مانده تا آغاز چله نشینی ام ، این بار به امید اینکه خدا روسپیدم کند یا روسپیدی پیش رویت بگذارد تا دم به دم که در صورت من

می نگری آینه نبینی و دردمند شوی که رویت سیاهست چو من و من هم در عصمت نگاهت و با پاکی صدایت فخر فروشانه زمین را زیر قدم

هایم لگد نکنم و نپدارم که زیباروترین پریانم حال آن که مرا میان شیاطین هم راهی نیست !

کاش می شد برگ های پاییزی را زیر پا نابود نکنیم تا به فرزندان بهارانه اش غایت عالم را در یاد آرد و ای کاش آدمیزادگان هم اگر پست می شوند از برگ خشک تا باران و برف ، آب جاری می  شوند تا برای جوانه ای فرصت فراهم آرند تا هست می شوند .

دعایم کن و هم کیشان مرا ببخش که زمین را با تمامیتی آب و جزئیتی خاک ، خاکی می نامند ، گفتم که چشمانم حقارتم را به رخ می کشد ، برایم دعا کن نازنین ، هراسانم اما خدا هست ، خدای من و پرودگار شما ،

یا حق .

 

 

عشق از پروردگار منست و او را شکستی نیست .

 

 

این قاصدک هم هدیه به کسی که مرا به نام او می خوانند و آرزویش آرزوی من و تنها دلیل دم و بازدم های مکرر منست .و مرا به خانه ام برد......

 

 جهت رفع ابهام : حقیر سراپا تقصیر را اگر قلمش کج می چرخد در دستش ( و نه اینکه دست کج باشم !) به حساب عشق یک طرفه و شکست خورده و سفته ی قلابی و حساب خالی و بالا رفتن قیمت خانه و ... نگذارید ، اگر این عاشقانه های کودکانه رنگ غم دارد حس من شادی این لحظه را سلب کرده ، نه اینکه غصه دار باشم . قابل افزودنست که ( افزودنی های مجاز : ) نه محضر دار و نه پلیس راهنمایی قانون عشق نوشتند که یک طرفه و دو طرفه ی آن غم بار و مشکل آفرین باشد

در ضمن چه کسی بود ادعا کرد من عاشقم ؟ این کودکانه را هدیه می کنم به عزیزی که دردمند اما با وقار هست ! باز بودن پایان برخی جملات هم به دلیل سریان مفاهیم آنهاست که لااقل در منطق من ابدی می نماید .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

واسه ی مزاحمی که دیگه مزاحم نیست ..

نمیدونم چندمین باره که خواهش می کنم ولی جزء دفعه های آخره که مدارا می کنم .

از این که منو دوست دارین ممنون . ولی دیگه دارین عزیزتون رو اذیت می کنین . راستش نمی خوام فکر کنین عاشق بد کسی شدین . می خوام اینو بدونین من از اون پسرهای بی همه چیز نیستم که به خاطر جونیم یا هر کوفت و زهرمار دیگه ای ، تن به این کثافت ها بدم .

اگه واقعا منو دوست دارین بهتره ولم کنین . ولم کنین که یه موقع شما باعث انحرافم نشین .با هم مثل همیشه ، این دفعه هم ازت خواهش می کنم بری و دیگه فراموش کنی منو . ولی اگه دیدم باز هم داری ناز و عشوه درمیاری که منو عاشق کنی کاری می کنم دیگه نتونی با انگشتات ساز بزنی ...

من ، آدم بی آبرویی نیستم . ولی مطمئن باش اگه فقط حس کنم یکی می خواد با آبروم بازی کنه آتیشش می زنم..

اما هنوز خواهش میکنم ..

خواهش می کنم به خاطر علاقتون به من فراموشم کنین

حامد - پنج شنبه - ساعت ۱۶ :۱۵

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |