تبليغاتX
تلاوتها و متنهای قرآنی

 


 


اذان الشيخ محمد الليثي

http://up.m5zn.com/131XOYJ1WY30/.WMV

http://up.m5zn.com/131XOYJ1WY30/.WMV


اذان الشيخ عبد الباسط محمد عبد الصمد

http://up.m5zn.com/13Q65SGWP3VT/1026.mp3


اذان الشيخ عبد الفتاح الشعشعي

http://up.m5zn.com/13IKD2ZZ4M47/abdelfata7.ram


اذان الشيخ علي محمود

http://up.m5zn.com/134941V83J3F/ale.ram


اذان الشيخ البهتيمي

http://up.m5zn.com/13U2O9HMHJKL/bahteeme.ram




ادامه...

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 



آيات قرآنى و وعده هاى صريح الهى بر حفظ قرآن

 

مشهورترين اين آيات سه آيه است .
الف ) آيه حفظ : انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون . ( حجر , 9 ) ما خود , ذكر [ قرآن ] را نازل كرده ايم و خود نيز نگاهبان آنيم . مراد از الذكر قرآن است . چـنـانـكـه در چند آيه پيشتر در همين سوره مى فرمايد : و قالوا يا ايها الذى نزل عليه الذكر انك لمجنون . ( حجر , 6 ) ( و گفتند اى كسى كه ذكر [ قرآن ] بر او نازل شده است , بيشك تو مجنونى . ). آيـت اللّه خويى انواع تشكيكاتى را كه در صحت استدلال و استناد به اين آيه هست ( ذكر به معناى قرآن نيست , مراد حفظ اجمالى است نه همه آيات ) رد مى كند. امـا يك شبهه را به خوبى طرح مى كند , ولى به همان خوبى پاسخ نمى دهد : آرى در اينجا شبهه ديـگـرى هـسـت كه بر استدلال به آيه كريمه براى عدم تحريف وارد مى شود , و حاصل شبهه اين است كه مدعى تحريف در قرآن احتمال تحريف در نفس همين آيه را هم مى دهد. زيـرا ايـن جـزو آيات قرآن كريم است و استدلال به آن صحيح نيست , مگر آنكه عدم تحريف ثابت شود. و اگر بخواهيم عدم تحريف را با آن ثابت كنيم دور باطل پيش مى آيد . ( البيان , ص 228 ). خـود ايـشـان اين شبهه را چنين پاسخ مى دهد : زيرا اين شبهه براى كسى اعتبار دارد كه عترت طـاهره را از خلافت الهيه بركنار مى داند , اما مؤمنان به امامت آنان مى دانند كه عترت به كتاب [ قـرآن ] اسـتدلال كرده اند و نيز تقرير اصحاب آنان بر همين مساله حاكى از حجيت كتاب موجود است . به نظر راقم اين سطور اين پاسخ كافى نيست . زيرا توسل به عترت و اينكه آنان قرآن موجود را تاييد كرده اند فى حد ذاته و بالاستقلال براى شيعه ـ و فـقـط براى شيعه ـ حجيت و دليليت دارد , ديگر لازم نيست كه آن را به آيه حفظ يا ساير آيات قرآن ضميمه كنيم . ايـن آيه و ساير آيات قرآنى كه در اين زمينه نقل خواهيم كرد فقط براى كسانى اعم از شيعه و اهل سنت , حجت است كه فقط قائل به تحريف به نقيصه باشند. زيـرا ايـنـان قـائل بـه حـذف و اسـقاط آيات يا سوره هايى از قرآنند , ولى قرآن موجود را صحيح و قطعى الصدور مى دانند , لذا استدلال به آيات موجود را روا و درست مى دانند. شـبهه ديگرى هم در اطراف اين آيه هست داير بر اينكه له لحافظون را راجع به حضرت محمد (ص ) مى داند. ولى با وجود مرجع حاضر , ارجاع ضمير به مرجع غائب دليل و قرينه مى خواهد. ( نيز ـ صيانة القرآن , ص 31 ). ب ) آيه عدم اتيان باطل : و انه لكتاب عزيز. لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه , تنزيل من حكيم حميد. ( فـصلت , 41 ـ 42 ) ( بيگمان آن كتابى ارجمند است كه در حال و در آينده [ دست ] باطل به آن نمى رسد , وحى نامه [ خداوند ] فرزانه ستوده است ). پـيـداست كه تحريف , بارزترين مصداق اتيان باطل است كه خداوند ساحت قرآن را از آن منزه شمرده است . ج ) ان علينا جمعه و قرآنه . ( قيامة , 19 ) ( همانا گردآوردن و بازخواندن آن بر عهده ماست .  ادامه...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

