آنقدر غروب آدینه آمدنت را شمردم که نیامدی ..
فهمیدم ایراد از غروب است .ولی زمانی که فهمیدم شمردنم اشتباه است ، دیگر روی دیدن غروب را هم ندارم ...
۳۲ تلاوت زیبا از استاد محمد عمران برای دانلود
برای این پست ، سه فراز زیبا از تلاوتهای شیخ المنشاوی و الشعشاعی را برگزیدهام

نخست از شیخ محمد صدیق المنشاوی از سورة احقاف است. نکتة جالب که کلمة «یستجیب» را بسیار زیبا تلاوت کردهاند. جالب آنکه تاکنون کسی با من در این موضع همعقیده نبوده است. از برادرم چند بار خواستم که به آن گوش کند. اما ایشان هم آن را معمولی دانستند. به نظر من، این کلمه را با بیانی ویژه تلاوت میکنند. فرود هم بسیار زیبا است.
دومی از سورة انفال است. واقعاً زیبا است. از نظر زیبایی شبیه تلاوتی است که شیخ علی محمود خواندهاند. منظورم از آن قسمت «و ألف بین قلوبهم ...» است. بگمانم در فرود این تلاوت است.
سوم، تلاوت شیخ عبدالفتاح الشعشاعی است از سورة انسان. تلاوت شیخ الشعشاعی آنقدر با گوش معمولی، نامأنوس است که درک زیباییهای آن، توجه ویژهای میطلبد. این قسمتی که من انتخاب کردهام از آن قسمتهایی است که با شنیدن معمولی نیز زییایی آن درک میشود.

محمد زکى یوسف، مشهور به شیخ کامل یوسف البهتیمی؛ زاده به سال 1922 میلادی در روستای بهتیم القلیوبیه و درگذشته به روز دوم ژوئن 1969 میلادی.
شاگرد شیخ محمد محمد الصیفی و مرید شیخ محمد سلامه!در سال 1953 به رادیوی مصر پیوست؛ در حالی که کمسالترین قاری رادیو بود.
جالب آنکه در سالی به رادیو مصر پیوسته که شبخ محمد صدیق المنشاوی پیوسته و در سالی چشم از جهان فروبسته که شیخ المنشاوی بدورد حیات گفته است. ارتباط عاطفی عمیقی میان این دو بوده والله أعلم
الله یرحمها
این بخش از تلاوت شیخ البهتیمی را برای آن برگزیدم که زیبایی فرود این استاد بزرگوار را نمایش دهم. در فرود آمدن آنچنان مسلط و زیبا تلاوت میکنند که ...بویژه آخرین قسمت تلاوت پیش از صدق الله العظیم.
تلاوت از سورة مبارکة شوری است.
وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ (31) وَمِنْ آَیَاتِهِ الْجَوَارِی فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ (32) إِنْ یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآَیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ (33) أَوْ یُوبِقْهُنَّ بِمَا کَسَبُوا وَیَعْفُ عَنْ کَثِیرٍ (34) وَیَعْلَمَ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آَیَاتِنَا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِیصٍ (35) فَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِینَ آَمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (36)
با سلام.
اينها تلاوتهاي كوتاه شيخ محمد صديق المنشاوي هستند كه من تاكنون شنيدهام. بيشتر آنها را در كمتر از ۱۰ دقيقه خواندهاند و البته بسيار بسيار زيبا هستند.
خدايش رحمت كند.

استاد خدام حسيني از شيخ مصطفي اسماعيل يا استادي شبيه ايشان ذكر ميكرد كه گفتهاند من قرآن ميخواندم. آن كه پايين نشسته بود گفت: آهان، اين سهگاه است؛ اين نهاوند است و الخ.
من هم بيشتر در پي معرفي زيبايي تلاوتهاي اين بزرگان هستم. و نه دانش زيادي در اين باره دارم و نه دوست دارم چندان وارد جزئيات موسيقي شوم. موسيقي ابزار آنها است براي انتقال معنا و مفاهيم. ابزاري كه اصلاً بنماية هنر تلاوت شده است.
من ضمن تاييد صحبتهاي ايشان، كوشيدم چند تا نمونه ديگر از همين تغيير را بيابم. خدا هم توفيق داد و يكي را يافتم.
قطعه
جالب است كه اين جا استاد ظاهراً از نهاوند به عنوان مبدلي براي تبديل حجاز به راست استفاده كرده است. سير موسيقيايي اينت تلاوت فوقالعاده است. آن قسمتي كه من برگزيدهام از بيات آغاز ميشود، به حجاز ميرسد، سپس نهاوند و در پايان، بيات. از آن تلاوتهاي متنوع استاد از نظر دستگاه.
رحلة المنشاوى الى بغداد
كان ذالك في عام 67 حيث طلب منه الاستاذ خلوق ان يزور بغداد فكتب رسالة يعتذر وواعده في العام المقبل وحين زيارته لبغداد استقبله وفد من الناس عند نزوله من الطائر ة في شهر رمضان وذهب للقراءة بسجد ابي حنيفه وقرا الانفال بقراءه بديعه لم تسجل وقراء للاذاعة والتسجيل اتلف مع مجموعة من التسجيلات النادره للقراء فديو وتسجيل . وقراء بمسجد الاورفلي وعند قراته خرج دم منه وكان هذا بداية اصابته بمرض دوالي المرئ رحمة الله تعالى وحدثني المقرئ الحافظ خليل اسماعيل قال كنت اسير ببغداد فاذا اسمع المنشاوي يقراء فقلت هذا تسجيل فاذا المنشاوي نفسه يقراء الشعراء قراءة بديعه لما انتهى جلست بجانبه قلت له لماذا تكرر الايات فابتسم وكانت الابتسامه لاتفارقه كما يقول الحافظ وفي بيت من بيوت الاعظميه قراء المنشاوي بحضور عدد من القراء اخر سورة القمر وبدايه الرحمن قراءة عجيبه وهي مسجله وطلب من الشيخ ان يقراء على المقام العراقي فامتنع وفي جلسه اخرى قراء الشعراء في مجلس ضم عدد من العلماء والقراء وبقي المنشاوي رحمه الله 10 ايام ببغداد وطلب ان يبقى اكثر لكنه امتنع وكان لايحب ان يكلف احدا لانه كان عفيف النفس رحمه الله ومن التسجيلات النادره التى لم تذع ابدا وهي موجده ما يلي 1 - التوبه يبكى فيها عند قوله تعالى لاتحزن ان الله معنا 2 - التوبه والقارعه بمناسبة افتتاح مسجد الصدّيق قراءة نادره بحضور والده 3 -الشعراء الطارق الفجر نادره جدا 4 - النساء 5 -الانفطار غير التى سجلت في الكويت وغيرها كثير اسال الله ان يعينني للحصول عليها انه على ما يشاء قدير

سفر شیخ المنشاوی به بغداد
شیخ محمّد صدّيق المنشاوی در سال 1967 به بغداد سفر کرد. در واقع، پس از دعوت استاد خلوق در سال 1966 از شیخ المنشاوي برای مسافرت به بغداد، که ایشان طی نامهای عذر خواسته و وعدهی سفر در سال بعد (1967) را داده بودند، این امر صورت گرفت. در رمضان سال 1967، زمانی که هواپیمایی که استاد المنشاوي مسافر آن بود، در بغداد به زمین نشست، با استقبال فرستادگان استاد خلوق، ایشان وارد شهر شده و به مسجد ابوحنیفه عزیمت کردند. و در آن جا بود که سورهی انفال را به سبکی بدیع تلاوت نمودند که این تلاوت ضبط نشده است. ]متاسفانه، تلاوتهای ایشان و بسیاری از بزرگان قرائت، چندان که باید و شاید، در زمان حیات خود این بزرگواران درک نشد. بسیاری از تلاوتهای شیخ المنشاوی هرگز ضبط نشده است. برخی از آنها که ضبط هم شدهاند، از جمله مصحف مجود ایشان، به دلیل اهمال و بیلیاقتی گردانندگان رادیوی مصر نابود شده است. از طرف دیگر، شاید امکانات ضبط و نگهداری در آن هنگام، مجال آن را نیافت که این تلاوتهای استثنایی را در خور عظمت آن، دریابد؛ دیگر آنکه، چه بسا دوری از شهرت و سادهزیستی بسیاری از این بزرگان هم مانع میشد که برای هر اجرا، خود را مقید به ضبط تلاوت نمایند. همچنین، در آن اوایل و قبل از فتوای شیخ الازهر، قرائت در رادیو حرام شمرده میشد؛ مجموعهی این عوامل، دست به دست هم داده است که امروزه، صدای شیخ احمد نداء (مبدی این حرکت عظیم: تلاوت قرآن به سبک امروزی) در جایی ضبط نشده است؛ از بزرگانی چون شیخ محمّد سلامه، شيخ صدّيق السيد المنشاوی، شيخ علی محمود و شيخ محمّد رفعت تلاوتهای کمشماری باقی است و حتی از شیخ المنشاوی که کمی متاخرتر است، هنوز تصویری ویدیویی (جز تنی چند که ادعا میکنند آن را دیدهاند.) مشاهده نشده است.- مترجم[ و سپس به درخواست رادیو، تلاوتهایی را اجرا کردند که متاسفانه این تلاوتها و مجموعهای نادری از اصوات و تصاویر ویدیویی نابود شدند. ]این همان چیزی است که در سطور قبلی نوشتم. - مترجم[ و سپس در مسجد اورفلی تلاوت نمود و در اثنای این تلاوت بود که از ایشان خون خارج شد و این آغاز بیماریای بود که نهایتا باعث مرگ شیخ المنشاوی گشت. که رحمت خدا بر او باد. یکی از دوستان من (شیخ حافظ خلیل اسماعیل) برایم گفت که در آن زمان به بغداد مسافرت کرده بوده است و برای شنیدن تلاوت ایشان به مسجد میرود؛ وقتی تلاوت شیخ تمام شد، نزد ایشان رفته و میپرسد: چرا آیات را تکرار میکنید؟ شیخ المنشاوی، لبخندی زد و این حالت (لبخند) از او جدا نمیشد.
و در خانهی از خانههای الاعظمیه ]احتمالا نام محلهای در بغداد است. – مترجم[، انتهای سورة القمر و ابتدای سورة الرحمن را تلاوت نمود که از تلاوتهای عجیب ایشان است و )خوشبختانه) ضبط شده است. و در آن تلاوت از ایشان خواستند که به سبک عراقی تلاوت نماید؛ اما ایشان این درخواست را نپذیرفتند. ]آن طور که من از استاد اوحدی شنیدهام، سبک عراقی سبکی در قرائت قرآن است که در عراق رواج دارد. این سبک کمی به نوحهخوانی ایرانیها شباهت دارد. - مترجم.[ و در جلسهی بعدی که تعدادی از علما و قراء بغداد تدارک دیده بودند، سورة الشعراء را تلاوت نمودند.
شیخ المنشاوی 10 روز در بغداد اقامت گزیدند و علی رغم اینکه از ایشان درخواست کردند که بیشتر در بغداد بماند، نپذیرفتند؛ چرا که دوست نمیداشت تا کسی را ]احتمالا میزبانان را - مترجم[ به سختی بیاندازد و این به علت پارسامنشی بسیار او بود که رحمت خدا بر او باد. (من کلمهای بهتر از خود عفیفالنفس نمییابم.) و تلاوتهایی که از ایشان در عراق ضبط شده و هنوز موجود است، عبارتاند از: 1- سورة التوبة، که هنگام تلاوت آیهی "لا تحزن إن الله معنا" (التوبة-40) میگریند. 2- سورة التوبة و سورة القارعة، که به مناسبت افتتاح مسجد الصدیق تلاوت شده است؛ تلاوت نادری است که در حضور پدر ایشان اجرا شده است. ]پدر شیخ المنشاوی به گمانم تا سال 1989 در قید حیات بودند. در زهد و پارسامنشی ایشان، سخن بسیار گفته شده است که ان شاء الله در آینده از آنها خواهم نوشت. – مترجم[ 3- سورة الشعراء، سورة الطارق و سورة الفجر که واقعا نادر است. 4- سورة النساء، و 5- سورة الانفطار که غیر از آنی است که در کویت ضبط شده است.
شيخ محمد سلامه
اين گوشهاي از ابتداي تلاوت سورههاي نمل و الذاريات از استاد محمد سلامه است.
دو تن از بزرگترين قراي جهان اسلام، يعني شيخ محمد صديق المنشاوي و شيخ کامل يوسف البهتيمي، از مريدان ايشان بودهاند.
تا همين 2، 3 ماه پيش، گفته ميشد که از ايشان تلاوتي ضبط نشده است؛ ولي خدا منت نهاد و من 2، 3 تا از آنها را پيدا کردم که البته هنوز نتوانستهام آنها را خانه بياورم. اما سايت
al-ommah.com، از ماه گذشته، 23 تلاوت از ايشان را در وبسايت خود قرار داده است.
اما متاسفانه حجم اين تلاوتها بسيار زياد است. خدا توفيق داد و من توانستم پس از 3 روز، 36 مگابايت را بارگذاري کنم و حالا دارم حسابي لذتش را ميبرم. واقعا در تلاوت ايشان، ريشهها و سرچشمههاي تلاوت بزرگاني مثل شيخ بهتيمي و شيخ منشاوي را ميتوان يافت.
خدا ايشان را رحمت کند.
سلام اخیراً یکی از دوستای عزیزم ، آقای احباب وند 32 تا سی دی تلاوت به بنده دادند . همه این تلاوتها از اینترنت دانلود شدند . با توجه به اینکه این تلاوت ها مجموعه بسیار خوبی هستش تصمیم دارم اونها رو به صورت dvd رایت کنم و در اختیار علاقمندان در سراسر کشور بذارم . واسه همین این خبر خوب رو به همگی می دم که به زودی جزئیات این سی دی ها و نحوه ارسال اونها رو براتون خواهم نوشت . |
مجموعه ۷۰ قرائت های مجلسی از قاریان برتر دنیا تقدیم به کاربران عزیز
عبدالعال (سوره قمر 54-55 ،رحمان 1-40)
عبدالباسط (قصص 5-28،حاقه 1-24)
عبدالباسط (حجر ،قیامه،نصر،تکویر)
مصطفی اسماییل (فاطر 1-24، حاقه 1-12)
مصطفی اسماییل (ق 31، ذاریات1-28، طارق)
مصطفی اسماییل (کهف 13-31، ضحی، شمس)
مصطفی اسماییل (لقمان، حاقه 1-12)
مصطفی اسماییل (نجم 31- قمر 1-15)
مصطفی اسماییل (نجم 32، قمر 1-16)
مصطفی اسماییل (تحریم - حاقه 1-12)
محمد اللیثی (آل عمران 189-195)
کریم منصوری (مطففین 22-28، شمس)
منشاوی (روم 17-30- ضحی-شمس- حمد)
سعید مسلم (حدید 25 - حشر 22-34)
استاد پرهیزگار (نوح 62، فرقان 1-11)
شحات محمد انور (کهف 107 - شمس - ضحی- زلزال)
شحات محمد انور (ضحی - شرح - تین - علق)
محمود طبلاوی (انبیا 101- طارق - بلد)
اشاره
قرائت قرآن، يك فن يا به بياني جامعتر يك هنر است؛ شايد بتوان گفت نقطه اوج تلاقي هنر و مذهب و براي آنكه بشود از آن لذت برد، بايد كمي دربارهاش دانست. در واقع فراگيري فنون موسيقي آوازي، پيشوازي است براي فراگيري تلاوت رنگارنگ قرآن.
از يك نظر، قرآن لحني موسيقايي است و از نظري ديگر، الحان موسيقي در ذات آيات قرآني و حتي واژگان آن نهفته است كه خودبهخود ما را وادار ميكند آن را آهنگين و با وزن بخوانيم.
آنچه در اين سالها از قرائت قاريان ايراني شاهد بودهايم تقليد بوده است و بس. همواره قارياني پرورش داده ميشوند كه كمتر به موسيقي و مباني آن آشنايي دارند و با آهنگهاي نامناسب و نغمههاي ناموزون قرائت ميكنند و اين اعجاز بيان الهي را با شيوههاي تقليدي و ناپسند عرضه ميدارند.
اينكه شيوههاي امروزي در قرائت قرآن از كجا آمده، چه ربطي به هنر موسيقي دارد، چه كساني در پيشرفتش مؤثر بودهاند و ما ايرانيها كه هم در موسيقي، سابقه درخشاني داريم و هم در علوم قرآني، چه نقشي در اعتلاي اين هنر داريم و جايمان در اين عرصه كجاست، خود موضوعاتي قابل تأمل و بحثاند.
پرداختن به اين سؤال كه اساساً موسيقي دستگاهي ايران در تلاوت قرآن به كار گرفته ميشود يا نه، قبل از همه پرسشها، از اهميت ويژهاي برخوردار است. بهويژه آنكه تا كنون به اين مقوله مهم پرداخته نشده است.

مشروعيت هنر قرائت
در اكثر كتب روايي شيعي، بخشي وجود دارد، به نام «بابالقرآن» يا «كتابالقرآن» كه در آن رواياتي درباره فضل قرآن، فضيلت قاري قرآن، ثواب قرائت سورهها و نكات ديگر مطرح شده است. اما يكي از اين نكات، مسئله تحريم غنا و استحباب تحسين صوت در قرائت قرآن است.
محدثان بزرگوار ما، در توجيه بعضي روايات فرمودهاند: «قرآن را با صوت زيبا تا آن حدي كه غنا نباشد، بايد قرائت كرد، البته بدون آنكه حدود حسن صوت و غنا را مطرح كنند.»
بسياري تصور ميكنند كه قرائت و تلاوت قرآن تنها آن چيزي است كه شنيدهاند و فقط و فقط بايد در اين خصوص از تلاوت قاريان عربزبان تقليد كرد و به همين هم بسنده ميكنند. اما برخي از قاريان با استناد به اينكه آهنگهاي عربي تلفيقي از آهنگهاي غيرعربي (مثلاً ايراني) است، استفاده از آهنگهاي غيرعربي را در قرائت جايز ميدانند. مثلاً يكي از گوشههاي دستگاه ايراني را عيناً در قرائت قرآن به كار ميبرند.
با توجه به روايات شريفه، قرائت قرآن با صوت و لحن زيبا و ترجيع حلال (هنر قرائت)، ممدوح و مورد رضايت حضرت حق، رسول اكرم و ائمه اطهار، عليهم السلام، ميباشد. نظر بسياري از فقها در مورد قرائت قرآن، طبق دستگاه موسيقايي، اين است كه در اخبار وارده نسبت به قرائت قرآن، با صداي خوب تأكيد شده است؛ و از حضرت امام باقر (ع) نقل شده: «رجع بالقرآن صوتك، فان الله عزوجل يحب الصوت الحسن يرجع فيه ترجيعا» يعني قرآن را با گرداندن صدا در حلق بخوان؛ زيرا خداوند صداي خوب را دوست دارد.
بنابراين بايد قرآن با صداي مهذب مناسب معنويت و هدايت قلوب خوانده شود، نه با صداهاي مناسب با مجالس لهو؛ و براي ياد گرفتن تنظيم صدا و پيداکردن صوت يا نت مناسب اگر از آلات تنظيم صدا استفاده شود مانعي ندارد؛ ولي نواختن آلات در وقت خواندن قرآن (نظير نواختن موسيقي درسرودهاي معمولي) ممكن است بياحترامي به شأن قرآن تلقي شود.
موسيقي شرقي و ويژگيهاي آن
وجه تمايز موسيقي شرقي نسبت به موسيقي غربي وجود پردههايي1 است كه موسيقي غربي به طور كل از وجود اين فواصل بيبهره است. فواصلي كه در موسيقي شرقي استفاده ميشود فاصله يك پرده (پرده كامل)، نيمپرده و ربعپرده (4/3 پرده) است در صورتي كه موسيقي غربي از فاصله ربع پرده استفاده نميكند. همين موضوع دامنه و تنوع بسياري را براي موسيقي شرقي ايجاد كرده و بر همين اساس در موسيقي ايراني، عربي و تركي دستگاهها و مقامهاي بسياري وجود دارند، اما در موسيقي غربي چنين نيست.
