محفل انس با قرآن با حضور استاد عبدالفتاح طاروطی
زمان : سه شنبه - ۱۹/۶/۸۷
مکان : مسجد جامع ارومیه
احتمالا بنده هم در این محفل تلاوت خواهم کرد . آخرین باری که استاد طاروطی ارومیه بودند برمی گرده به سال ۱۳۸۳ که من پیششون تلاوت کردم . اون موقع من تازه وارد سن بلوغ شده بودم و نمی تونستم تلاوتی کهمدنظرم هست رو بکنم ولی شکر خدا الان وضعم بهتر شده و دوست دارم تو این محفل پیشش قرآن بخونم و نظرش رو بدونم .
![]() |
||
عباس سلیمی، قاری معروف قرآن و اولین شاکی نامجو بیانیهای را در خبرگزاری قرآنی ایران منتشر کرده، به این مضمون:
1- اقدام اينجانب عليه نامجو، يك شكايت شخصی نبوده و بلكه اعلام جرم است، بدون اينكه شخصاً متضرر از اقدام وی شده باشم، لذا علیرغم تقاضای وكيل يادشده، نمیتوان با ديده خطاپوش به مانحنفيه نگريست.
2- اگر چه نيازی به ابراز دليلی برای درك جايگاه رفيع قرآن كريم، به عنوان پيام وحی، چكيده كتب آسمانی و منشور بیبديل سعادت بشر نمیباشد، لكن يادآوری اين امر ضروری است كه:
الف: فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ/وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ/ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ / فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ/
لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ(واقعه/80-75) وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْكِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَكِيمٌ(زخرف/4)
ب: از ديدگاه پيامبر اكرم (ص) فضل القرآن علی سائر الكلام كفضل الله علی خلقه. برتری قرآن بر ديگر سخنان، همچون برتری خداوند بر خلق خود است.(ميزانالحكمه/16432)
ج: از منظر امامان (ع) افضل الذكر القرآن به تشرح الصدور و تستنير السرائر. بهترين ذكر و سخن، قرآن است به وسيله اين قرآن است كه سينهها فراخ میشود و درون جان انسانها روشن میگردد.(ميزانالحكمه/16416)
و برای آنانكه نظريات دانشمندان شرق و غرب، ملاك قضاوت ايشان است قرآن و پيامبر (ص) از عظمت خاصی برخوردارند، تا آنجا كه:
ويل دورانت میگويد: حضرت محمد از بزرگترين بزرگان تاريخ است.
تولستوی میگويد: شخص شخيص پيامبر اسلام، سزوار هرگونه احترام و اكرام است.
كارل ماركس میگويد: نه تنها بايد محمد را در رديف مردان بزرگ و برجسته تايخ شمرد، بلكه سزاوار است به پيامبری او اعتراف كنيم و از دل و جان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است.
گوته میگويد: مندرجات كتاب قرآن، ما را مجذوب میكند و به شگفت میآورد و سرانجام به تعظيم و احترام برمیانگيزد.
موريس فرانسوی میگويد: قرآن، برترين كتابی است كه عنايت ازلی به سوی بشر فرستاد.
ژانژاك روسو میگويد: برويد ای بیخردان بیمايه! در قرآن و زبان عربی دقت كاملی نماييد تا حقائق و مزايای آن بر شما آشكار گردد.
ولتر میگويد: من يقين دارم اگر قرآن و انجيل را به يك فرد غير متدين ارايه دهند، او حتماً قرآن را برخواهد گزيد.
توماس كارلايل میگويد: هر كس قرآن را مطالعه میكند در عظمت و جلال آن مبهوت میشود و صدها اقرار و نظريه ديگر كه تماماً در بيان عظمت و جلالت و قداست قرآن و پيامبر ابراز شده است. با اين وصف مشخص میشود كه متن شريف قرآن، كلام خدا و وحی آسمانی بوده، تحت هيچ عنوان قابل مقايسه با ساير متون و كتب و منابع، حتی قابل مقايسه با ادعيه نبوده و قرائت آن نيز تابع ضوابط ويژه خود میباشد.