به نوشته ابن منظور حرف , انحراف , تحرف و احريراف ( كه با حرف على به كار مى رود ) يعنى عدول و ميل ( گشتن ) از چيزى است . تـحـريـف الـقـلـم يعنى قط زدن آن به صورت يكبرى و مايل يا كج ; و قلم محرف يعنى قلمى كه اين گونه تراشيده شده و مقطع كج داشته باشد. تحريف الكلم عن مواضعه , يعنى تغيير دادن آن . كلمه تحريف در قرآن به كار رفته است . يهود ( بنى اسرائيل ) معانى تورات را با كلمات مشابه تغيير مى دادند و خداوند از آن تعبير فرموده است به يحرفون الكلم عن مواضعه ( نساء , 46 مائده , 13 ) ( لسان العرب , ذيل ماده حرف ). بعضى از فرهنگها تحريف را به تغيير و تبديل معنى كرده اند كه جامع تر است ( تاج العروس ). در قرآن مجيد مشتقات تحريف چهار بار به كار رفته است . بار سوم شبيه به دو مورد سابق الذكر است و بار چهارم مى فرمايد : و قد كان فريق منهم يسمعون كـلام اللّه ثـم يـحرفونه من بعد ما عقلوه ( بقره , 75 ) ( و حال آنكه گروهى از آنان كلام الهى را مى شنوند و پس از آنكه آن را دريافتند آگاهانه دگرگونش مى سازند. ) بـعـضى از صاحبنظران تحريف اصطلاحى را هفت وجه دانسته اند ( صيانة القرآن من التحريف , محمد هادى معرفة , ص 11 - 14 ).

 

 

امـا تـحريف يا تحريفهايى كه در مبحث حريف پذيرفتن قرآن به كار مى رود , بيشتر تحريف لفظى است . زيرا تحريف معنوى [ معنايى ] يعنى تفسير به راى به وجهى نامعقول و تاويل ناپسنديده و درآوردن معانى آيات قرآن بر وفق اهواء و آراء مختلف كه در تاريخ تفسير قرآن از سوى غالب مكاتب كلامى يا گاه فقهى رخ داده است , از موضوع بحث ما خارج است . تحريف لفظى خود بر دو نوع است : الف ) به كاهش كه به آن تحريف به نقيصه يا تنقيص ( كاهش ) مى گويند. چـنـانـكـه مدعيان قائل به تحريف فى المثل معتقدند كه آيه يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك به دنـبـالـه اش فى على ( درباره على ) يا عبارت ان عليا مولى المؤمنين ( بيگمان على مولاى مؤمنان است ) افزوده داشته است و در جمع عثمان يعنى مصاحف امام او نيامده است .

 

 

يـا چـنانكه مشروحتر خواهيم گفت طبق بعضى اخبار اهل سنت بعضى سوره ها مانند سوره حـفـد و خلع و آيه ها مانند آيه رجم جزو قرآن بوده ولى بعد نسخ ‌التلاوه يا منسوخ ‌التلاوه شده است و نهايتا در مصحف رسمى عثمانى نيامده است . ب ) به افزايش , بيشتر محققان برآنند كه كسى قائل به تحريف به افزايش يا تحريف به زبان نيست . ولى از ابن مسعود نقل كرده اند كه بر آن بوده است كه سوره فاتحه و معوذتان ( دو سوره آخر قرآن كريم ) جزو قرآن نيست و در مصحف خاص او هم درج نشده بوده است . يـا عـجارده كه گروهى از خوارج اند ( اصحاب عبدالكريم بن عجرد ) برآنند كه سوره يوسف جزو قرآن نيست . و به نظر آنان روا نيست كه چنين قصه عاشقانه اى جزو وحى الهى باشد. ( صيانة القرآن , ص 13 ). ج ) تـحـريـف به معناى تغيير و تبديل كه قائلان به آن مثالهايى مى زنند كه همه از مقوله اختلاف قـراآت است مانند ملك يوم الدين به جاى مالك يوم الدين , فتثبتوا به جاى فتبينوا يا فـالـق الاصـباح ( به فتح همزه , يعنى الاصباح را جمع صبح مى گيرند نه مصدر باب افعال ) به جاى فالق الاصباح يا جاعل الظلمات به جاى جعل الظلمات . پس قول به تحريف قرآن به يكى از اين سه وجه است . قائلان به تحريف از شيعه اماميه . بـعـضى از اهل سنت از ديرباز به شيعه اماميه اثناعشريه نسبت داده اند يا تهمت زده اند كه قائل به تحريف قرآن هستند. چـنانكه ابن اثير در كامل , و قلقشندى در صبح الاعشى و امام فخر رازى در تفسير آيه حفظ : انا نـحـن نـزلنا الذكر و انا له لحافظون ( سوره حجر , 9 ) در تفسير كبيرش چنين نسبتى به شيعه مى دهند. ( براى تفصيل در اين باره ـ قانون تفسير , سيد على كمالى دزفولى , ص 96 - 97 ). اگر قول به تحريف بعضى از شيعه اماميه , فقط قائلانى از اهل سنت داشت , امكان داشت كه آن را حمل بر مناقشات بين فرقه اى كرد و گفت بهتانى واهى و بى اساس است . نـظـرگـاه رسـمـى و حتى اجماعى شيعه اماميه اعتقاد به عدم تحريف قرآن است ولى بعضى از ناآگاهان , ولو از فضلا , اين نظر را خدشه دار و اين اجماع را خرق كرده اند و به انگيزه هاى تولايى و تبرايى , بى آنكه سخنگوى شيعه باشند , قائل به تحريف قرآن كريم شده اند.

