این تلاوتهای نایاب تصویری از استاد کبیر مصطفی اسماعیل تقدیم به تمام مقلدان او

سوره بقره - مسجد امام حسین (ع)
دوست ندارم این ماندن را . ماندنی که به قیمت مردن است . دلتنگم . منتظر فرجی . منتظر اتفاقی شاید محال . منتظر آرزویی 4 ساله .
هیچ شب قدری نبود که از خدایم نخواهمش . پای ثابت آرزوهای هفتگانه شبهای لیله الرغائبم .
از اسارت بیزارم . از این تسلیم بودن . از اینکه تحقیر شوی و چاره ای جز تحمل نداشته باشی . از اینکه بخواهی و ندانی کی میرسی . از ادامه دادن راهی که می دانی بیراهه است ولی چاره ای جز رفتن نداری چون ماندنت مساوی با مرگ است . باید ادامه دهی و باز تحقیر شوی . خوار شوی و با خود بگویی بگذار خوش باشد . تحمل کنی و بدانی با این تحمل به جایی نمیرسی .
بله ..!
اسارت یعنی این . بمانی ، بسوزی و بمیری .
قربان معرفت یار ... . کسی نمی پرسد حالت چه طور است . همه می گویند دیوانه شده ای . همه می گویند اشتباه می کنی . میگویند تو را دوست ندارد . می گویند ..
کاش فقط به همین ها ختم شود .
ولی یار هم سراغی از این بخت برگشته نمیگیرد که بداند چه حالی دارم .
نه راه پیشی و نه پسی .
پس یعنی قبول کنم 4 سال است که خودم را گول زده ام .قبول کنم 4 سال است که اشکهایم به خاطر توهم فانتزی چشم هایم راسرخ می کرده اند . قبول کنم که 4 سال است به خودم دروغ می گویم . ولی من دروغگو نیستم ..
پیش یعنی پاپیش بگذارم و باز تحقیر شدن را به جان بخرم . بروم و حرف بزنم تا شاید فرجی که آرزویش را دارم برایم رخ دهد . ولی نرفته می دانم او کیست ...
نه راه پیشی و نه راه پسی ..!
مانده ام که چقدر باید دعا کنم که رحمی شامل حالم شود . چقدر فکر بکنم که راهی برایم پیدا شود . چقدر آه و زاری و چقدر نذر و نماز ؟
نمی دانم چه کنم . نمی دانم چه بگویم ؟ نمی دانم از چه بگویم ؟ و مهمتر اینکه اصلا به که بگویم ؟
شکستن چه ساده و ساختن شاید محال . من ساختن را میدانم ولی او شکستن را دوست دارد ..
همه شب خواب بینم خواب دیدار نه تاب دوری و نه تاب دیدار
دعام کنید
روش های حفظ کیفیت و جلوگیری از گرفتگی صدا برای آوازخوانان

منشا تولید صدا حنجره است و موثرترین قسمت حنجره که در تولید صدا نقش دارد، تارهای صوتی است که کوچکترین تار عضلانی بدن نیز به حساب می آید. پوشش مخاطی پیچیده ای از این تارها محافظت می کند و صدای تولید شده با تارهای صوتی که صوت با فرکانس پایه ای گفته می شود، کیفیت کلام را ندارد و این صوت اولیه با عبور از قسمت های مختلف حلق و دهان و بینی که در اصطلاح آن را تونل صوتی گویند، فرم کلامی را پیدا می کند. فرکانس پایه ای حنجره در خانمها ۲۴۰ هرتز است. یعنی ۲۴۰ بار در ثانیه این تارها به لرزش در می آیند. به بیان ساده، خانم ها برای تولید صدا به مدت ۵ ثانیه ۱۲۰۰ بار تارهای صوتی خود را به لرزش در می آورند ولی در آقایان فرکانس پایه ای حنجره ۱۴۰ هرتز است و علت اختلاف اصلی بین صدای آقایان و خانم ها تفاوت فرکانس پایه ای است و به همین دلیل صدای خانم ها زیرتر از آقایان است. در این پست، با استفاده از چند منبع مطالبی را در باره ی روش های حفظ کیفیت صدای آوازخوانان تهیه کرده ام. امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.
کاربران حرفه ای صدا کسانی هستند كه در زندگي حرفه اي آنها. ارزش بسيار زيادي به كيفيت بالاي صدا داده مي شود: مانند خوانندگان اپرا یا آواز اصیل ایرانی که گاهی دستخوش بیماری های ناخواسته ی صدای خودشان می شوند. صدا درماني این عده از افراد عموما سه كانون دارد: اولا درمان ماهيتا علامتي است، مثلا اگر صداي بيمار منوتون و يكنواخت است كلينيسين به بيمار كمك مي كند كه دامنه بسامد صدا و اصواتش را وسيع تر نماید. دوم اينكه كلينيسين همانگونه كه بيمار را در جهت شناسائي و حذف رفتار هاي آوائي معيوب و نادرست كمك مي كند، در ضمن به او ياري مي كند كه عوامل محيطي( مانند آلوده كننده ها. و تجمعات پر سرو صدا) را هم كه صداي طبيعي او را تهديد مي كنند. پايش و كنترل كند. اين هدف ها در مواردي هم كه درمان هاي طبي بيشتري لازم است، مفيدند زيرا برگشت گرایي را كاهش مي دهند. نمونه اي از آن، بيماري است كه مبتلا به ندول تار هاي صوتي است. اين اختلال اغلب تنها به صدا درماني پاسخ مي دهد، اما در بعضي موارد نيازمند عمل جراحي هست. در اين موارد. درمان صوتي باعث مي شود كه رفتار هاي صوتي ايجاد كننده يا نگهدارنده ندول صوتي از ميان برداشته شود و الگوهاي رفتاري طبيعي تري به وجود آيد. بسياري از اوقات، درمان صوتي بايد كانون ملموس سومي نيز داشته باشد و آن همانا، تصوير مشخص صداي بيمار است. براي طبقه بندي اثرات اختلالات حنجره بر صدا آنها را به دو دسته تقسيم می كنيم: ناهنجاري هايي كه بر توده تارهاي صوتي تاثير مي گذارند و آنهایي كه در نزديك شدن تار ها به هم ايجاد اشكال مي كنند. اختلالات مربوط به توده معمولا به صورت افزايش حجم تار هاي صوتي در اثر مسائلي مانند زخم هاي تماسي و ادم است. اثرات توده اي مانند پوليپ در چين ها تغييري ايجاد مي كند كه مانع ادوكسيون (حرکت افقی) طبيعي آنها مي شود که خود باعث استفاده غير موثر از جريان هواي ريوي مي شود و در نتيجه تكلم بيمار با صداي تنفس همراه است و بيمار از جمله هاي مقطع و كوتاه استفاده مي كند.
» گرفتگی صدا در خانم های خواننده
چگونگی گرفتگی صدا در خانم ها، اطفال و سالمندان، ناشی از تروما و سرطان حنجره و همچنین مسائل شغلی و مشکلات موجود: عامل تغییرات هورمونی در دوران تخمک گذاری دوران حاملگی و دوران یائسگی، عامل تغییرات روحی و خلقی که در ساعات مختلف روز رخ می دهد و گفتنی است که اولین تظاهرات و تغییرات روحی و خلقی در کیفیت صدا اثرگذار است. در صورت بروز بیماری های التهابی حنجره در بانوان، بهبودی به علت بالا بودن فرکانس پایه ای و رعایت نکردن استراحت صوتی با تاخیر رخ می دهد و صحبت کردن با تلفن بیش از حد (!)، حنجره را خسته می کند و مخصوصا در زمان بیماری لارنژیت باعث تاخیر در بهبودی می شود. استفاده بیش از حد از مواد شوینده شیمیایی و همچنین لوازم آرایشی و استنشاق انواع عطر و اسپری، اصلا برای خانم های آوازخوان خوب نیست زیرا عامل موثر گرفتگی صدا در آنها خواهد بود. استفاده از داروهای محرک، تاثیر نامطلوب بر لایه های مخاطی محافظتی حنجره دارد و در برخی موارد این تغییرات در خانم ها غیرقابل برگشت است و باعث تغییر صدای ماندگار خواهد شد.