3- در نامه وكيل آقای نامجو ادعا شده كه قطعه موهن اجرا شده، يك كار پژوهشی و مبتنی بر ايده تلفيق موسيقی عرب و موسيقی ساير ملل است كه در روز ضبط آن به علت جا ماندن اشعار عربی در خانه! مشارالله بهطور ناخودآگاه و غير عمد، آيات قرآن را كه از حفظ بوده جايگزين اشعار نموده است!
گذشته از قداست واژه پژوهش، قضاوت در مورد اين توجيه سست بر عهده تمام انسانهای منصف و خردمند، اما چه خوب است وكيل محترم به اين سوالات پاسخ دهد كه:
آيا نمیشد براساس ايده تلفيق (كه البته مبنای علمی آن اعلام نشده) به تلفيق موسيقی ايرانی و موسيقی ساير ملل پرداخت؟!
آيا نمیشد اشعار بهجای مانده در خانه را با پيك يا از طريق فاكس برای او ارسال نمود؟!
آيا نمیشد به جای آيات قرآن از ساير متون عربی استفاده نمود؟!
آيا تأخير در ضبط اين اثر پژوهشی! جبران خسارتناپذيری به دنيای هنر وارد میساخت؟!
گذشته از اين سوالات، متأسفم كه بايد ادعای وكيل يادشده را در مورد اصل موضوع بجایماندن اشعار عربی در خانه و جايگزينی آيات، غيرصادقانه ارزيابی نمايم، زيرا در همين قطعه موهن، علاوه بر آيات قرآن، عبارت عربی نيز خوانده شده است، بنابراين میتوان نتيجهگيری كرد كه مشاراليه میتوانست همان عبارات عربی و موارد مشابه را به كار برده و آيات كلامالله را ملعبه خود قرار ندهد!
به هر حال توجيه ارائهشده، بیاساس و غيرقابل قبول، بلكه شايد عذر بدتر از گناه بوده و اقدام ياد شده بيشتر به بدعت شبيه است تا پژوهش!
4- ادعای برخورداری از سابقه مذهبی و يا قاریبودن در سالهای دور، مجوزی برای عدم رعايت حرمت قرآن محسوب نشده و موروثی بودن ديانت در خانواده نيز نمیتواند در قبال اهانت به ارزشها، مصونيت تلقی شود! مضافاً اينكه با آرزوی رحمت واسعه الهی برای پدر ارجمند آقای نامجو و آرزوی سلامتی و تندرستی مادر مكرمه ايشان، بايد گفت كه مسئوليت خواننده اين قطعه با برخورداری از چنين خانواده متدينی، مضاعف است و مشاراليه بايد ميزان فضل حاصل از چنان پدر محترمی را نيز بروز دهد.
ناگفته نماند كه اعلام جرم عليه يك فرد، ارتباطی به خانواده و بستگان او نداشته و نص قرآن موضوع را روشن میسازد: وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى(اسرا/15) (بار گناه و مسئوليت هيچكس بر دوش ديگری نيست)
چگونه میتوان ادعای وكيل آقای نامجو را پذيرفت كه خواننده يادشده آنقدر مومن، معتقد به شعائر دينی و مذهبی، محجوب و مودب است كه تصور تعرض به اعتقادات دينی در مورد وی غيرقابل باور است؟!!
يا للعجب! اين واژههای وزين، در فرهنگ لغات و باور انسانها، تعريف و معنای خاص خود را دارا میباشند و اطلاق اين صفات به اشخاص، مستلزم احراز است.
فرهنگ والای ايمان ـ اعتقاد ـ حيا و ادب چگونه به كسی اجازه میدهد عنوان آسمانی پيامبر اكرم(ص) را تحت عنوان (يا ايها المزمل) در نهايت اشمئزاز و با بهكارگيری اصواتی كه در فضای موسيقی به اصطلاح سنتی، پاپ، جاز، راك و … نيز هيچ جايگاهی ندارد، با شيوهای تمسخرآميز عربده كشد؟!!