 

 

آرى حتى در بعضى از منابع مهم حديث شيعه چنين قولى آمده است . چـنانكه در كافى كه نخستين و مهمترين كتاب از كتب اربعه حديث معتبر و رسمى شيعه اماميه است , احاديثى نقل شده كه اين معنى از آن مستفاد مى گردد. كلينى ( م 329 ق ) در كتاب كافى , در كتاب الحجة , بابى تحت عنوان كل قرآن را كسى جز ائمه عـلـيـهـم السلام جمع نكرده است و ايشانند كه علم آن را به كمال دارند , باز كرده است , و در حـديـث اول از ابـوجعفر ( امام محمد باقر - ع - ) چنين نقل كرده است : هيچ كس از مردم ادعا نكرده است كه كل قرآن را چنانكه نازل شده است جمع كرده است , مگر آنكه دروغگوست . و حال آنكه كسى جز على بن ابى طالب (ع ) و جز ائمه بعد از او آن را جمع و حفظ نكرده است . ( كافى , 1/228 ). و در حـديـث بـعـدى بـاز از طـريق جابر از حضرت امام محمد باقر (ع ) نقل مى كند : هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه جميع قرآن از ظاهرش و باطنش نزد اوست غير از اوصياء . همچنين نظير اين اخبار در تفسير عياشى , بصائرالدرجات , غيبة نعمانى و تفسير او آمده است , و قـريب به تمامى آنها را علامه مجلسى در بحارالانوار , در مجلد 92 كه مخصوص قرآن است , ذيل بابى به نام ما جاء فى كيفية جمع قرآن گرد آورده است . ( نـيـز 16 فقره از نصوص اخبار تحريف از نظر شيعه را حجة الاسلام سيد على حسينى ميلانى در كـتـاب الـتحقيق فى نفى التحريف عن القرآن الشريف , ص 57 - 61 , با ذكر منابع انها نقل كرده است . ) پس از عصر متقدمان , و با اوجگيرى نهضت اخباريه , مى بينيم كه بسيارى از آنان حتى بزرگانى چون حر عاملى و فيض كاشانى و علامه مجلسى نيز كلمات و تعابير دو پهلويى در اين باب دارند , يا به دوگونه , هم در اثبات و هم در نفى تحريف سخن گفته اند. اسـتـاد محمدهادى معرفة , قرآن پژوه معاصر بر آن است كه اخباريه و مخصوصا پرچمدار شاخص آن سيد نعمت اللّه جزايرى ( 1050 - 1112 ق ) بر اساس اخبار پراكنده و غرائب و شواذ و افسانه هاى اسـاطيرگونه , نغمه تحريف رااز نو زنده كرده است و كتابش الانوار النعمانية ( 1/97 , 98 , 277 ; 2/357 ) و نـيـز رسـالـه مـنـبع الحياة او منبع اصلى قول به تحريف است و محدث نورى , صاحب فـصـل الـخـطـاب ( كه به تفصيل درباره اش سخن خواهيم گفت ) بر آن اعتماد كرده و جزايرى پيشواى او در اين امر است . ( صيانت القرآن , ص 86 - 87 ). و هـم ايشان از قول جزايرى در كتاب منبع الحياة نقل مى كند كه اخبار مستفيضه و بلكه متواتره دلالت بر وقوع زياده و نقصان و تحريف در قرآن دارد. از جـمله از اميرالمؤمنين (ع ) روايت شده كه چون از ايشان در باب تناسب بين دو جمله از گفته حـق تـعالى در آيه سوم سوره نساء يعنى و ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى و فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع پرسيدند حضرت (ع ) فرمودند در اين فاصله , يعنى در فاصله بين دو جمله اى كه ربط معنايى آن آشكار نيست , بيش از يك سوم قرآن ساقط شده است . ( صيانة القرآن , ص 158 ).