» گرفتگی صدا در آوازخوان های حرفه ای مرد
افرادی که حرفه آنها آوازخوانی است، باید بیش از افراد معمولی به حفظ و سلامتی صدای خود توجه کنند. چنانچه فردی در مواقع سرمازدگی، استراحت صوتی را رعایت نکند و با شدت و بلند صحبت کند، باعث خونریزی های کوچک در تارهای صوتی می شود که این تغییرات به تدریج به علت رعایت نکردن بهداشت حنجره، به گره صوتی تبدیل می شود که نیاز به عمل جراحی دارد.
تعداد کمی از آوازخوانان در ساعات استراحت و پس از اجرا، از سیگار استفاده می کنند که بسیار مضر است زیرا بیشترین آسیب تارهای صوتی در مواقع خستگی و خشکی مخاط پوششی تارهای صوتی رخ می دهد که توصیه می شود با مصرف آب، باعث افزایش رطوبت و لطافت تارهای صوتی شوند و از آسیب های متعدد در امان باشند. اما چندکلامی با آنهایی که می خواهند صدای حرفه ای داشته باشند: صدای حرفه ای دارای شرایط خاصی از نظر فیزیولوژی و آناتومی تارهای صوتی و همچنین توانایی های ویژه است که پس از بررسی های دقیق با تمرینات صحیح می توان این توانایی را افزایش داد. در غیر این صورت، صرفا به دلیل یک میل و تفکر احساسی و تمرینات ناصحیح و غیراستاندارد توانایی ذاتی و اصلی حنجره مختل شده و تغییرات غیرقابل جبرانی در تارهای صوتی ایجاد می کند. نکته دیگر این که بعضی افراد با تقلید صدای خواننده های حرفه ای در زمان کوتاهی کیفیت صدای واقعی خود را از دست می دهند که این اتفاق در بعضی خوانندگان آماتور دیده شده است (قابل توجه برخی از شاگردان جناب استاد شجریان).
» گرفتگی صدا در خوانندگان سالمند
درست است که با گذشت زمان، ظاهر انسان ضعیف می شود و صدا هم از این امر مستثنا نیست، اما می توان شرایط مناسبی را برای حفظ کیفیت صدا فراهم کرد. ایجاد صدا به ۲ عامل بستگی دارد:
۱. حجم هوای ذخیره شده در ریه در موقع بازدم،
۲. توانایی عضلات تارهای صوتی،
که با مشاوره با متخصصان آسیب شناسی گفتار و انجام تمرینات ورزشی و تنفسی می توان بر این کاستی ها فائق آمد. البته ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود که استادان برجسته و حرفه ای آواز چون ایرج، گلپا، و حتی شجریان با وجود سن بالا، به دلیل رعایت مواردی که مربوط به سلامتی و سالم نگه داشتن حنجره است، توانسته اند کیفیت فوق العاده قوی صدای خود را حفظ نمایند.
» چند نکته
- براي محافظت از صداي خود، آب، سيب، گلابي، هندوانه، خربزه، هلو و انگور بخوريد. دكتر نورمن هوگيكن متخصص در این ارتباط می گوید: صداي افراد، نشان دهنده شخصيت و عواطف آن هاست و براي مراقبت از صدا، توصيه مي شود پس از حرف زدن یا آوازخوانی زياد، حتما سكوت كنيد! دخانيات تارهاي صوتي را تحريك مي كند و فرياد كشيدن و صحبت كردن با صداي بلند در مناطق پر سر و صدا بسيار براي انسان مخصوصا خواننده های آواز زيان دارد.
- به ميزان کافي آب بنوشيد تا بدنتان به خوبي هيدراته شود. درمصرف کافئين نيز جانب اعتدال را رعايت کنيد. تارهاي صوتي شما خيلي سريع به ارتعاش در ميآيند و بنابراين حفظ توازن صحيح به لحاظ مصرف روزانه آب ميتواند در اصطلاح به روغنکاري آنها کمک کند.
- در روز چند بار به تارهاي صوتيتان استراحت بدهيد و به قول معروف "چُرت صوتي" بزنيد به ويژه در اوقاتي که بيش از حد از صدايتان کار کشيدهايد. به عنوان مثال آوازخوانان بايد درطول ساعات استراحت پس از آواز یا تمرین سنگین باید از حرف زدن اجتناب کرده و سعي کنند به جاي صحبت بيوقفه با همکاران و دوستان، اندکي به تارهاي صوتيشان مجال استراحت بدهند.
- سيگار نکشيد، سيگار به ميزان فوقالعادهاي خطر بروزسرطان حنجره را افزايش ميدهد، حتي استنشاق دود سيگار اطرافيان ميتواند منجر به آزردگي تارهاي صوتي شود.
- ازصداي خود به طور افراطي کار نکشيد. از فرياد کشيدن و بلند بلند صحبت کردن مداوم بپرهيزيد. اگر به طور مداوم در گلويتان احساس خشکي و خستگي ميکنيد و يا صدايتان دورگه، گرفته و يا زمخت شده، نشانهاي هشدارآميز محسوب ميشود مبني بر آنکه بايد در بکارگيري صدايتان بيش از پيش اصول ايمني را رعايت کنيد. در واقع گرفتگي دائم صدا نوعي علامت هشداردهنده مبني بر آزردگي تارهاي صوتي است.
استاد بسيوني در سال 1330 ه.ش. در كشور مصر به دنيا آمد و با كمك پدر از كودكي به آموزش علوم قرآني پرداخت . او در سن ده سالگي حافظ قرآن شد . سرانجام پس از آموزش ابتدايي وارد دانشگاه الازهر شده در دانشكده علوم دين به تحصيل پرداخت و پس از فارغ التحصيل شدن در همان جا به تدريس علوم ديني همت گماشت . استاد بسيوني از همان سن 12 سالگي قرائت و تلاوت قرآن را در مجالس و محافل آغاز كرد . او در سن 24 سالگي وارد صدا و سيماي كشور مصر شده و اكنون حدود 13 سال است كه در دانشگاه الازهر به تدريس اشتغال دارد .ايشان در سخنان خويش به اين نكته اشاره داشتند كه قاريان ايراني از حيث تلاوت قرآن بسيار زيبا تلاوت مي كنند اما نكته اي كه مورد توجه قرار دهند اين است كه در راستاي تمرينات خويش از حفظ قرآن نيز غفلت نورزند . استاد همچنين در سخنان خويش به قاريان قرآن توصيه كردند از نكاتي كه براي صوت شخص مضر مي باشد پرهيز كنند . از جمله اين نكات چيز هاي بسيار گرم و بسيار سرد است . همچون نوشابه سرد در روزهاي تابستان يا منتقل شدن به صورت ناگهاني از يك مكان سرد به يك مكان گرم .
ايشان در رابطه با استفاده موسيقي در قرآن عقيده داشتند كه بايد بر طبق معاني از موسيقي مشابه معنا استفاده كرد . في المثل در آيات وعيد دستگاه صبا مناسب است . زيرا اين دستگاه با حزن همراه مي باشد و اين حزن باعث مي شود كه مستمع در صورت گناهكار بودن از خوف و عذاب الهي اشك بريزد . يعني ميان آهنگ قرآن و معاني هماهنگي و تناسب ايجاد كند . البته چنين مسئله اي در رابطه با تمام دستگاه هاي قرآني صدق مي كند .