چرا برای دفاع ناحق، اينقدر توجيه؟! به وكيل محترم ايشان عرض میكنم:
آری، گرچه به استناد قانون اساسی و اصول آن، هيچ شهروندی مكلف نيست ديانت و اعتقادات خود را اعلام و از آن دفاع كند، _ كه اصولا خارج از بحث ماست _ اما به موجب قانون، كسی حق اهانت به مقدسات را نيز نداشته و در صورت ارتكاب، مواخذه میشود.
5- يادآور میشوم برخلاف ادعای وكيل يادشده، در كشورهای عربی، قرآن كريم با ريتمهای متفاوت قرائت نمیشود! در كدام كشور عربی يا غيرعربی، اسلامی يا غيراسلامی، نمونهای و سابقهای شبيه اين قطعه موهن يافت میشود؟! به نظر میرسد ايشان بحث اختلاف قرائت را كه بر اساس روايتها و قواعد مخصوص خود، در محدوده قراء سبعه و صدالبته با رعايت شأن و وقار قرآن كريم تلاوت میشود، با اقدام غيراصولی خواننده موصوف خلط نموده است.
6- تفاوت فضای قرائت ادعيه كميل و جوشن كبير نيز دليلی برای قرائت قرآن به سبك موزيكال چندشآور نبوده، هيچيك از كارشناسان و صاحبنظران دينی چنين نظريه و مجوزی صادر ننمودهاند و اظهارات و توجيهات ارائه شده، بيشتر براساس تفسير بهرأی ابرازشده و فاقد مبنای شرعی، قانونی و عرفی است.
7- اگرچه قصد تحليل و ايجاد پيچيدگی در موضوع را ندارم، اما واقعاً جای سوال دارد در برههای از زمان كه دشمنان قسم خورده اسلام و انسانيت، با وقاحت و جسارت تمام اقدام به ساخت فيلم و برگزاری مسابقه كاريكاتور با هدف اهانت به قرآن و پيامبر اكرم(ص) كردهاند، چرا بايد چنين حركت ناشيانه و ناپختهای كه اتفاقاً فاقد هرگونه ويژگی و جذابيت هنری است از سوی كسی كه خود را ايرانی، باايمان، قاری، مودب، محجوب و … میپندارد صادر شود؟!
8- آنچه كه مايه تاسف و تعجب است، توجيه و عدم اقرار به خطاست! خطايی بزرگ تحققيافته و توجيهاتی كه اكنون ابراز میشود، شگفتانگيز و به مراتب بزرگتر از خطای مذكور است. اينكه آقای وكيل در پايان نامه خود از اينجانب خواسته است تا با ديده خطاپوش به اين موضوع بنگرم، گذشته از اينكه فینفسه اقراری تلويحی محسوب میشود جای تامل دارد! بالاخره بايد صراحتاً گفت كار اين خواننده، درست بوده يا غلط؟! اگر كار او اصولی بوده، چرا تقاضای نگرش خطاپوشیگونه؟ و اگر اقدام او غيراصولی بوده چرا ادعای ديانت و ايمان و توجيه و فرافكنی؟!
همانگونه كه عرض كردم، اقدام اينجانب، شكايت نيست بلكه اعلام جرم است، لذا بحث ما مطلبی نيست كه با عذرخواهی (آن هم از زبان ديگری و در لفافه واژههای خاص) منتفی شود!
اين شاگرد كوچك قرآن، با عذر تقصير به پيشگاه قرآن مجيد، برادرانه و ناصحانه به آقای محسن نامجو اندرز میدهم به جای عذرخواهی خفيف، آن هم از زبان وكيل خود، با شهامت تمام
اولاً اشتباه خود را صراحتاً پذيرفته و دست از توجيه بردارد.
ثانياً از خداوند بزرگ تقاضای بخشش نمايد.
ثالثاً ضمن عدم تكرار اينگونه اقدامات، از ساحت مقدس قرآن كريم و امت مسلمان عذرخواهی نمايد.