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چاپ قرآن

 

مـصـاحـف امام , يا مصحفهاى عثمانى پنج - ششگانه كه پيش از سال 30 هجرى به مراكز آن روز جهان اسلام فرستاده شد , مورد استفاده و احترام بسيار قرار گرفت ; و در عصر حجاج ( م 95 ق ) اصـلاحـاتـى در رسم الخط آن وارد شد و تا قرن سوم دستخوش اصلاحاتى از جمله نقطه گذارى حروف و اعراب گذارى شد. اما بر خود اين پنج - شش نسخه , تاريخى طولانى و تاريك گذشته است . سه جهانگرد نامدار جهان اسلام , يعنى ابن جبير ( م 614 ق ) , و ياقوت ( م 626 ق ) و ابن بطوطه ( م 779 ق ) هـر سـه در عـصر خويش از مصحف عثمانى محفوظ در جامع كبير دمشق - كه مورد احترام فوق العاده مردم بوده است - ديدن كرده اند. اما بدبختانه اين نسخه در آتش سوزى 1310 ق از ميان رفته است . ساير مصحفهاى عثمانى هم سرنوشت نامعلومى يافته اند و با آنكه حتى نمونه هايى از بعضى از آنها بـه طـبـع رسـيـده است ( از جمله در پطروگراد / لنينگراد , در سال 1904 م , در 50 نسخه ) اما امروزه نشانه و اثر روشنى از آنها در دست نيست . و حتى تاريخ روشنى از سير و سرنوشت آنها در كتب تاريخ قرآن نيامده است . اما فقدان نسخه هاى اصلى زمان عثمان زيانى در برندارد. زيـرا نـسـخـه هاى قرآن از همان روزهاى اول هزاران هزار نوشته شده و سينه به سينه و دست به دست گشته است تا امروز به ما رسيده است . ( تاريخ قرآن , راميار , 470 ). مـهمترين مجموعه ها يا گنجينه هاى نسخ خطى اعم از تذهيب شده يا خوشنوشته يا ساده قرآن مـجيد عبارتند از : 1 ) موزه قرآن وابسته به آستان قدس رضوى , كه تعداد نسخه هاى قرآنى آن تا سال 1346 ش , چهار هزار و پانصد نسخه بوده است , و امروزه به ده هزار نسخه مى رسد.

 

 

قديمترين قرآن وقفى موجود در اين گنجينه , تاريخ سال 393 ق را دارد. و قرآن بعدى مورخ 421 ق است ( راهنماى گنجينه قرآن , تاليف احمد گلچين معانى , مقدمه ). 2 ) مجموعه يا گنجينه ديگر , متعلق به كتابخانه سلطنتى سابق ايران است كه فهرست قرآنهاى خطى آن را خانم بدرى آتاباى نوشته و منتشر كرده است . 3 ) موزه توپ قاپى سراى در تركيه . 4 ) دارالكتب المصرية در قاهره . 5 ) در اروپا مجموعه شخصى چستر بيتى , نفيس ترين كلكسيون نسخه هاى خطى قرآن در جهان به شمار مى آيد. كـهـن ترين قرآن كامل در اين مجموعه قرآنى است به قلم ابن بواب ( ـ دايرة المعارف تشيع ) و با تاريخ 391 ق . گفتنى است كه اين مجموعه چند معرفى و فهرست نگارى دارد كه فنى ترين آن به قلم آرتورجان آربرى اسلامشناس نامدار ( و نيز مترجم قرآن به انگليسى ) است . اسـلامـشـنـاس ديـگرى به نام مارتين لينگز نيز چند آلبوم مشروح از مجموعه هاى مهم قرآنهاى خطى را , از جمله آنچه در كتابخانه موزه بريتانيا محفوظ است , منتشر كرده است . تاريخ چاپ قرآن به آغاز رواج چاپ در اروپا و جهان بازمى گردد. مـتـن عـربى قرآن نخستين بار به وسيله پاگانينى در ونيز در فاصله سالهاى 1503 تا 1523 م به چـاپ رسـيـد ( دايـرة المعارف فارسى ) ( صبحى صالح اين تاريخ را حدود 1530 م ياد مى كند ) و كليه نسخه هاى آن به دستور پاپ جمع آورى و نابود شد. سپس ابراهام هينكلمان آن را در سال 1694 در هامبورگ به چاپ رساند. يكى از مهمترين چاپهاى قديم و صحيح قرآن در اروپا , چاپ فلوگل است ( 1834 م , لايپزيك ). پس از چاپ ايتاليا و آلمان كه به آن اشاره شد , اولين بارى كه متن قرآن براى مسلمانان چاپ شد , در روسيه در سال 1787 م , در سن پطرزبورگ بود. درباره اولين طبع قرآن در ايران , منابع اختلاف دارند. بـعـضـى اولين چاپ قرآن را در تبريز به سال 1242 ق ياد مى كنند ( تاريخ جم قرآن كريم , جلالى نايينى , 406 ) و بعضى 1244 ق ( دايرة المعارف فارسى ) و بعضى 1246 ق ( قرآنهاى چاپى , نوشته كاظم مدير شانه چى , مشكوة , شماره 2 , ص 135 ). ( براى تفصيل بيشتر درباره ساير طبعهاى قرآن مجيد , و طبع آن در ساير كشورهاى جهان اسلام به منابع نامبرده مراجعه شود. ) نقطه عطف مهم در طبع منقح و علمى قرآن مجيد , طبع قاهره است . صبحى صالح مى نويسد : در قاهره در سال 1342 ق / 1923 م , چاپ زيبا و دقيقى از قرآن كريم , تحت اشراف مشيخه الازهر , به اهتمام هياتى كه ملك فؤاد اول تعيين كرده بود , منتشر گرديد. اين مصحف بر وفق روايت حفص از قرائت عاصم تدوين شده بود و عالم اسلامى , استقبال شايانى از آن كرد. ( مباحث فى علوم القرآن , 100 ).