نفوذ موسيقي كلاسهشده غربي در ممالك شرقي بهخصوص در دو سده اخير دانشمندان و موسيقيدانان شرقي را بر آن داشت كه نظم خاصي براي مقامهاي خود بدهند و در نتيجه يك گام پايهاي براي موسيقي خود بيابند و پس از آن بود كه براي مقامهاي شرقي گام ثابتي مشخص شد.

دستگاههاي موسيقي ايران و مقامهاي موسيقي عرب
هفت دستگاه و پنج آواز حاصل فواصل و گامهاي متفاوت در موسيقي ايراني است. بسياري از گوشهها نيز در اين آوازها و دستگاهها قرار ميگيرند. ماهور، شور، سهگاه، چهارگاه، راست و پنجگاه، همايون و نوا، هفت دستگاه و بيات اصفهان، افشاري، ابوعطا، دشتي و بيات ترك آوازهاي موسيقي ايراني را شكل ميدهند. همانطور كه گفته شد ربعپرده در موسيقي ما نقشي مهم ايفا ميكند و موجبات فراهم آمدن گوشهها و دستگاههايي با رنگ و فضاي متنوع را فراهم ميآورد.
مقام راست، بيات، صبا، سهگاه، عجم، نهاوند، كرد، حجاز مقامهاي عربي را تشكيل ميدهند كه هر يك از اين مقامها در دل خود داراي مقامهاي فرعي نيز هستند؛ مطابق با آنچه در موسيقي ايراني نسبت به دستگاهها و گوشهها اتفاق ميافتد.
وجه تشابه موسيقي عربي و ايراني
عقيده اكثر مورخان بر اين است كه منشأ موسيقي عرب، آهنگها و ترانههاي ايراني بوده. اكثر خوانندگان و نوازندگان مشهور عرب در قرون اول هجري، توسط خنياگران و نوازندگان پارسيتبار تعليم يافته يا اينكه خود اصالتاً ايراني بودهاند.
آنان از الحان و آهنگهايي كه قابليت تطبيق و تلفيق با اشعار عربي را داشت، در سرودها و آوازهاي خود استفاده كردند و پس از مدتي موسيقي عرب با تكيه بر همين دانستهها، كه رفتهرفته رو به تكامل ميرفت، شكل گرفت.
به عنوان مثال در موسيقي ايراني (و شرق) فاصله هشتم يا «هنگام»2 را به هشت گاه تقسيم ميكردند. بعد از حمله اعراب به ايران در صدر اسلام و همچنين در دوران سلطنت عثماني، اين فواصل و پردهها به طور كامل به كشورهاي عربي و اسلامي منتقل گرديد و تا كنون نيز همان فواصل و پردهها با نامهاي ايراني (اكثراً) در فرهنگ موسيقي اين كشورها به چشم ميخورد.
پرداختن به اين موضوع كه عربها تداخلات و تصرفاتي در اين مقامها داشتهاند بحثهاي تاريخي و فرهنگي است كه در اين فرصت نميگنجد و فقط به ذكر همين نكته مهم بسته ميكنيم كه مطمئناً دخل و تصرفاتي در موسيقي ايراني توسط عربها صورت پذيرفته است.
با وجود شواهد و دلايل بسيار زياد به جرئت ميتوان ادعا كرد كه اين اسلوب و روش موسيقي ايران بوده كه به كشورهاي عربي منتقل شده و اگر موسيقي بدوي و يا قومي در اين كشورها نيز بوده يا در اين فواصل وجود داشته و يا اينكه از بين رفته است. بنابراين در حال حاضر موسيقي عربي كه موجوديت مستقل از موسيقي ايراني و غرب داشته باشد وجود ندارد.
در تحقيقاتي كه پژوهشگران و موسيقيدانان انجام دادهاند بارها به اين تشابهات اشاره شده و از آنجا كه به جز در فواصل معدودي كه بين موسيقي مقامي عربي و ايراني اختلاف وجود دارد، تشابهات بين اين دو موسيقي طبيعتاً بسيار زياد است، در اين مجال به عنوان نمونه به يكي دو وجه تشابه اشاره ميشود.
مقام راست و سهگاه كه يكي از قديميترين و مهمترين مقامهاي موسيقي ملل شرق است (بدون تغيير نام) هم در مقامهاي موسيقي عرب و هم در دستگاههاي موسيقي ايراني به چشم ميخورد. مقام عجم تقريباً منطبق بر دستگاه ماهور است و مقام حجاز شباهت بسيار زيادي به همايون دارد هم از حيث شباهت در فواصل و هم در نغمات و ملوديها.

مقامهاي موسيقي عربي مورد استفاده در قرائت
ميگويند لحن خوش، كمال گفتار است. علماي فن قرائت به مرور زمان، متوجه شدند كه آيات قرآن با توجه به دوري و نزديكي معنايشان، داراي وزن و آهنگ خاصي هستند.
(حتي در موسيقي ايراني هم آهنگسازان مسلط و آشنا با توجه به شعر ملودي را در دستگاه خاص ميسازند. در واقع به اين ترتيب كوشش ميكنند همخواني و هماهنگي كاملي ميان لحن شعر و ملودي ايجاد شود.)