اميدوارم ايشان توصيه مرا حمل بر تفوقطلبی و برتریجويی اين بنده نكرده و بلكه آنها از مصاديق امر به معروف و تواصی به حق تلقی نمايد.»
درود بر استاد عزیز حاج عباس سلیمی . انصافا من از این بیانیه خیلی چیزها یاد گرفتم
| |||||||
در خصوص شکايت آقاي عباس سليمي در مورد يک قطعه موسيقي که کلام آن حاوي آيات شريفه قرآن است، نکات ذيل را به اطلاع عموم مي رسانم:
1. اين قطعه موسيقي يک کار پژوهشي و بر اساس ايده تلفيق قطعاتي از موسيقي عرب با موسيقي ملل تنظيم گرديده است. در روز ضبط قطعه، اشعار عربي در خانه جا ميماند و محسن جهت بررسي نتيجه کار، به طور ناخود آگاه و غير عمد بهجاي اشعار عربي مذکور به خواندن آياتي از قرآن که از حفظ بوده اقدام مي کند. لازم به توضيح است که محسن در دوران دبيرستان قاري قرآن بوده و اين آيات را از حفظ ادا کرده است.
2. بر اثر بيمبالاتي يا غرضورزي افرادي ناشناس يک اثر پژوهشي که صرفا در حد يک يادداشت شخصي بوده و هيچگاه جهت پخش يا انتشار ضبط نشده است سر از اينترنت درميآورد و با وجود خواست سازنده، قطعه تکثير ميشود.
3. ديانت و تعظيم شعائر موسيقي در خانواده ما موروثي بوده و جاي شبهه ندارد. پدرم، برادر بزرگترم و محسن، قاري قرآن بودهاند و بيست سال پس از فوت پدرم، هنوز مادرم بر اداي نذري که بر ذمه پدرم بوده اصرار ميورزد. نماهايي از فيلم «آرامش با ديازپام 10» که از منزل پدري ما فيلمبرداري شده گواه اين امر است.
(گرچه طبق قانون اساسي هيچ شهروندي مکلف نيست که ديانت و اعتقادات خود را اعلام و از آن دفاع کند، اما ايجاد اتهامي چنين سنگين ايجاب ميکند که من بهعنوان وکيل برادرم، توضيحاتي را ارائه کنم تا او به مظان اتهامي نادرست، هستي و نيستياش بر باد نرود.)
4. انتشار بدون مجوز و بدون اذن صاحب اثر (آثاري مثل موسيقي، فيلم، کتاب، مقاله ) و حتي انتشار فيلمهاي خصوصي زندگي ديگران گناهي است که در جامعه ما قبح آن از بين رفته و هيچکس براي آن شکايت به دادگاه نميبرد. در غير اينصورت به آساني نميشد براي پژوهشهاي شخصي کسي او را در مظان اتهام قرار داد.
5. بههر تقدير برادر ارجمند آقاي عباس سليمي به دليل سوابق و تجارب طولاني ميدانند که :
الف. در کشورهاي عربي قرآن را به لحنها و ريتمهاي متفاوت قرائت ميکنند و اين امر خصوصا در مصر بسيار بارز است.
ب. موسيقي بيروني و دروني جزء لاينفک آيات شريفه قرآن است. اين موسيقي در سورههاي مختلف تغيير ميکند و همين موسيقي امکان قرائتهاي متعدد را فراهم ميکند.
ج. بسياري از ادعيه نيز موسيقيهاي جذاب و متفاوت با ريتمهاي ترکيبي زيبايي دارند و به همين دليل لحن و فضا و ريتم خواندن دعاي کميل مثلا با دعاي جوشن کبير متفاوت است. آيا اگر موسيقي بيروني ادعيه در کنار هم در يک اثر قرار گيرند و تکرار شوند، آيا صفت چنين عملي سخيف است؟
د. آقاي عباس سليمي در مصاحبهشان فرمودند که هر کسي صلاحيت قرائت قرآن را ندارد و نياز به دريافت مجوز و رعايت ضوابط است. آيا ايشان مطمئن هستند که تمامي مسلمانان دنيا براي قرائت قرآن از نهادي مشخص مجوز ميگيرند. واقعا براي قرائت آن بايد از نهادي مجوز گرفت. احتمالا منظور ايشان صرفا آموزش قرآن، آنهم در کلاس هاي رسمي بود والا ما که در مکتب خانه قرائت قرآن آموختيم.