 

 

مـصـحـف قـاهـره , مـبـناى كتابت خوشنويس نامدار سورى , عثمان طه قرار گرفته و مصحف خـوشـنـوشته او در قطعهاى مختلف به تيراژ وسيع در سوريه انتشار يافته , و سپس در حدود ده سـال پـيـش ( سـالهاى اوليه آغاز قرن پانزدهم هجرى ) مجمع ملك فهد خاص طبع مصحف در مـديـنه , با تعيين گروهى از خبرگان قرآن شناس و تدقيقات علمى و فنى بسيار همان مصحف كـتـابـت عثمان طه را كه در واقع مصحف قاهره است , با بهترين امكانات فنى و چاپى امروز , به زيـباترين وجهى به طبع رسانده است و سالانه بيش از 2 ميليون نسخه از آن را تجديد طبع كرده به حجاج و نهادهاى دينى سراسر جهان اهدا مى كند. بـه ايـن ترتيب اين مصحف كه بر مبناى رسم الخط عثمانى كهن كتابت شده است , و خوشبختانه قرائت آن ( حفص از عاصم ) مورد قبول و استناد شيعه اماميه هم هست , در جهان اسلام و سراسر جهان قبول عام و خاص يافته است و مى توان آن را مصحف رسمى جهان اسلام تلقى كرد. و اين امر در ائتلاف بين فريقين اثرى بسزا دارد. ( براى تفصيل در اين باره ـ قرآن كريم به كتابت عثمان طه نوشته نگارنده در سير بى سلوك , و قرآن پژوهى نيز ـ خاتمة الطبع همين مصحف كه اسناد علمى قرائت و كتابت و علائم سجاوندى آن را شرح داده است ).

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

  فرهنگ آفرينى قرآن


قرآن مجيد سرمنشا اغلب علوم و هنرهاى اسلامى است .
1 ) قرآن سندى تاريخى است و تا آنجا كه به حوادث اشاره دارد , از جمله به حوادثى از زندگانى و روزگار پيامبر (ص ) و غزواتى چون بدر و احد و حنين , يا اشاراتى به فرهنگ جاهليت دارد , در حكم تاريخى مستند است . هـمچنين بسيارى محققان بر مبناى نگرش تاريخى قرآن , فلسفه هاى تاريخ گوناگون استنباط كرده اند. 2 ) فـقـه و اصـول فـقـه مذاهب مختلف اسلامى , چنانكه در بخش فقه يا احكام قرآن ياد كرديم , مستقيما ريشه در قرآن دارد. و تـا امـروز هـم مـحاكم شرعى يا نهادهاى دينى و مجالس قانونگذارى در كشورهاى اسلامى , يا مـجـتـهـدان و مـفـتـيان , تعارض نداشتن قوانين و احكام و فتاواى جديد را با قرآن كريم رعايت مى كنند. 3 ) حديث يا سنت منبع مستقلى از قرآن است . اما با آن مناسبات و پيوند و همخوانى بسيار دارد. چـنـانـكه گاه قرآن سنت را نسخ مى كند يا تخصيص مى دهد , و گاه سنت قرآن را , كه در كتب مربوط به ناسخ و منسوخ , به تفصيل با مثالهاى بسيار بيان شده است . 4 ) عرفان يا تصوف اسلامى كه اساس آن بر حب الهى يا عشق متقابل انسان به خدا و خدا به انسان اسـت ( مـائده , 54 ) , هـمچنين زهد و پارسايى و اصالت ندادن به دنيا و مراقبه و محاسبه نفس , همه در قرآن ريشه دارد. عرفان قرون اوليه كه بر مدار زهد و پارسايى مى گشت , يكسره قرآنى بود. مكتبهاى عرفانى حكمى و فلسفى متاخر از جمله مكتب ابن عربى نيز اساسش بر تاويل جسورانه از آيات و قصص قرآن استوار است . چنانكه مهمترين متن عرفان نظرى در عالم اسلام كه فصوص الحكم ابن عربى ( م 638 ق ) است , داراى 27 فـص است كه با گرده بردارى از قرآن و بر مبناى قصص قرآنى و شخصيتهاى انبياء و به نام آنها طراحى و تدوين شده است . ابـوالعلاء عفيفى در مقدمه تصحيح خود از فصوص , اين نكته را روشن ساخته است ( مقدمه , ص 12 و صفحات ديگر ). همچنين بحث عرفا از اسماء و صفات الهى عمدتا قرآنى است . 5 ) قـرآن با آيات عديده اخلاقى و توصيه هاى بسيار به فضايل و نهى تخطئه از رذايل اخلاقى , در حـدى بـه اخـلاق و حـكمت عملى توجه دارد كه ميتوان آن را يك رساله اخلاقى متعالى در نظر گرفت , و در اغلب مكاتب و كتب اخلاقى , نفوذ آيات و احكام اخلاقى قرآنى مشهود است . ( بـراى تفصيل در اين باره ـ تعاليم اخلاقى در قرآن نوشته بشيردار , در كتاب تاريخ فلسفه در اسلام , تدوين م . م . شريف , 1/224 - 241 ). 6 ) قرآن اساس دستور زبان عربى را نهاده است .