بنابراين آنچه تا حدودي به برتري تلاوت قاريان عربزبان نسبت به ايرانيها منجر شده، استفاده قاريان عربزبان و آشنا به موسيقي از مقامهايي است كه با معاني آيات همخواني و ارتباط داشته باشد. در قرائت قرآن هر دسته از الحان به خواندن آيات خاصي اختصاص دارد.
به عنوان نمونه مقام "بيات" كه وسيعترين مقام در قرائت قرآن است و گوشههاي بسياري دارد قبل و بعد و حتي بين مقامهاي ديگر، قابل اجراست. معمولاً قرائت با اين مقام آغاز ميشود و زمينه اجراي مقامات ديگر است. وقار، عظمت، بزرگي، تسلط و سنگيني را القا ميكند و آرامش همراه غم ميآورد. اين مقام براي اجراي دعاهاي قرآني، حكايات و اندرزها به كار ميرود.
نمونه: بروج/ استاد غلوش
آل عمران، 171 به بعد،/ استاد مصطفي اسماعيل
يا مقام راست؛ اثر آن، برانگيختن حس مردانگي، جسارت و حركت به سمت كشف حقيقت است و در آياتي كه داري تأكيد و تحكم و امر است استفاده ميشود. هرچند قابليت تعميم به انوع حالات مفهومي را دارد.
نمونه: روم / استاد منشاوي
آيات ابتداي سوره شمس/ استاد عبدالباسط
مقام عجم و چهارگاه: اثر اين مقامها، ايجاد شور و شوق جواني است و در آياتي با مضامين خدا، بهشت، توبه، معجزات پيامبران، دعا و درخواست و حركت و مبارزه به كار ميرود.
نمونه: ضحي، 11ـ انشراح، 1/ استاد عبدالباسط
مقام نهاوند: ماهيتي لطيف و منعطف از نظر لحني دارد. نه خيلي خشن است و نه خيلي خفيف و بيشتر در بيان داستانهاي قرآني به كار ميرود.
نمونه: بقره، 250/ استاد مصطفي اسماعيل
مقام سهگاه: برانگيزاننده حس محبت و عشق و سوز دل است و در آياتي با مفاهيم عشق، وعده الهي، بشارت، مغفرت، صفات مؤمنان، پيروزي و اجابت دعا به كار ميرود.
نمونه: فاطر، 14 و 15، استاد مصطفي اسماعيل
مقام صبا: مجموعهاي از نغمات حزين است كه گذشته از دستداده را به تصوير ميكشد و ما را به خويشتن خويش دعوت ميكند. در آياتي با موضوع عبرت از حوادث گذشتگان، مقايسه عاقبت نيك مؤمنان و سرانجام بد گناهكاران، دعا و توبه و پشيماني و ذكر نعمتها و آيات الهي به كار ميرود.
نمونه: قيامت، 14 و 15/ استاد عبدالباسط
مقام حجاز: اثر آن، شور و شعف همراه با احساسات عالي و حزين و دعوت به يكپارچگي و اتحاد و آرزو براي سعادت بشر است. از اين مقام، در آياتي كه مربوط به بشارت و انذار، نعمتهاي خداوند، تذكر و يادآوري، امر و توصيه، خلقت جهان هستي و موجودات هستند، استفاده ميشود.
نمونه: حشر 21/ استاد عبدالباسط
آنچه موجب دشواري در تشخيص صحيح حضور دستگاههاي ايراني در قرائت شده است
همانطور كه در اين تحقيق به تشابهات موسيقي ايراني و عرب اشاره شد و همچنين با مثالهايي در خصوص استفاده از مقامهاي عربي در قرائت جاي سؤال دارد كه در اين بين چه اتفاقي افتاده است كه برخي به انكار از استفاده از دستگاههاي موسيقي ايراني ميپردازند؟! اما آنچه موجبات دشواري براي تشخيص دستگاهها و گوشههاي ايراني در قرائت را فراهم كرده است، لحن متفاوت عربي قاريان عربزبان و همچنين تداخلات و تصرّفاتي است كه موسيقيدانان عرب در موسيقي خود نسبت به موسيقي ايراني ايجاد كردهاند.
در واقع به دليل تفاوت در لحن قاريان مصري تشخيص اين موضوع كمي دشوار شده است. در واقع همانطور كه در طول بحث بارها به آن اشاره شد موسيقي عربي در واقع گرتهبرداري از موسيقي ايراني است.
جمعبندي (ترس از تغيير لحن و آشنا نبودن قاريان قرآن به موسيقي)
بحثي كه امروز پيش آمده اين است كه چرا به جاي استفاده از موسيقي سنتي ايران در قرائت قرآن به تقليد از روشها و الحان مصري و عربي اكتفا ميكنيم. بسياري از كارشناسان بر اين عقيده هستند كه در موسيقي ايراني غير از شور عربي و سهگاه نغمههايي كه به موسيقي عربي نزديك باشند، بسيار كم است و با به كار بردن موسيقي سنتي ايران در تلاوت آيات قرآني، براي تطبيق نغمه با معني مشكل پيدا خواهيم كرد. مثلاً براي برخي از آيات واجد معاني حزنانگيز نميتوان غير از مقامهاي حجاز يا نهاوند از ديگر مقامها استفاده كرد.