استاد مي گويد : « اسامي اين دستگاه ها بر اساس تناسب با صداي قاري از لحاظ طبقات صوتي فرق دارد . بنابر اين قاري كسي است كه بتواند پس از شناخت خوب و دقيق دستگاه ها آن ها را به نحوي صحيح وحكيمانه در جاي خود ارائه نمايد و اين طبيعتاً به وضعيت روحي افراد بستگي دارد . اجراي اين دستگاه ها بايد به گونه اي باشد كه اگر قاري در يك دستگاه معيني به تلاوت پرداخت مستمع خسته نشود و حتي اشتياق آن داشته باشد كه يك بار ديگر بدان گوش فرا دهد . چنين امري طبيعتاً مستلزم تلاش و وقت زيادي است . بايد به گونه اي عمل كرد كه قاري وضعيت خود را سنجيده و سپس مطابق با آن در طبقات بالا به تلاوت بپردازد . قاري بايد چنان تلاوت كند كه اگر در يك دستگاه به تلاوت بپردازد تنوع و نظم خاص را در آن دستگاه رعايت كند » . استاد اضافه مي كند : « مجموع آن دستگاه ها 8 دستگاه مي باشد و چنانچه قاري قرآن 3 تا 4 دستگاه را در يك تلاوت پياده كند مكفي است . چنانچه با دستگاهي تلاوت خود را آغاز مي كنيم بهتر است با همان دستگاه نيز به پايان رسانيم تا آنكه تناسب در تلاوت رعايت شود » . ايشان در ادامه سخنان خود پيرامون مهارت اساتيد مصر در زمينه موسيقي قرآن مي گويد : « اكثر آنها دستگاه هاي موسيقي را به خوبي مي دانند و تواشيح تاثير بسيار در موسيقي دارد. امثال شيخ احمد نداء شيخ طه الفشني مهارت بسيار در موسيقي دارند . همچنين استاد فقيد شيخ مصطفي اسماعيل در اين زمينه استاد بودند » .
وي مي گويد قرآن كريم در تمام دنيا داراي اهميت و ارزش خاصي است . ايشان به كشورهاي اروپايي از جمله ايرلند شمالي و جنوبي لندن و كشورهاي ديگر مسافرت كرده اند . و در سال 1368 به همراه استاد راغب مصطفي غلوش براي اولين بار به ايران مسافرت كرده در شهرهاي مختلفي به تلاوت پرداختند . در سال 69 استاد مجدداً به ايران مسافرت كردند و او همواره از عشق وعلاقه وافر مردم ايران به قرآن ياد مي كند . ايشان مي گويند : عزيزان ايراني درست به همان دستگاهي كه قاري تلاوت مي كند به همان دستگاه وي را مورد تشويق قرار مي دهند و اين از مواردي است كه در كشورهاي ديگر به چشم نمي خورد . استاد همواره از خاطرات سفر خود به ايران به عنوان بهترين خاطرات زندگي خويش ياد مي كند .
محمد احمد بسيوني ( مصاحبه )
س1- استاد؛با عرض سلام و خوش آمد خدمت شما،خواهش مي كنم خودتان را بطور كامل معرفي فرماييد ضمن اينكه خواهيد فرمود كه چند سال داريد و شغل شما چيست؟
ج:بسم الله الرحمان الرحيم- اسم من محمد احمد بسيوني و قاري مصر هستم كه در صدا و سيماي كشور مصر،قرآن تلاوت مي كنم و در حدود چهل سال دارم.
س2- استاد،بفرماييد در چه سالي شروع به تلاوت و حفظ قرآن كريم نموديد و در چه سني بوديد كه وارد راديو و تلويزيون شديد؟
ج:در واقع،پدر بنده كه حافظ قرآن و داراي صداي زيبايي مي باشد با پيشنهاد يكي از دوستانش مرا از كوچكي به محافل قرائت قرآن مي برد و بنده قرآن را تحت نظارت و رعايت پدرم حفظ نمودم در حالي كه 10 سال بيشتر نداشتم و مرا به دانشگاه الازهر وارد كرد تا اينكه بنده تا سطح ليسانس در آنجا درس خواندم و اين سطح در مصر به عنوان يك سطح عالي به شمار مي رود يعني در واقع بنده فارغ التحصيل از دانشكده اصول دين در دانشگاه الازهر مي باشم . زماني كه تلاوت قرآن را شروع نمودم 12 سال سن داشتم و همينطور مراحل بالاتر را به همراه پدر خود و اساتيد محترم و فاضل خويش طي مي نمودم تا اينكه وارد صدا و سيماي كشور مصر شدم ؛ و در اين مقطع بنده 24سال سن داشتم يعني در حدود 16 سال پيش . و هم اكنون مدرس علوم ديني در دانشگاه الازهر مصر و قاري قرآن مي باشم و در واقع حدود 13سال است كه در دانشگاه الازهر در علومي كه در دانشگاه وجود دارد تدريس مي كنم .
س3ـبفرماييد نظر شما راجع به تلاوت قاريان ايراني چگونه است ؟ چنانچه پيشنهاد خاصي داريد در اين زمينه خواهش مي كنم كه بفرماييد .
ج: حقيقت مطلب اين است كه هنگامي كه تلائت قرآن قاريان ايراني را استماع مي كنم بسيار خرسند و خوشحال مي شوم بخصوص كه بسيار علاقه مي ورزند نسبت به تلاوت قرآن و نيز قريان و اساتيد قرآن كريم به ويژه اساتيد معروف مصري كه مرحوم شده اند مانند استاد شيخ مصطفي اسماعيل . و نيز بسيار خرسند گشته ام هنگامي كه متوجه شدم بسياري از قاريان ايراني از شيخ مصطفي اسماعيل تقليد مي كنند . واقعااو استادي بزرگ بود و ايشان موهبتي بود كه خداوند متعال براي ما عطا كرده بود و ما و بسياري از قراء از ايشان بسياراستفاده مي نموديم ايشان داراي صوتي نيكو و فن بديع و جالبي در دستگاه هاي موسيقي و تلفظ و ادائي عالي بود . اما نكاتي درباره عزيزان قاري ايراني به نظر مي رسد و آن اينكه اين عزيزان اكثرشان از روي قرآن تلاوت مي كنند و حال آنكه لازم است قرآن را حفظ نمايند و مسئله حفظ قرآن براي اين عزيزان لازم است . اميدوارم در ملاقات بعدي و سفربعدي چنانچه به جمهوري اسلامي ايران سفري داشته باشم تلاوت ايشان را از حفظ ملاحظه نمايم . از خداوند متعال مي خواهم ايشان را در حفظ قرآن كريم ياري بخشد و تلاوت آنها را از حفظ و ذهن قرار دهد . و ديگر اينكه بايد بگويم : البته اين سؤال را بشيتر از بنده داشتند آن چيزي كه در تحسين صداي آدمي تاثير مي گذارد روي حفظ و نگهداري از صدا و صوت است اينكه سرما نخورد و پرهيز كند از چيزهايي كه براي صدا مضراست مثل چيزهايي كه بسيار گرم است و بسيار سرد مانند نوشابه سرد در روزهاي گرم تابستان منتقل شدن از يك مكان گرم به مكان سرد به طور ناگهاني كه البته بنده اين اواخر دچار سرماخوردگي شدم و موجب ناراحتي بنده شد بدين جهت نتوانستم بسيار استفاده برسانم . و در ايران اسلامي بسيار از زيارت رهبر معظم انقلاب حضرت ايهالله خامنه اي خوشحال شدم و با وجود ايشان در آن حسينيه فيالواقع بنده احساس مي كردم ملائكه سماء در حال چرخش و گردش هستند . و اين رهبري كه مردم او را دوست دارند و بنده ايشان را از جان ودل دوست مي دارم و اهل قرآن همگي او را دوست دارند ودر آن مجلس روحاني كه ايشان حضور داشتند تابحال در هيچ جا نديدم اميدوارم موفق باشند و خداوند سلامتي و عافيت به ايشان عنايت فرمايند .