 بايد دانست كه نه قرآن تابع نحو و دستور زبان عربى است , بلكه نحو و دستور زبان عربى تابع قرآن است كه فى المثل سبيل يا رحمت را هم به صورت مؤنث و با ضمائر مؤنث , تلقى كرده است هم به صورت مذكر. از الكتاب سيبويه ( قرن دوم هجرى ) تا مغنى اللبيب ابن هشام ( م 761 ق ) , تا معجم هاى نحو كه امـروز در جهان عرب تدوين مى گردد ( از جمله ـ معجم النحو , تدوين عبدالغنى الدقر ) اساس همه يا اكثريت قاطع مثالها و شواهد قرآنى است . در مورد علوم بلاغى از جمله معانى , بيان و بديع نيز امهات متون بر اساس تعبيرات و زبان و بيان و شواهد و مثالهاى قرآنى شكل گرفته است . چـنـانـكـه دلايـل الاعـجـاز ( در علم معانى ) و اسرارالبلاغة ( در علم بيان ) هر دو اثر عبدالقاهر جرجانى ( م . 471 ق ) اوج آنهاست . نفوذ قرآن در ادبيات عربى و فارسى و تركى و اردو و ساير زبانهاى جهان اسلام بسيار عظيم است . اغـلب فرهنگهاى عربى از لسان العرب تا المعجم الوسيط , شواهد و مستندات خود را از قرآن نقل مى كنند. زبانشناسان عرب به حق برآنند كه اگر قرآن نبود زبان عربى نابود مى شد. ( ـ مباحثى در فقه اللغة و زبان شناسى عربى . نوشته رمضان عبدالتواب . تـرجمه حميدرضا شيخى , فصل دوم , 125 به بعد ) استاد مطهرى مى نويسد : زبان عربى , فقط زبان يك كتاب است , به نام قرآن . قرآن تنها نگهدارنده و حافظ و عامل حيات و بقاى اين زبان است . تـمـام آثـارى كـه بـعـد به اين زبان به وجود آمده , در پرتو قرآن و به خاطر قرآن بوده است ... ( خدمات متقابل اسلام و ايران , 91 ). 7 ) عـلم كلام اسلامى , چه علم كلام مذهب رسمى اهل سنت يعنى كلام اشعرى , و چه علم كلام اقليت آنان كه امروزه كمابيش مهجور است , يعنى كلام معتزلى يا اعتزالى ريشه در قرآن دارد. همچنين مذاهب ديگر از جمله مرجئه و حتى خوارج . علم كلام مذاهب شيعه و محصوصا اسماعيليه و شيعه اماميه اثنا عشريه نيز كاملا قرآنى است . و از اصول دين , و اصول مذهب ( عدل و امامت ) دو گونه بحث مى كنند , عقلى و نقلى . و در بحثهاى نقلى اتكاى اصلى به آيات قرآنى است . 8 ) فـلسفه اسلامى نيز كه تا حدودى بر معتقدات و كلام استوار است جز در بحثهاى خيلى فنى و اسكولاستيك , غالبا به قرآن نظر دارد. و حتى در بحث اصالت وجود يا ماهيت نيز به آياتى از قرآن مجيد استناد مى كنند. ( رعد , 17 نيز ـ تفسير الميزان ذيل همين آيه ). يا برهانهاى اثبات وجود خداوند را با آيات قرآنى تطبيق مى دهند. ( از جمله برهان وجودى يا صديقين را با آيه 53 سوره فصلت ). و فلسفه اعصار متاخر از جمله فلسفه مزجى و متعالى مكتب ملاصدرا كه آميزه اى از فلسفه و كلام و عرفان است و مهمترين تز آن حركت جوهرى است , مبنا و مستند قرآنى دارد. ( براى تفصيل بيشتر ـ تعاليم فلسفى قرآن در كتاب تاريخ فلسفه در اسلام . تدوين م . م . شريف , 1/195 - 221 ). 9 ) هـنرهاى اسلامى مخصوسا ادبيات , معمارى , خوشنويسى , و بخشى از موسيقى كه مربوط به تـرتـيـل و تـغـنى و همخوانى قرآن مجيد و نيز قوالى در مجالس سماع صوفيانه و اعياد مذهبى , هـمـچـنـيـن كـتـابـت و كـتـابـسازى و كتاب آرايى با هنرهايى چون تذهيب و تشعير و تجليد و كـتـيـبـه نويسى كه جزو هنر معمارى است و آرايش درون و بيرون مساجد و مقبره ها و نهادهاى خـيريه از جمله تكيه ها و حسينيه ها , و حتى آب انبارها , غالبا و به مناسبت از آيات قرآنى استفاده مى شود , و در همه اين هنرها و فنون جنبى ديگر نفوذ قرآن بى حد و حساب و وصف ناپذير است . ( نيز ـ خوشنويسى در فرهنگ اسلامى , تاليف آنمارى شيمل . ترجمه اسداللّه آزاد ). 10 ) عـلـوم قرآنى و قرآن پژوهى چنانكه در بخش مربوط به آن خواهد آمد , و در سراسر اين مقاله هـم ملاحظه مى گردد , در اطراف قرآن مجيد و براى فهم و تفسير آن و استفاده از قرآن شناسى در ساير علوم شرعى پديد آمده است . 11 ) از همه وسيعتر و عظيمتر نفوذ قرآن در فرهنگ عامه و زندگى روزمره مسلمانان است . زير گوش نوزاد مسلمان اذان مى گويند و آياتى ( از قرآن مى خوانند.