حال آنكه در اين تحقيق حاضر خلاف اين موضوع به اثبات رسيد. در جمعبندي كلي از اين بحث ميتوان عدم شناخت كافي قاريان قرآن كشورمان نسبت به موسيقي و گوشهها و نغمات اصيل ايراني و ترس از تغيير لحن را علت اصلي اين موضوع دانست. درحاليكه بسياري از نغمات قرائت قرآن، برگرفته از نغمات اصيل ايراني است پرداختن به آموزش صحيح و آشنا كردن قاريان كشورمان به موسيقي احساس ميشود و لازم است كارشناسان به اين مقوله توجه بيشتري داشته باشند.
|
|
استاد محمد محمود طبلاوى

استاد محمد محمود طبلاوى نائب نقیب القراء و قارى مسجد جامع ازهر در روز 14 نوامبر 1934م در روستاى میت عقبه مركز امبابه الجیزه در روزگارى كه آنجا روستاى كوچكى بود به دنیا آمد، آنچه میت عقبه بیش از هر چیز در آن زمان به آن اهتمام مى ورزید انتشار و حفظ قرآن كریم بود، پدرش حاج محمود او را به آموزشگاه روستا برد تا از حافظان قرآن شود زیرا كه محمد تنها پسر او بود او در حالى كه در دوستى قرآن و حفظ آن غرق شده بود؛ در سن چهار سالگى راهی آموزشگاه شد و در سن ده سالگى حفظ و تجوید آن را به پایان برد.
براى این جوان علاقه مند به كتاب خدا كه به چیز دیگرى به جاى آن راضى نمىشد آغاز سخت و دشوارى وجود داشت، استاد طبلاوى از خاطرات فراموش ناشدنى خود مىگوید:" پدرم با تضرع و زارى به سوى آسمان روى كرده و پیوسته دعا مىكرد كه خداوند به او فرزندى عطا كند تا او را وقف قرآن كریم نماید و از اهل قرآن و رجال دینى شود، خداوند هم دعای او را بى اجابت رها نكرد و او را صاحب تنها فرزندش (محمد) ساخت. پدرم با تولد من بسیار مسرور شد سرورى كه در طول عمرش مثل آن را تجربه نكرده بود، خوشحالى پدرم تنها به خاطر این نبود كه داراى فرزندى شده است، بلكه به این جهت شاد بود كه فرزندى از جرگه حافظان قرآن كریم را صاحب گشته است. چرا كه پدرم به این موضوع یقین داشت كه قرآن تاج پُر افتخارى است كه هر كس آن را به سر بگذارد بسیار شكوه مند خواهد شد، و این نعمت بزرگى كه خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانى داشته مرا وا مى دارد كه روز و شب به درگاه او دعا كنم كه این عمل جلیل را از حسنات پدرم قرار دهد و نیز قرآن كریم را به مصداق آیه 28 از سوره حدید، براى او نورى قرار دهد كه روشنگر راه او باشد، این دعا را به این خاطر مىكنم چون پدرم با اصرار و صبر فراوان و كمك ها و مساعدت هاى بى شمارى كه براى من داشت؛ و همه كار مى كرد تا من براى حفظ قرآن فراغت لازم را داشته باشم ."
این جوان با استعداد در حفظ قرآن كریم به طور كامل همراه با احكام آن حتى لحظه اى هم سستى به خرج نداد و پیوسته با التزام و انتظام شدید به آموزشگاه مى رفت و در هر ماه كل قرآن را مرور مى كرد.
استاد طبلاوى مىگوید:
" من به عنوان یك قارى ناشناخته و كوچك، آغاز نمودم همانند هر قارى دیگر كه از میان سنگلاخها و امواج زندگى كه همچون سیلى بر گونه او نواخته مى شود در راه خود پیش مى رود. بنابراین در مناسبت هاى سال و یا مناسبات دیگر تلاوت مىكردم، این تلاوتها همه در ابتداى زندگى قرآنى ام یعنى در دوران قبل از بلوغ و سن 15 سالگى بود. من به آنچه خداوند روزى ام مىفرمود راضى بودم كه افزون بر 3 جنیهه - واحد پول مصر- نمى شد و هنگامى كه 5 جنیهه نصیبم مى شد خیال مى كردم به عظمتى بالا دست یافته ام.
استعداد و شروع شهرت
استاد طبلاوى كسانى را كه در نصیحت و ارشاد او كوشیدند فراموش نمى كند و پیوسته آنانى را كه وسیله بارور كردن استعدادش در حفظ و تجوید بودند را به نیكى یاد مىكند و مى گوید:
" من دائما به دنبال فرصتى هستم تا با خود خلوت كرده و شروع كارم با قرآن كریم و اولین گامهایم در این راه تا رسیدن به دروازه هدایت قرآنى را یاد آورى كرده و مرور كنم كه من به افراد زیادى مدیون هستم. بنابراین براى پدرم، استادم، و هم كلاسى هایم كه به من شجاعت مىبخشیدند و در حالى كه من خردسال بودم به من گوش مىكردند و مرا به یادآورى این نكته وادارمى كردند كه من قارى با استعدادى هستم، دعا مى كنم، به یاد مى آورم فرمایش استادم را كه مىفرمود: - محمد تو با استعدادى و صدایت جداً قوى و زیباست- استادمان كه به فطرت افراد آگاه بود ما را از هم متمایز مى كرد و مى فرمود: محمد طبلاوى صداى بَمى دارد، فلانى صداى كوبنده اى دارد، فلانى صداى … و دائما مرا با توجه به صدایم تشویق مى كرد و با اهتمام خاصى كه به من داشت از من سرپرستى مى كرد دائما به من سر مىزد و با دقت در حفظ كردن من نظر داشت."
استاد طبلاوى در سن 12 سالگى به مراسم احیاء بزرگان و مسئولان و شخصیتهاى بارز در كنار مشاهیر قاریان رادیو دعوت مىشد و در بین ایشان جایگاه بالایى پیدا كرده و در جیزه، قاهره، و قلیوبیه شناخته شد و تا بدانجا رسید كه از سوى بسیارى از خانواده ها براى مراسم احیاء با توجه به قوت اداء وخلاقیت هاى والا و روحیه جوانش كه او را براى قرائت پیوسته، در یك مدت 2 ساعتى بدون هیچ خستگى و بدون اظهار سختى كمك مى كرد ترجیح داده مى شد، مضافاً این كه مردم هم براى پیوسته خواندن او اصرار مىكردند و براى زیاده گوش دادن به او ابراز شوق مىكردند و مواظبت شدید او نسبت به صدایش و مداومت بر نشستن با قاریان برجسته نظیراستاد رفعت، استاد على محمود، استاد محمد سلامه، استاد صیفى، بهتیمى و مصطفى اسماعیل و غیر از ایشان از قاریان پیشتاز رادیو، و گوش دادن به آنها چه مستقیماً و چه از طریق رادیو او را بر این امر یارى مى داد.
ملحق شدن به رادیو
استاد طبلاوى براى ملحق شدن به رادیو بیشترین تلاش را نسبت به قاریان دیگر داشت، و حتى نسبت به صبر و تحملى كه او در مراجعه به رادیو براى پیوستن به آن به عنوان یك قارى داشت، مورد رشك بود، او نُه بار براى این كار اقدام كرد اما مشیّت الهى ما فوق مشیت بشر است و خداوند در این نُه مرتبه به او اجازه نداد، اما در مرتبه دهم توانست امتیاز مورد نظر را به دست بیاورد و به رادیو ملحق گردد.
خارج از مصر
استاد طبلاوى مى گوید:" من در ضمن یك گروه دینى از مصر به دعوت شیخ ابوالحسن ندوى به هند رفتم رئیس گروه، مرحوم دكتر زكریا برى؛ وزیر اداره اوقاف در آن وقت بود، و اتفاقا ما به جهت تاخیر در پرواز به مدت نیم ساعت دیر به كنفرانس رسیدیم، دكتر برى با هوش و درایتى كه داشت گفت: تنها كسى كه مى تواند قبل از ما حركت كند و جلوتر از ما داخل شود استاد طبلاوى است چرا كه او با لباس خاص خود شناخته شده است و در اینجا معروف و مشهور است و در دل مردم، جایگاه والایى دارد و چه بسا عمامه و شال در عفو و بزرگوارى میزبانان نسبت به تاخیر ما نقش داشته باشد، و درست آنچه دكتر برى انتظار داشت اتفاق افتاد و چیزى كه با آن روبرو شدیم آن بود كه رئیس كنفرانس با صداى بلند گفت: گروه مصرى آمدند و پیشاپیش آنان استاد طبلاوى است و به ما خوش آمد گویى كرد و گفت: باید جلسه را از از اول شروع كنیم،… بعد از پایان جلسه همه حضار اطراف مرا گرفته و با من عكس هاى یادگارى مى گرفتند.
دعوت ها و مسافرت ها
او به بیش از هشتاد كشورعربى و اسلامى و غیر آن سفر كرده است، از جمله دعوت هایى كه او داشته است دعوتى از جانب آقاى جان لاتسیس از یونان براى تلاوت قرآن براى اولین بار در تاریخ این كشور و نیز دعوتى كه از طرف مسئولین ایتالیایى از طریق سفارت مصر به شهر روم براى تلاوت در مقابل جمع كثیرى از مهاجران عرب و مسلمان، مىباشد. استاد طبلاوى دعوت كاخ پادشاهى اردن را براى احیاء مرثیه ملكه زین الشرف؛ مادر ملك حسین شاه اردن را هم فراموش نمى كند و نتیجه این زندگى قرآنى نوارهاى بسیارى است كه در جلسات خارجى خوانده است كه همه آنها در شركت ابراهیم فِن كه مدیریت آن با حاج ابراهیم طبلاوى است موجود می باشد.

فایل های را دانلود کرده و پس از این که آن را از حالت فشرده خارج کردید ، مورد استفاده قرار دهید.
سوره قاف با تلاوت استاد منشاوی با حجم 4,062 KB
سوره الرحمن با تلاوت استاد منشاوی با حجم 5,240 KB