6. محسن نامجو در گفت وگوهاي خود با خبرگزاريهاي رسمي و روزنامههاي کثيرالانتشار ايران، بارها اعلام کرده که فردي مذهبي است و از خانوادهاي مذهبي برآمده است. در اثبات اين مدعا ميتوان به ترانههايي که براي امامان شيعه با عناوين “علي” «در مدح حضرت علي(ع)» و “ياس به زنجير” «در سوگ سالار شهيدان امام حسين(ع)» سروده و اجرا کرده است، اشاره کرد.
7. اينجانب به وکالت از برادرم صريحا تاکيد ميکنم که اين امر، بدون نيت توهين، بدون قصد قبلي و صرفا بهصورت خصوصي و شخصي بوده است. گرچه لحنهاي اجرا شده در آن قطعه شايد براي ما نامانوس باشد، اما اغلب اين لحنها در کشورهاي عربي رايجاند. بنا به موارد فوق مشخص است که هيچ قصد قبلي متناسب با عناوين اتهامي در اين خصوص وجود نداشته و ندارد.
کساني که محسن نامجو را از نزديک ميشناسند، او را آدمي مومن، معتقد به شعائر ديني و مذهبي، محجوب و مودب ميدانند که تصور تعرض به اعتقادات ديني در مورد وي غيرقابل باور است.
با وجود همه اين موارد براي رفع هرگونه شائبه بدين وسيله اعلام ميدارم که محسن نامجو از بابت پخش غيرمجاز اين تجربه شخصي متاسف بوده و عذرخواه کساني است که احساسات دينيشان جريحهدار شده است. محسن نامجو اطمينان دارد که با توجه به توضيحات فوق، آقاي سليمي و ساير بزرگان با ديده خطاپوش به اين موضوع خواهند نگريست، چرا که تحمل اين اتهام ناروا فارغ از اينکه مجازاتي به آن تعلق گيرد يا خير، فراتر از توان و تحمل خود و خانوادهاش است.
8. در خاتمه لازم به ذکر است که محسن نامجو روز پنجشنبه 7 شهريورماه 87 يادداشتي را درسايت خود با اين مضمون گذاشته است: «اينجانب محسن نامجو از اخبار امروز مطلع شدم. اين موضوع توسط مراجع دولتي در سال گذشته با من مطرح شده بود و من متن توضيحي راجع به اين قطعه را به ايشان ارائه دادم که هيچگاه چاپ نکردند. بهزودي توضيح رسمي اينجانب راجع به اين قطعه در سايت اينترنتي خودم و سايتهاي خبري ايران ارائه خواهم داد تا هيچگونه شک و شبههاي پيش نيايد. خداوند همه ما را به راه راست هدايت کند.»
قضاوت با خودتان..!!

پسر استاد عبدالباسط

شیخ منصور بدار

شیخ محمد سلامه
استاد شحات محمد انور
سید نقشبندی

استاد محمد عبدالعزیز حصان
استاد احمد احمد نعینع
استاد احمد ابوالقاسمی
استاد سید متولی عبدالعال
استاد سید سعید





در محراب رویایت
اقامه میکنم اندیشه سبزم را
وتو را در زلال ترین لحظات
بر قنوت دستانم متجلی می بینم
وقتی به رکوعی سرخ دل میبندم
زمزمه های جاری
بر شعله های التهاب من آب میزند
وبا قیام متحول میشوم.
عطر کلام تو را با شامه ی احساس
واژه به واژه
در رنگین کمان دور میشوی
می بویم.
تقدیم به امام زمان
با تشکر از saghar