 

نـام نـوزاد را يـا با تفال و استخاره از قرآن انتخاب مى كنند يا نامهايى مى نويسند و براى تبرك در ميان صفحات قرآن قرار مى دهند و قرعه وار يكى را بر مى گيرند. همچنين نام فرزندان و روز و ساعت تولدشان را در صفحه اول يا آخر قرآن خانوادگى مى نويسند. اسـتـخـاره يـعنى مشورت با قرآن و راهنمايى خواستن از جنبه قدسى و غيبى قرآن , سابقه اى به طول تاريخ قرآن دارد. و در بـعـضـى كـتـب كه مخصوص نوادر و نكته ها و ظرايف است , از استخاره هاى تاريخى سخن مى گويند ( نيز ـ مقاله استخاره در قرآن پژوهى ). در اغلب مراسم دينى و اجتماعى و اعياد و در ايران بعد از انقلاب اسلامى در آغاز هر جلسه رسمى اعم از علمى يا ادارى يا سياسى , آياتى چند از قرآن مجيد تلاوت مى شود. قرآن همچنين در عبادت روزانه نقش اساسى دارد. زيـرابـه فـرموده رسول اكرم (ص ) لا صلوة الا بفاتحة الكتاب ( نماز جز با خواندن فاتحة الكتاب درست نيست ). و اهل سنت 17 بار و شيعه به تفاوت مشربها , حداقل 10 بار سوره حمد را در نمازهاى شبانه روزى خود مى خوانند. همچنين پس از قرائت سوره حمد به انتخاب خود يك سوره يا مجموعه آياتى از يك سوره قرآن را كـه اصـطلاحا به آن ركوع گفته گفته مى شود , مى خوانند و تلاوت قرآن از عبادات مستحب مؤكد است و اغلب مسلمانان هر روزه بخشى از قرآن و در ماه رمضان يك دور قرآن را مى خوانند. جـز قـاريـان و مـقـريان و اهل تجويد و تلاوت و ترتيل و تغنى و خوشخوانان كه قرآن كريم مدار و موضوع اصلى علم و هنر آنان است و رموز و فنون درست خوانى را سينه به سينه و با سنت شفاهى و استاد - شاگردى از عهد رسول اللّه (ص ) تاكنون ادامه داده اند , در عرف عادى و نظام آموزشى قديم و جديد ايران و همه كشورهاى اسلامى , تعليم خواندن و درست خواندن و گاه حفظ قرآن , جزو اصلى ترين مواد درسى و آموزشى بوده و هنوز هم با شور و شوق بسيار ادامه دارد. بـراى ايـن كار غالبا از جزء آخر ( سى ام ) قرآن مجيد يعنى جزء عم [ عم يتسائلون , آغاز سوره نبا ] اسـتـفـاده مـى شـود و به چنين جزوه اى عم جزو ( كه بعضى به اشتباه عمه جزو مى نويسند ) گفته مى شود. امـروزه بـا گـسترش امكانات صوتى و فنى و نيز جهانگير شده رسانه هاى گروهى , در تلاوت و ترتيل قرآن كريم تحولى بزرگ پديد آمده است . خوشخوانى قاريان هنرمند را به صورت نوار كاست , ضبط مى كنند. غـالـبا هر جزء قرآن را در يك نوار و مجموعا كل قرآن را در 30 نوار يكساعته مى خوانند و نوارهاى كاست را به صورت يك مجموعه جمع و جور كه به آسانى قابل حمل و نقل است درمى آورند كه المصحف المرتا [ ترتيل قرآن , يا مصحف به ترتيل خوانده ] نام دارد.