س4ـاستاد نظر خودتان پيرامون اين شوق و احساسات پر شور مردم نسبت به قرائت رآن بخصوص در شهرهاي تهران ؛قم و مشهد مقدس را بفرماييد چگونه بوده است ؟و آيا شما چنين جمعيتي با چنين علاقه اي نسبت به قرآن در ديگر كشورهايي كه به آنجا سفر كرديد سراغ داريد يا خير؟
ج:در واقع قرآن كريم در تمام دنيا داراي اهميت و ارزش خاصي است،بنده به اروپا سفر نموده ام بخصوص به لندن رفتم و نيز به ايرلند شمالي و جنوبي و اماكن ديگر اين مطلب وجود دارد كه هيچ جا مثل ايران اين احساس حماسي و شور و شوق خاص وجود ندارد نسبت به قرآن كريم.بخصوص اين نكته جالب است كه عزيزان ايراني به همان دستگاهي كه قاري تلاوت مي كند به همان دستگاه او را مورد تشويق قرار ميدهند و اين از مواردي است كه در كشورهاي ديگر به چشم نمي خورد.
س5- استاد،اشاره اي داشتيد در مورد موسيقي و آيا در تلاوت قرآن بهتر است موسيقي مورد استفاده قرار گيرد و شما بيشتر در تلاوت خويش از چه دستگاهي استفاده مي كنيد؟
ج:لازم است بدانيم كه آهنگ و موسيقي قرآن كريم منحصر به فرد است و با آهنگ و موسيقي و آواز بسياري دارد و لذا جهت هر دستگاهي منزلتي هست مختص به خود و معاني قرآن.و لذا معمولاً در آيات وعيد دستگاه صبا مناسب است زيرا اين دستگاه با حزن تناسب دارد و اين حزن باعث مي شود مستمع در صورتي كه گناه كار باشد از خوف خدا و عذاب و ملاقات با خدا بگريد.يعني بين آهنگ قرآن و معاني آن هماهنگي ايجاد نمايد و اين مسئله درباره تمام دستگاههاي موسيقي صدق مي كند.اما اينجانب بحمدالله در تلاوتهاي خودم،قريب به تمام دستگاهها را كه با صداي بنده تناسب دارد مورد توجه قرار مي دهم و اين مطلب را تمام قراء و اساتيد فن تجويد اذعان دارند.و بنده از برخي از عزيزاني كه در فن موسيقي استاد هستند اين دستگاهها را آموخته و اسامي اين دستگاهها را و اينكه چگونه با صداي من تناسب دارند و طبقات صوتي فرق دارند و لذا قاري متحبر كسي است كه اين دستگاهها را خوب بشناسد و صحيح و حكيمانه هر كدام را در جاي خود ارائه نمايد . و اين طبيعتاً به وضعيت روحي و مزاجي افراد بستگي دارد و ارائه اين دستگاهها بايد به گونه اي نباشد كه اگر مثلاً قاري در يك دستگاه معيني تلاوت كرد،مستمع خسته شده و نخواهد حتي يك بار يگر بدان گوش دهد،و اين طبيعتاً وقت زيادي را از برادران قاري ايراني خواهد گرفت.به عنوان نمونه،ما مواردي از برادران قاري ايراني مشاهده نموده ايم كه وضعيت حنجره وي با دستگاهي كه ارائه ميداد تناسب نداشت يعني بيش از حد از نظر صوتي بالا رفته بود . و لذا حتماً لازم است شخص قاري،استعداد خود را در ارتباط با قوت و قدرت صدا و حنجره خود بسنجد و سپس مطابق با آن وارد طبقات بالاي صوتي شود.و بنده سعي مي كنم اين دستگاهها را به گونه اي ارائه كنم كه اگر يك ساعت تمام مستمع،صداي مرا بشنود،خسته و آزرده نشود و اين از فوائد موسيقي قرآن است و لذا ممكن است بنده نيم ساعت در يك دستگاه بخوانم اما خسته كننده نباشد به جهت اينكه ايجاد تنوع و نظم خاصي مي كنم . مجموع اين دستگاهها 8 تا است چنانچه قاري قرآن 3 يا 4 دستگاه را در تلاوت پياده كند،مكفي است؛غالباً چنانچه تلاوت كننده با دستگاهي شروع نمايد بهتر است با همان دستگاه خاتمه دهد و علماي موسيقي اينگونه مي گويند كه تناسب حفظ گردد.
س6- آيا قاريان مصري،دستگاههاي موسيقي را خوب مي دانند؟
ج:اكثريت آنها مي دانند،و تواشيح تاثير بسياري در موسيقي دارد و امثال شيخ احمد نداء و شيخ طه الفشني مهارت زيادي در موسيقي دارندو همچنين استاد بزرگ شيخ مصطفي اسماعيل استاد بود در دستگاههاي موسيقي؛و ايشان بسيار مي شنيد صداي كساني را كه تواشيح مي خواندند و از قدماء و كساني كه دستگاههاي موسيقي را خوب آموخته بودند .
س7- با تشكر از شما استاد بسيوني،در پايان اگر پيامي داريد بفرماييد .
ج:آرزوي سعادت و توفيق به بركت قرآن كريم براي شما و تمام ملت عزيز ايران دارم،انشاءالله در فردوس برين با يكديگر ملاقات نماييم و تشكر مي كنم از اساتيد ايراني و مسئولين راديو قرآن كه در تهيه برنامه زحمت زيادي مي كشند و آرزوي سعادتمندي براي آنها دارم.
منبع: تبیان

استاد راغب مصطفی غلوش قاری مسجد دسوقی در دسوق به روز 5 جولای 1938 ميلادی در روستای (برما) مركز طنطا در استان غربی متولد شد …پدرش می خواست كه وی را به تحصيل علوم ابتدائی بفرستد تا صاحب پست بزرگی شود ولی تدبير امور به دست خالق متعال است در روستا مكتب های زيادی بودند و گرايش ورويكرد به آنها كاملا محسوس و و ملموس بود و مردم در آنزمان از آنجا كه كلمه (عالم ) جز به رجل دينی مخصوصا امام مسجد كه خطبه نماز جمعه را می خواند اطلاق نمی شد به حفظ قرآن كريم توسط فرزندانشان همت میگماشتند تا آنها عالم شوند .
بخاطر مصلحتی كه فقط خداوند از آن آگاه است يكی از نزديكان به پدر او حاج مصطفی غلوش راهنمائی می كند كه فرزندش راغب را به يكی از اساتيد حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بياموزد و به خاطر اشتياق و عرق دينی شديدی كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفی وجود داشت او با اين نظر موافقت كرد و راغب را گوشزد نمود كه هر روز پس از درس به مكتب برود…

و اما موهبت الهی خودش را نشان داد و كودك 8 ساله موضوع گفتگوی اهل روستا مخصوصا اساتيد حفظ و حفاظ شد به خاطر صدای زيبايش تاثير به سزائی در شدت اهتمام استادمان به او و خير خواهی و مراقبت دائمی از او داشت چرا كه آثار خوبی را در چهره او می ديد و آينده روشنی در ميان مشاهير قاريان را از وی متوقع بود وهمين مسئله باعث شد كه راغب تاقبل از 10 سالگی موفق به حفظ قرآن كريم گردد و بعد از حفظ كامل قرآن، نيكو دانستن احكام آن بدست شيخ عبدالغنی شرقاوی در روستای برما.
درسن 14 سالگی ذكر خيرش به روستاهای همجوار رسيد و پيشرفت تا به شهر طنطا جايگاه عالمان هم رسيد در رمضان سال 1953 دعوتهائی پشت سر هم از روستاها و شهرهای نزديك به روستا به او رسيد در سن 15 سالگی به روستای (محلة القصب) در استان كفر الشيخ دعوت شد اين مهم در ابتداء كار سختی بود در ميان فضائی كه امواج رقابت در بين خبرگان كرسی تلاوت در اين منطقه مخصوصا استان غربی موج می زند چگونه بدين جايگاه بلند نائل گردد.
قاری جوان وجوانمرد و جسور به آنچه می ديد و يا می شنيد كه رقابتها و مسابقاتی كه آتش آنرا قاری يگانه استاد مصطفی اسماعيل بر افروخته بود به اوج خود می رسد اعتنائی نمیكرد بر او لازم بود كه بدنبال عواملی بگردد كه او را برای وقوف بر اين سرزمين سخت كمك كند و نيز قواعدی استوار كه از ميان آنها بتواند به دعوتی كه احيانا از طرف يكی از ايشان به او برمی خورد پاسخ گويد .

او به درستی دريافت كه بزرگواری و عظمت از جانب خود او سر نخواهد زد وهمانا بر طالب آن لازم است كه با كوشش ومداومت به سويش سعی كند، بنابراين استادی استوار و متين در علوم قرآن را جستجو نمود تا علم تجويد و قرائات را از او فرا گيرد او متوجه قبله علوم قرآن شهر طنطا شد و به مؤسسه و آكادمی قرائات در مسجد احمدی ملحق شد و مرحوم استاد ابراهيم طبليهی متولی امور او شد ، استاد راغب می گويد:
((…و من موفق شدم كه در منطقه خودمان يك نمونه عالی از استاد مصطفی اسماعيل قرار بدهم من در صدد تقليد او بر آمدم و به شهر طنطا رفته و بدنبال عالم قرائاتی می گشتم تا اينكه يكی از معروفين مرا به مردی در مؤسسه احمدی راهنمايی كرد كه نامش مرحوم شيخ ابراهيم طبليهی بود كه به من تجويد و احكام درست را آموخت و من در نزد او قرائت كردم و او مرا ترغيب كرد تا هر روز در مقام احمدی قرائت كنم ، مخصوصا ما بين اذن و اقامه عصر، بسياری اطراف مرا پر می كردند و به لطف خداوند دردل بسياری از مردم راه پيدا كردم بالاخص به جهت اينكه من از استاد مصطفی در اداء اعجاب بر انگيز و محبوبش در نزد مردم تقليد میكردم ، من به روستاهای استان غربی دعوت شده و در استانهای همجوار هم شناخته شدم از چيزهائی كه مرا كاملا به خودم مطمئن می ساخت كوشش و مقاومت و حرص زياد و شديد من بر قرآن كريم و تلاوت همراه با تعهد و تقوای آن بود
قاری جوان راغب مصطفی غلوش توانست در سن كوچكی و قبل از 18 سالگی برای خود مجد و عظمتی بيافريند ،با اينكه حق دفاع از وطن بر عهده او قرار گرفت و برای سربازی و اداء خدمت خوانده شد چيزی كه چاره و گريزی از آن نبود، در سال 1958م در حاليكه 20 سال داشت سربازی را شروع كرد و به مركز آموزش اداره امنيت مركزی فرستاده شد او می گويد :
وبا توجه به اينكه من به نيروهای امنيت مركزی ملحق شده بودم دائما به مسجد امام حسين عليه السلام تردد میكردم و خبر میگرفتم تا اينكه اگر شده حتی يك آيه در بزرگترين و مشهورترين مساجد مصر و قاهره قرائت كنم و بر اين امر حريص بودم كه خود را به مسئولين مسجد عرضه كنم تا شايد برايم فرصتی پيش آيد تا ده آيه ای قرائت كنم يا در اين مسجد بزرگ اذان بگويم به شيخ مسجد حسينی شيخ حلمی عرفه معرفی شدم و آنچه مقدور بود از قرآن در نزدش خوانده و او بسيار از من خوشش آمد …و روزی به آنچه در درونم بود تصريح كرده و از او خواستم كه بزرگواری كرده و به من برای اذان و قرائت يك عشر قبل از اقامه نماز اجازه دهد ، او به من گفت: راغب اگر شيخ طه فشنی تاخير كرد فرصتی برای تو خواهد بود ، من از ته قلب از خداوند خواستم كه شيخ طه فشنی تاخير كند و گوئی كه درهای آسمان بتمامی باز گشته بود و خداوند دعوت مرا اجابت فرمود و شيخ فشنی تاخير كرد و موعد اذان نزديك شد و شيخ حلمی به من گفت: آماده باش و به مسئول مسجد گفت: بگذار راغب اذان بگويد پس اجازه داد و مرا در كنار شيخ محمد غزالی (رحمه الله ) نگه داشت تا وقتی كه با فرارسيدن وقت نماز عصر از درس فارغ گردد ، شيخ مصطفی اسماعيل عبارتی را در آخر اذان اضافه می كرد و می گفت: ((…الصلاة و السلام عليك يا نبی الرحمة يا ناشرالهدی يا سيدی يا رسول الله )) من هم همچنانكه استاد مصطفی اذان می گفت اذان گفتم اين در حالی بود كه من لباس سربازی به تن داشتم كه نظر مردم را به من جلب می كرد اين موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حال روزه خوب و كشيده و زيبا می شود ومن 10 آيه را خواندم و از سوره الحاقة هم شروع كردم و جو مسجد منقلب شد تا آنجا كه من شبيه خيمه ای در وسط ميدانی شدم و در قرائت فرو رفتم چرا كه مردم با گفتن الله يفتح عليك، يبارك فيك، تانی الآية، به من شجاعت می بخشيدند ومن آيات را بنا به خواست افراد موجود در مسجد بيش از يكبار خواندم و زمان تلاوت به بيش از نيم ساعت رسيد ، من به پادگان برگشتم در حاليكه شادی ام وصف ناشدنی و اعتماد به نفسم از اينكه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذار كرده بودند زياد شده بود به من برای خروج در هر زمانی اجازه می دادند و من به مسجد امام حسين عليه السلام زياد رفت و آمد میكردم و به واسطه اين مسجد شهرت پيدا كردم و با اين مسئله من خيلی خوشحال شدم چرا كه در مسجدی قرائت می كردم كه مرحوم شيخ محمود خليل حصری در آن سوره می خواند و مرحوم شيخ طه فشنی در آن اذان می گفت و مرحوم دانشمند بزرگوار استاد غزالی در آن درس می داد و خطبه می خواند اين شرف عظيمی بود كه هر كس در سن من و هر حافظ قرآنی آنرا آرزو داشت
از مسجد حسينی تا راديو:
و در مسجد امام حسين (ع) شروع به جدا شدن به سمت چيزی كه خوابش را می ديدم شدم به بزرگان مسئولان دولتی شناسانده شده و به ايشان نزديك شدم و ايشان مرا بر قرائت پيش روی جماعت تشجيع كردند و سبب از بين رفتن ترس و وحشت در وجود من شدند و عامل نيرومندی بودند در رابطه با دعوتهائی (برای احياء مجالس حزن و ماتم در قاهره) كه به من متوجه می شد در آن مجالس با مشاهير قاريان راديو مانند استاد مصطفی استاد عبدالباسط استاد حصری و غير ايشان از مشاهير همراه می شدم ، از ميان كسانی كه به مسجد حسينی می آمدند استاد محمد امين حماد مدير راديو در آنوقت بود حاضرين به او گفتند استاد، به راغب كارتی بدهيد تا بتواند به راديو بيايد و تقاضانامه ملحق شدن به راديو را پر كند و تقديم دارد او همانجابه من كارت را داد و گفت: فردا در دفترمن در ساختمان راديو در شريفين نزد من باش ، من به مسجد امام حسين (عليه السلام)رفتم وشيخ حلمی عرفه، سرهنگصلاح الالفی و سرهنگ محمد الشماع را ديدم و هر 3 با آمدن با من برای رفتن پيش مدير راديو موافقت كردند مدير بخاطر بودن من با آنها با من حسن استقبال داشت و من تقاضا نامه را نوشتم …
بنابر تاريخ اعلام شده به راديو رفتم با امتحان را نزد هيات داوران به اتمام برسانم آنجا در اطرافم 160 قاری ديدم، ايشان به من گفتند: تو در ضمن نگهبانی هستی ؟ -من لباس سربازی به تن داشتم- من گفتم من هم همراه شما هستم و برای امتحان آمده ام ايشان تعجب كردند و بعضی از آنها برای من آرزوی موفقيت كردند …هيات داوران 2 قسم بود قسمتی برای صوت و قسمتی برای قرآن به من گفتند از اين قسمت بخوان((من جاء بالحسنة فله عشر امثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزی الا مثلها و هم لا يظلمون ))الخ به لطف خدا موفق بودم اعضاء هيات برايم درود فرستادند و به محافظت صدا توصيه ام كردند …
گروهبان وقاری راديو:
از مدت سربازی ام 20 روز مانده بود و من در صدد گرفتن گواهی پايا ن خدمت بودم و قبل از 2 يا 3 ماه انتظار معلوم شدن نتيجه را نداشتم پس از گرفتن گواهی پايا ن خدمت به شهر خودم (برما) رفتم و با چيزی كه انتظار نداشتم مواجه شدم اهل روستا استقبال غير منتظره ای از من كردند و می گفتند: هزار بارك الله راغب مرا بغل كردند و نزديك بود روی گردن قرارم داده و ببرند گفتم قضيه چيست ؟ گفتند: مگر اين خبر را نشنيده ای؟ گفتم: كدام خبر؟ گفتند اسم و عكس تو با تيتر درشت در همه روزنامه ها درج شده كه (گروهبان قاری) خدای را سپاس كه به من صبر و تحملی داد تا اين خبر سعيد را تحمل كنم خبری كه عقل و صبر نياز داشت تا كسی در خوشحالی افراط نكند.
سفر به دول مختلف دنيا:
استاد راغب بيش از 30 سال متوالی برای قرائت كتاب الله مجيد به كشورهای جهان من جمله ايران سفر كرد و به اين نكته ايمان داشت كه اين ماموريت و رسالت سنگينی است كه به نحو شايسته بايد آنرا اداء كرد … در سالهای اخير ماندن در مصر را ترجيح می دهد تا ميليونها نفر از تلاوت قرآن بامدادی و روزهای جمعه و مناسبتهای مختلف او بهره مند شوند و نيز موقعيتی برای سفر دوستان او يعنی مشاهير قاريان به دولتهای مختلف فراهم شود .
ايام می گذرد و فضائل نيز همچنان با او میگردد فضيلتی كه او و گروهی از بزرگان عرصه قرآن از قرآن كريم بدست آورده اند .
منبع: سایت اهل البیت

يكي از بناهاى پر اهميت اجتماع، ازدواج و تشكيل خانواده است در اين واحد اوليه اجتماعى سنگ بناى تعليم و تربيت نهاده ميشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تكامل ميرسد.
در اين مقاله سعى شده است كه با نگاهى اجمالى به اهداف و آثار ازدواج از نظر قرآن كريم به تبيين اهميت اين سنت حسنه پرداخته شود. مطلب را با هم از نظر ميگذرانيم: نياز روح به كانون آرامش، با اهميتتر از نياز جنسى است. همسر شايسته در پيش آمدهاى زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك ميكند . ادامه ...

امروزه یکی از پر کاربرد ترین روش های افزایش بازدید کننده سایت ها ، روش تبادل لینک و تبلیغات در سایت های دیگر می باشد. سایت های بسیاری در زمینه تبلیغات و درج آگهی کار می کنند اما یکی از بهترین و یا به عبارتی برترین سایت هایی که این امکان را به صورت کاملا رایگان در اختیار شما قرار می دهد و هم اکنون وب مستر های زیادی از این سیستم برای تبلیغ سایت خود استفاده می کنند،
سایت سیستم تبلیغاتی YDCمی باشد.در این سایت و تبادل لینک می توانید آمار وب خود را به شدت بالا ببرید، پس تا فرصت هست اقدام کنید!شما می توانید با کلیک بر روی لینک زیر وارد صفحه عضویت این سیستم شوید و به سادگی ثبت نام کنید:

آدمى به عنوان پيچيدهترين و در هم تنيدهترين موجود، داراى نيازهاى متعدد و متنوعى است. او سر پا نيازمند آفريده شده و همه زندگى او را نياز دربرگرفته، و «دين» به تعبير آلپورت گل سر سبد نيازهاى اوست. ريشه احساس نياز به دين، ژرف و عميق است واين احساس يك وابستگى مطلق است. به ديگر سخن، انسان گرايش و كششهاى دائمى به سوى آفريدگار خويش دارد و كوششها، زمزمهها، طلبها، راز و نيازهايش نيز برخاسته از آن كششهاست. عبادت، تجلى خواست روحى بشر است و منظومه عبادات نيز شكل دادن و قالب ساختن براى آن حقيقت و تجلى فطرى است كه در عمق فطرت انسان وجود دارد. آدمى قادر نيست از قلمرو راز و نياز بگريزد و خود را نيازمند خداوند احساس نكند. اگر احساس كرد كه در زندگى او خدايى نيست، مثل مگسهاى خشك پاييزى مىشود كه به محض اين كه به شيشه مىخورد، بىصدا مىميرد. يكى از نيازهاى بشر، گوش دادن به كلام خداوند است. آواى دلنشين قرآن حتى دردهاى او را تسكين مىدهد و نيازش را برمىآورد.
مقاله حاضر، از چكيده سه تحقيق پزشكى سخن مىگويد كه در هر يك از آنها، تاثير آواى قرآن كريم در كاهش استرس و اضطراب بيماران، مورد مطالعه قرار گرفته است.
1. بررسى ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر كاهش سطح اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخيصى و درمانى.
در چكيده تحقيق فوق كه در دانشگاه علوم پزشكى اصفهان، سال 1376 صورت گرفت، آمده است: «اضطراب پديده شايع عصر ماست; اما پيشينهاى به طول تمامى تاريخ دارد، و از اين رو، همواره مورد توجه بوده است. با اين وصف، اضطراب كم، براى حيات و زندگى روزمره لازم است، ولى قطعا اضطراب زياد، آثار و زيانهاى جدى بر جسم و روان و روابط اجتماعى مىگذارد، و در نتيجه، كنترل و مهار آن هميشه توصيه شده است. شايد به اين علت در سالهاى اخير، پژوهشگران تاكيد و توجه زيادى بر روشهاى غير دارويى كاهش اضطراب دارند، و در اين راستا، در تحقيقات فراوان، تاثير انواع موسيقى بر كاهش اضطراب، ارزيابى شده است. يكى از اقسام موسيقى، موسيقى ناشى از تلاوت آيات قرآن كريم است. اين موسيقى عرفانى و دلپذير، يكى از باشكوهترين ابعاد اعجاز بيانى قرآن مجيد است.»
هدف تحقيق، بررسى تاثير آواى قرآن بر وضعيت استرس بيماران، قبل و بعد از اقدامات درمانى است. فرضيه تحقيق عبارت است از: آواى قرآن بر كاهش شدت اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخيصى و درمانى، مؤثر است. اين طرح تحقيقاتى، يك مطالعه نيمهتجربى به شمار مىرود كه جامعه آمارى آن را، كليه بيماران بخشهاى داخلى و جراحى بيمارستان امام حسين (ع) و امام خمينى (ره) اصفهان تشكيل مىداد. اين بيماران قرار بود تحتيك نوع پروسيجر تهاجمى قرار گيرند. حجم نمونه در اين مطالعه 80 نفر بودهاند كه به طور تصادفى در دو گروه آزمون و شاهد قرار داده شدند. در اين تحقيق، براى كاهش اضطراب گروه آزمون، از 20 دقيقه آواى قرآن كريم با صداى اساتيد بزرگ مصرى و ايرانى كه از بين آيات و سورههاى مختلف انتخاب شده بود، استفاده گرديد، و از طريق هدفون به استماع واحدهاى بيمارستانى رسانده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرمافزار EPL6 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت، و نتايج زير به دست آمد:
در مرحله اول، كاهش اضطراب در دو گروه شاهد و آزمون محسوس نبود; در حالى كه در گروه آزمون در مراحل دوم و سوم - قبل و بعد از انجام پروسيجر ميزان اضطراب كاهش يافته بود; اما اين كاهش در گروه شاهد مشاهده نشد. و نيز، در بررسى علائم حياتى در گروه آزمون، ميزان فشار خون سيستول و تنفس تعديل يافته، ولى تعداد نبض، و ميزان فشار خون دياستول در مقايسه با گروه شاهد، تغيير معنادارى نداشت. همچنين، عوامل ديگرى مثل سابقه انجام پروسيجر، نوع عمل، سن، جنبش، سابقه استماع به موسيقى يا تلاوت آيات قرآن، تشخيص پزشكى و... بررسى گرديد، كه هيچ كدام ارتباط معنادارى با كاهش سطح اضطراب نشان ندادند. بنابراين، نتايج تحقيق نشان داد كه فرضيه تحقيق درست و قابل اثبات است; يعنى آواى قرآن كريم بر كاهش سطح اضطراب بيماران قبل و بعد از انجام تشخيصى و درمانى تاثير دارد.
2. ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر اضطراب بيماران، قبل از عمل جراحى در بيمارستانهاى منتخب تهران در سال 1376.
تحقيق مذكور نيز نيمهتجربى بود كه به منظور بررسى ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر اضطراب بيماران، قبل از عمل جراحى قلب صورت گرفت. اين پژوهش، در بخش جراحى قلب بيمارستان امام خمينى (ره) تهران انجام يافت. هدف كلى پژوهش، تعيين ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر اضطراب بيماران قبل از عمل جراحى بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش را، سياهه حالت فرم اضطراب اسپيل برگر، پرسشنامه اطلاعات فردى، چكليست ثبت علائم حياتى، برگه ثبت تعداد دفعات و مدت زمان گوش كردن به آواى قرآن تشكيل مىداد. تعداد 80 نفر از بيماران با توجه به مشخصات نمونه انتخاب شدند. از اين تعداد، 50 نفر در گروه آزمون، از بعد از ظهر روز قبل، دو بار و هر بار 15 دقيقه به آواى قرآن كريم گوش كردند، و 30 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند، كه تحت تاثير دخالت و مداخله پژوهشگر قرار نداشتند، و تنها از مراقبتهاى معمول بخش جراحى استفاده مىكردند. اضطراب بيماران در دو گروه با بعد از ظهر روز قبل از عمل و صبح عمل با پرسشنامه اضطراب اسپيل برگر و چك ليست ثبت علائم حياتى سنجيده شد، و در پايان نمونهگيرى، ميزان كاهش اضطراب گروه آزمون و شاهد مقايسه گرديد. تجزيه و تحليل يافتههاى آزمون آمارى نشان از آن داشت كه ميزان اضطراب بيماران قبل از عمل جراحى، به تاثير از آواى قرآن، كاهش يافته است.
3. بررسى تاثير آواى قرآن كريم بر ميزان اضطراب بيماران بسترى در بخشهاى مراقبت ويژه قلبى يكى از بيمارستانهاى منتخب تهران در سال 1376.
پژوهش مذكور، يك مطالعه نيمهتجربى بود كه با هدف مطالعه تاثير آواى قرآن كريم بر ميزان اضطراب بيماران بسترى در بخشهاى مراقبت ويژه قلبى يكى از بيمارستانهاى منتخب شهر تهران انجام شده است. تعداد نمونههاى اين پژوهش 60 نفر بودند كه به صورتى تصادفى و با استفاده از قرعهكشى در دو گروه آزمايش كنترل قرار گرفتند. جهت گرد آورى دادهها، از پرسشنامه دو قسمتى استفاده شد. قسمت اول پرسشنامه مربوط به اطلاعات فردى و سؤالاتى در مورد موسيقىهاى مذهبى بود، و بخش دوم، شامل پرسش نامه استاندارد اسپيل برگر بود. در اين پژوهش براى گروه آزمايش با صداى استاد عبدالباسط، آيات 10 تا 23 سوره يوسف با استفاده از ضبط صوت مجهز به هدفون به مدت 20 دقيقه پخش شد. قبل و بعد از پخش آواى قرآن كريم، در دو گروه آزمايش و كنترل فرم اضطراب اسپيل برگر توسط واحدها تكميل و جهت تعيين ميزان اثر بخش آواى قرآن كريم، اختلاف نمرات اضطراب قبل و بعد از مداخله، محاسبه گرديد. براى تجزيه و تحليل دادهها از آزمونهاى آمارى تى، فيشر، كاى اسكوئر و كوكران استفاده شد. نتايجحاصل از پژوهش نشان داد كه استماع آواى قرآن كريم باعث كاهش اضطراب بيماران مىشود.
در سالهاى آغازين قرن بيست و يكم نيز توجه و گرايش به معنويت مهمترين پديده زمان ماست، و ديگر همانند گذشته، جدال با معنويت و خداوند، جدالى ترقىخواهانه به نظر نمىرسد. از يك طرف علم در پاسخ به سؤالات انسان اظهار عجز و ناتوانى مىكند و به قول سارتر (1971) علم مرده است، و از طرف ديگر احساس تنهايى، ناامنى، پوچى و وانهادگى او را سخت مىآزرد. راه نجات از اين بحران در آميختن معنويت و عقلانيت است كه يك پاى آن وحى و پاى ديگرش عقل است.

قرآن كریم نمونه مردم بد را با نقل داستان دو زن بد، تبیین كرده ومىفرماید:
ضرب الله مثلا للذین كفروا امراة نوح و امراة لوط كانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما فلم یغنیا عنهما من الله شیئا و قیل ادخلا النار مع الداخلین (1)
خدا براى كسانى كه كافر شدند زن نوح ولوط را مثل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند وبه آنها خیانت كردند وكارى از دستشوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، به آنان گفته شد با داخل شوندگان، داخل آتش شوید.
در این جا خداوند نمىفرماید
«ضرب الله مثلا لللاتی كفرن» ونمىفرماید: «ضرب الله مثلا للنساء الكافرات»
نمىگوید خدا نمونه زنان بد را ذكر كرد، بلكه مىگوید نمونه مردم كافر را ذكر كرد. ضرب الله مثلا للذین كفروا نه «للنساء» ونه «لللاتی كفرن» بنابراین معلوم مىشود این «للذین كفروا» به معناى مردان كافر نیستبلكه به معناى مردم تبهكار وبزهكار است. منظور از خیانت نیز در اینجا، خیانت مكتبى، اعتقادى وفرهنگى است، ولذا ذات اقدس اله به ما فرمود:
لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتكم (2)
خیانت نكنید به خدا ورسول وخیانت نكنید به امانتهایتان.
به پیامبر خیانت كردن، یعنى، با دین او بد رفتارى كردن. در اینجا كه فرمود: زن لوط وزن نوح به این دو پیامبر كه یكى از آنها پیامبر اولواالعزم است ودیگرى حافظ شریعت ابراهیم علیه السلام، خیانت كردند، یعنى مكتبشان را نپذیرفتند، واینها نمونه مردم تبهكار وكافرند.
بنابراین معلوم مىشود كه اگر سخن از «الذین» و «امنوا» ومانند آن استبنابر فرهنگ محاوره، منظور مردم هستند، نه مردان. ودر همین آیه هم كه فرمود قیل ادخلا النار مع الداخلین اگرچه «ادخلا» همانطورى كه تثنیه مذكر است، تثنیه مؤنث هم هست، اما این كه «داخلین» را به صورت جمع مذكر سالم ذكر كرد منظور، مردم جهنمى هستند نه مردان جهنمى.
قرآن كریم دو نمونه خوب از زنان را نیز به عنوان الگو ذكر مىكند، زنان با فضیلتى كه ذات اقدس اله را نمونه مردم مؤمن مىشمارد ودرباره آنها چنین مىفرماید:
و ضرب الله مثلا للذین آمنوا امراة فرعون اذ قالت رب ابن لی عندك بیتا فی الجنة و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین (3)
براى كسانى كه ایمان آوردند خداوند همسر فرعون را مثل آورده آنگاه كه گفت: پروردگارا پیش خود در بهشتبراى من خانهاى بساز ومرا از فرعون وكردارش نجات بخش ومرا از دست مردم ستمگر برهان.
تعبیر قرآن در آیه این نیست كه: همسر فرعون نمونه زنان خوب است، بلكه مىفرماید: زن خوب نمونه جامعه اسلامى است وجامعه برین از این زن الگو مىگیرد، نه این كه فقط زنان باید از او درس بگیرند.
ذات اقدس اله در این آیه نیز نمىفرماید:
«و ضرب الله مثلا لللاتی امن امراة فرعون»
بلكه مىفرماید: نمونه مردم خوب، زن فرعون است
و ضرب الله مثلا للذین امنوا
امراة فرعون یك چنین زنى در خانهاى زندگى مىكرد كه صاحب آن خانه ادعاى: انا ربكم الاعلى (4) پروردگار بزرگتر شما منم. داشت و شعار: ما علمت لكم من اله غیری (5) براى شما خدایى غیر از خودم نمىشناسم. در سر مىپروراند وادعاى انحصار مىنمود. ذات اقدس اله در قرآن كریم به صورت حصر مىفرماید:
سبح اسم ربك الاعلى (6)
تسبیح كن نام پروردگار والاى خود را.
كلمه اعلى مفهومى است كه حصر را همراه دارد، بنابراین، دو نفر به عنوان اعلى نمىتوانند یافتشوند، فرعون نیز با گفتن این كلمه داعیه انحصار داشت واین اعلى بودن را ادعا مىكرد. او همانطورى كه ادعاى ربوبیت را داشت، مدعى توحید ربوبى هم بود. سخن از ارباب متفرقه نمىگفت. او مىفت: نه تنها من خدایم، بلكه من، تنها خدا هستم. به جاى «لا اله الا الله» شعار «لا اله الا انا» را سر مىداد ودر چنین خانهاى بانویى نشات گرفت كه نمونه مردم متدین است.
قرآن در مقام ذكر فضائل این بانو مهمترین آنها را در بعد دعا مىداند كه در این دعا شش نكته مهم اخذ شده است.
علت این كه این بانو نمونه مردم خوب استبه خاطر آن است كه در نیایشش به ذات اقدس اله عرض مىكند: اذ قالت رب ابن لی عندك بیتا فی الجنة.
این زن در كنار خدا، بهشت را مىطلبد. دیگران بهشت را مىطلبند، ودر دعاهایشان از خداوند:
جنات تجری من تحتها الانهار (7)
بهشتهایى كه از زیر آنها نهرها جارى است.
درخواست مىكنند، اما این بانو اول خدا را مى خواهد وبعد در كنار خدا، خانه طلب مىكند. نمىگوید «رب ابن لی بیتا فی الجنة» ونمىگوید «رب ابن لی بیتا عندك فی الجنة» بلكه مىگوید: رب ابن لی عندك بیتا فی الجنة اول عند الله را ذكر مىكند بعد سخن از بهشت را به میان مىآورد. یعنى اگر سخن از: «الجار ثم الدار» (8) اول همسایه بعد منزل خود.
است، این بانو هم مىگوید: «الله ثم الجنة» البته جنتى كه عند الله باشد، با جنتى كه تجری من تحتها الانهار است تفاوت فراوان دارد.
در این نیایش ششگانه یا دعاى شش بعدى دو درخواستبه تولى بر مىگردد یكى لقاء الله ودیگرى بهشت. یعنى یكى «جنة اللقاء» ودیگرى جنات تجری من تحتها الانهار وچهار خواسته دیگر هم به تبرى بر مىگردد:
1 - ونجنی من فرعون 2 - وعمله 3 - نجنی من القوم الظالمین 4 - و «اعمالهم» كه محذوف است.
آنجا كه مىفرماید نجنی من فرعون وعمله خواسته او این نیست كه: خدایا مرا از عذاب فرعون نجات بده. ممكن است كسى بگوید خدایا مرا از دست ظالم نجات بده ولى وقتى خود به قدرت رسید، دستبه ظلم بیالاید. اما این بانو عرض مىكند: نه تنها مرا از فرعون نجات بده بلكه از ستمكارى هم مرا برهان، مرا نجات بده تا زیر بار شرك فرعون نروم وخود نیز داعیه ربوبیت در سر نپرورانم رب نجنی من فرعون وعمله. سپس مىگوید ونجنی من القوم الظالمین چون ممكن است كسى از فرعون برهد ولى به دام آل فرعون یا سایر ستمكاران بیفتد. لذا درخواست پنجم را عرض مىكند ونجنی من القوم الظالمین و «اعمالهم» به قرینه نجنی من فرعون وعمله حذف شده است وحذف در اینگونه موارد جایز است.
بنابراین بانویى كه تا به این حد عالى مىفهمد ودر خواستههایش تبرى وتولى داشته ومسائل اجتماعى وفردى را از ذات اقدس اله مسالت مىكند، آیا این زن نمونه، تنها نمونه زنان است؟ یا به تعبیر قرآن كریم نمونه مردم جامعه است؟
مقام ویژه مریم علیها السلام نمونه دیگری را كه قرآن بیان مىكند حضرت مریم است. خداوند پس از معرفى همسر فرعون به عنوان الگوى انسانهاى مؤمن در آیه بعد براى گرامیداشت مقام خاص مریم مىفرماید:
و مریم بنت عمران التی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا و صدقتبكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتین (9)
ومریم دختر عمران را، كه خود را پاكدامن نگاه داشت ودر او از روح خود دمیدم وسخنان پروردگار خود وكتابهاى او را تصدیق كرد واز عبادت پیشگان بود.
یعنى «و ضرب الله مثلا للذین آمنوا مریم ابنت عمران»
وچون مقام مریم، بالاتر از مقام زن فرعون بود لذا اینها را یكجا ذكر نكرد، بلكه در دو آیه جدا ذكر فرمود، برخلاف آن دو كافره كه در یكجا ذكر نكرد، بلكه در دو آیه جدا ذكر فرمود، بر خلاف آن دو كافره كه در یك آیه ذكر شدند. حضرت مریم در اثر احصان، صیانت، عفت ودر اثر دریافت آن روح غیبى به جایى رسید كه صدقتبكلمات ربها وكتبه وكانت من القانتین گشت.
از این چهار نمونه سوره تحریم به خوبى بر مىآید كه نه مرد نمونه، نمونه مردان است ونه زن نمونه، نمونه زنان. ممكن است كشاورز نمونه، نمونه كشاورزان، صنعتگر نمونه، نمونه صنعتگران، خطاط نمونه، نمونه خطاطان باشد، ولى انسان نمونه، نمونه همه انسانهاست واختصاصى به زن یا مرد ندارد.
پس در ارزیابى مقام وكمالات مریم نقش مادر آن بانو را نباید فراموش كرد. گرچه در تربیت مریمسلام الله علیها حضرت زكریا نیز نقش داشت لیكن این امر در مرحله نهایى بود نه در پیدایش ابتدایى، مادر این بانو لیاقت آن را داشت كه مادر پیغمبر بزاید وآن خضوع را داشت كه فرزندش را به معبد حق اهدا كند، واین كه ذات اقدس اله این گوهر را پذیرفت، براى آن بود كه مىدانست اگر به او فیض عطا نماید امین در حفظ فیض خواهد بود.
پی نوشت ها:
1. تحریم، 10
2. انفال، 27
3. تحریم، 11
4. نازعات، 24
5. قصص، 38
6. اعلى، 1
7. فرقان، 10
8. بحار الانوار، ج 10، ص 25
9. تحریم، 12