 

نيز از طريق رسانه راديو و تلويزيون ترتيل و تلاوت قرآن مجيد را پخش مى كنند. بـسـيـارى از كشورهاى اسلامى , از جمله ايران , ايستگاه خاصى به نام راديو قرآن دارند كه در تمام يا بعضى از ساعات شبانه روز تلاوت و ترتيل قرآن را منتشر مى سازند. يـا از طـريـق تلويزيون مجلس خوشخوانى قاريان و مقريان هنرمند را كه گاه همراه با همخوانى است , همچنين مسابقات كشورى و بين المللى قرائت قرآن را نشان مى دهند. جنبه قدسى و حرمت والاى قرآن باعث شده است كه از آن براى حفظ و تعويذ استفاده كنند. از آيات قرآن مخصوصا آيت الكرسى ( بقره , 255 ) و آيه و ان يكاد ( آخرين دو آيه سوره قلم ) حرز و تعويذ به صورت حمايل و گردن آويز و بازوبند مى سازند. بعضى از مسلمانها همواره قرآن كوچكى به همراه دارند. رسم كتابت قرآن ( گاه تمامى قرآن ) بر پيراهنهاى مخصوص براى حفظ در جنگها و مخاطرات , امروزه كمتر و در گذشته بيشتر معمول بوده است . گـاه سـوره يـس را بـر پـارچه اى حلقوى شكل مى نويسند كه به آن حلقه ياسين مى گويند و اطفال را براى تبرك و حفظ از ميان حلقه آن رد مى كنند. گـاه آيـات قـرآن به محلول آب و زعفران توشته مى شود و براى شفاى امراض , مخصوصا امراض روحى , به بيماران نوشانده مى شود. قـرائت سـوره حـمـد براى بيمار رسم كهنى بوده است ( حافظ گويد : فاتحه اى چو آمدى بر سر خسته اى [ بيمارى ] بخوان ). امـروزه رسـم قـرائت فـاتحه بر مرده و براى شادى روح او , و ترتيب مجالس ذكر و قرائت قرآن ( مـجـالس فاتحه ) براى بزرگداشت و طلب آمرزش روح درگذشتگان در سراسر جهان اسلام در شـب وفـات و روزهـاى سوم يا پنجم و هفتم و چهلم و سال - بسته به اختلاف و آداب و رسوم هر منطقه - برقرار است . همچنين بعضى از مردم وصيت مى كنند كه از ثلث ميراث آنان , يك يا چند دوره قرائت [ ختم ] قـرآن بـراى آنـان به شيوه استيجارى و با پرداخت اجرت يا حق الزحمه از كسى يا كسانى خواسته شود. درباره رعايت حرمت و احترام والا و عظيم قرآن سخن بسيار است . بعضى پارسايان به احترام قرآن , در اتاقى كه در آن مصحف باشد , نمى خوابند. همچنين در آداب قرائت و تلاوت قرآن , صحبت كردن در اثناى تلاوت يا اظهار كسالت - از جمله خميازه كشيدن - درست به مانند هنگام نماز ممنوع شمرده شده است . اغـلـب فقهاى اسلامى بر مبناى آيه لا يمسه الا المطهرون ( واقعه , 79 ) حكم به لزوم طهارت شرعى ( وضو داشتن ) براى خواندن قرآن يا دست زدن به آيات مقدس آن داده اند. نـووى كه از حديث شناسان و قرآن پژوهان نامدار است , بر آن است كه مستحب است هنگامى كه قرآن را به نزد كسى مى آورند , به احترام آن از جاى برخيزد. ( مناهل العرفان , 1/404 ). به نظر مى رسد كه در ميان كتب مقدس , هيچ كتابى همانند و همچند قرآن در تمدن و فرهنگ و زندگى روزمره پيروانش , نفوذ نداشته باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

تلاوت قرآن از آخر به اول

قرآن

مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی خوانساری – که نماز باران ایشان معروف است- از مراجع تقلید عظام شیعه بود. ایشان پس از اینکه مرحوم کربلایی کاظم را امتحان کردند به او فرمودند :

می توانی قرآن را از اول به آخر بخوانی؟

گفت :آری. وشروع کرد به خواندن بزرگترین سوره قرآن یعنی سوره مبارکه بقره از آخرین آیه به سمت آول.

 مرحوم خوانساری فرمودند:

بسیار عجب است ! من شصت سال است سوره "قل هو الله احد" (سوره توحید)  را که چهار آیه است می خوانم و نمی توانم بدون فکرو تامل از آخر به اول بخوانم ولی این مرد عامی دهاتی سوره بقره را که 286 آیه است بدون تامل مستقیما و معکوسا از حفظ می خواند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |